طنز

امیر شمسایی

طنز

امیر شمسایی
طنز امیر شمسایی

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه



تاريخ : شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ | 19:57 | نویسنده : امیر شمسایی |

پیچ مشکلات پزشکی (طنز)

 

bolt-medical-problems1
 

پیج موشکلات پزشکی:

سلام عذر میخواهم از حضورتون، میخواستم بپرسم دماغ به کجاها راه داره؟؟

حالا کامنت های ملت همیشه در صحنه

– به اتوبان نواب!!

– تا تهش به عنبیه، ولی شما کجا میخوای بری؟!

– ببین داداش از سوراخ سمت چپی که وارد بشی اولین بن بست میشه مخ یا همون مف،

من فقط همینو بلدم!!

– چیه چیزی اون توو گم کردی؟!

– به حلق!

– آب توش کن ببین از کجا میزنه بیران!!

– وایسا برم تخمه بگیرم بیام!

– اگه مرز رو نبندن تا ترکیه راه داره :))



تاريخ : شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ | 12:42 | نویسنده : امیر شمسایی |

دروغ هایی که آقا پسرا به دخترا میگن! – طنز

 

boys-lie-to-girls

در این بخش آسمونی ، متن طنز دروغ های متداول برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها رو قرار دادیم تا با خوندن اون ها خنده رو لباتون بشینه ..

دروغ : بعدا باهات تماس می گیرم

معنی : دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ : تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار

دروغ : اون دختر هیچ تیریپی با من نداره – ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی: عاشقشم

دروغ : من ترو برای وجود خودت دوست دارم

معنی: من فقط دنبال ………. هستم

دروغ : آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی: داریم میریم دختر بازی.

دروغ : می تونی ۵ هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده :

دروغ : قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم.

معنی : ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد.



تاريخ : شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ | 12:41 | نویسنده : امیر شمسایی |

ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﻋﻮﺍ (طنز)

boys-and-girls-when-fights(1)

آسمونی مکالمه بگو مگوی خنده دار دختر و پسر موقع دعوا رو برای شما کاربران عزیر قرار داده تا با خوندنش کلی بخندید …

ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻋﺸﻖ ﻣﻨﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ ، ﺑﺎﯼ
ﭘﺴﺮ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻧﺰﻥ ، ﺑﺎﯼ
ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺭﻩ ﻟﯿﺎﻗﺘﺖ ﻫﻤﻮﻥ gf ﻗﺒﻠﯿﺖ ﺑﻮﺩ ، ﺑﺎﯼ
ﭘﺴﺮ : ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺧﻼﻕ ﮔﻨﺪﺕ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺎﯼ
ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﮕﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ؟؟ ﺑﺎﯼ .
ﭘﺴﺮ : ﭼﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ؟ ﭼﮑﺎﺭﮐﺮﺩﯼ؟ !!! ﺑﺎﯼ .
ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺭﻩ ﺑﮕﻮ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﮕﻪ ؟ ﺑﺎﯼ .
ﭘﺴﺮ : ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﮔﻠﻢ ، ﺑﺎﯼ
ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺮﺍ ﻋﺸﻘﻢ ، ﺑﺎﯼ
ﭘﺴﺮ : ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺳﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺎﯼ
ﺩﺧﺘﺮ : ﭘﺲ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻋﺸﻘﻢ ﻓﻌﻼ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻦ ، ﺑﺎﯼ
ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ، ﺑﺒﺨﺶ ، بای
ﺩﺧﺘﺮ : ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻓﺪﺍﺕ ، ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ، ﺑﺎﯼ ! o_O
.
.
.

ببنید با کیا شدیم 78 میلیون نقر!!!!!! خدایا خودت ظهور کن… 
.
.
.
فعلا بای



تاريخ : شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ | 12:40 | نویسنده : امیر شمسایی |

 

confessions-very-funny-you-admit

(فکر کنم هممون کلی اعتراف خنده دار داشته باشیم.پس با آسمونی همراه باشید همین الان  اعترافات رو بخونید.

شما هم اعتـــــــرافـــــــــــ کـــــــنـــــــیــــــد.)

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!
.
.
.
اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای …
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده
.
.
.
چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!
.
.
.
چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم
.
.
.
اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون  زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !
.
.
.
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
.
.
.
اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
.
.
.
اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!
.
.
.
.
.
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده
.
.
.
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حتماً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم



تاريخ : شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ | 12:39 | نویسنده : امیر شمسایی |

طنز (در دادگاه خانواده)

 

Untitled-1
حاج آقا(قاضی): خودتونو کامل معرفی کنید…

– شوهر: کاظم! برو بچ بهم میگن کاظم لب شتری! دیلپم ردی! ?? ساله!

– زن : نازیلا! لیسانس هنرهای تجسمی از دانشکده سیکتیروارد فرانسه! ?? ساله!

– حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شدید؟

– شوهر : عرضم به حضور اَ نورت حاجی! ایشون مارو پسند کردن!

مام دیدیم دختر خوبیه گرفتیمش!!!

– زن: حاج آقا می بینین چه بی چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست!

– شوهر: حاجی چرت میگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهیه کامل!

– حاج آقا : جرمت چی بود؟

– شوهر : حاجی جرم که نمی شه بهش گفت!

داش کوچیکم حرف گوش نمیکرد … مختوع النسلش کردم !

– زن : حاج آقا می بینین چقد بی احساسه !

– حاج آقا : خواهر من شما به چه دلیلی تقاضایه طلاق کردین ؟

– زن : حاج آقا ما الان درست ? ساله که ازدواج کردیم ولی این آقا اصلا عوض نشده!

– شوهر : دهه ! بابا بکش بیرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟

– حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اینکه ایشون عوض نشده میخواین طلاق بگــــــــیرین؟

– زن : حاج آقا اولش فکر میکردم درست میشه ! گفتم آدمش میکنم ! مدرنش میکنم !

حـاج آقا این شوهر من نمیفهمه تمدن چیه ! نمیدونه مدرنیسم چیه!

– شوهر : بابا! را به را گیر میده ! این کارو بکن ! این کارو نکن !

این لباسو بپـــوش !! اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !

– زن : حاج آقا به خدا منم تو فامیل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شیک ترین لباسارو بپـوشه!

– شوهر : حاجی میخوایم بریم خونه اون بابای قالپاقش !!!

گیر میده میگه باید کروات بزنی ! به مولا آدم با کروات یبوست میگره !

نفسمون میات بالا ولی پایین رفتنش با شابدوالعظیـــمه !

حاجی ما از بچگی عادت داشتیم دو سه تا تکمه مون وا باشه !!

– حاج آقا : خواهر من حق با ایشونه !

– زن: حاج آقا بهش میگم تو خونه زیرشلواری نپوش ! یکی میاد زشته ! حد اقل شلوارک بپوش!

– شوهر : حاجی من اصن بدون زیرشلواری خوابم نمی بره ! بابا چاردیواری اختیاری !

– حاجی جونم برات بگه که گیر داده خفن که سیغار نکش !

رفته برام پیپ خریته ! آخه خداییـــش این سوسول بازیا به ما میات؟!!

– زن : حاج آقا شما نمیدونین من چقدر سعی کردم حرف زدن اینو درست کنم ! نشد که نشد !

– شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت کنیم !

دیــــگه روم نمیشه جولو بچه محلا سرمو بلند کنم !

حاجی خسته مونده از سر کار میام خونه به جای چایی واسه من کافی شاپ میاره ! درســته آخه ؟!

حاجی از وقتی گرفتمش ?? کیلو کم کردم ! از بس که از این غذا تیتــیشـیا داده به خورده ما!!!

لازانتـیا و بیف استراگانورف و اسپاقرتی و از این آت آشغالا

حاجی هرکی یه سلیقه ای داره ! خب منم عاشق آب سیرابی با کیک تیتاپم !!!

– زن : حاج آقا یه روز نمی شه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وثیقه آزادش کردیم …

– شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! کسی نیگا چپ بهش بکنه ! … !!!

– حاج آقا:خب شما که اینهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتین چرا با هــــــــم ازدواج کردین ؟

– زن : عاشقش بودم ! دیوونش بودم ! هنوزم هستم… !!!



تاريخ : شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ | 12:38 | نویسنده : امیر شمسایی |

طنز جالب مثلا الکی…

 

طنز جالب مثلا الکی…

طنز جالب مثلا الکی…

 

 

 

 

دلـــم کمی مـــرگ میـخواهـــد
الــکی مثــلا من افــسرده ام … :شمام بگید غلـــط کردی بیا بغلـــم و اینا

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

زنم زنگ زده داد و فریاد میگه:
خاک تو سرت آشغال مگه من واست چی کم گذاشتم؟
دلت به حال اون طفل معصوممون نسوخت؟
چرا این کارو با من کردی؟

منو میگی ۳تا سکته رو رد کردم بعدش خندید و گفت:
.
.
.
.
الکی مثلا بهم خیانت کردی….
به خدا یه لحظه فک کردم همه چیرو فهمیده! 

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

مڹ چقد خوشگل و ناز و ملوس وجیگرم……
ایڹ دیگه الکی نیست… واقعیته میفهمی واقعییییت! !!!!

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

از این به بعد هر کی از این الکی ها بزاره خودش میدونه….
.الکی مثلا من جدی ام

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

من عزیز دل کی ام !؟
بگید من،
الکی مثلا!!!
ضایع نکنید!!
فامیلا جم شدن دارن نیگا میکنن!!!!!!!!!

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

لایک میکنید یا با مازارتی از روتون رد شم
الکی مثلا منم بچه پولدارم

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

این یکی رو باید شب بفرستید !!!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ …..
ﺍﻟﮑﯽ …
ﻣﺜﻼ ﻣﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

بچه ها من دارم میرم از اینجا
.الکی مثلا
شما بیاید بگید نرو تورو خدا،اگه تو بری ما رگمونو میزنیم،ما به عشق تو میایم اینجا و…
ضایم نکنیدا
ببینم چیکار میکنید..این وسط جنازه جمع کنمااا

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

متاسفــــم
.
.
.
الکی مثلن من دکترم

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

عزیزم چقد خوشحالم که دیدمت….
.
.
.
.
.
الکی مثلا عشقم برگشته

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

 میخوام در جواب به اون دوست عزیزی که گفته بود باید به جای مرسی بگی ممنون
بگم که ممنون خودش یه کلمه ی عربیه و درستش اینه که بگیم سپاس
.
.
.
.
الکی مثلا من برای زبان فارسی میمیرم!

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

وااای ممنون استاد توضیحاتتون کامل بود جواب سوالمو توش پیدا کردم
.
.
.
.
.
الکی مثلا من از اون خرخونای دانشگاه م

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

 فکر نکنین خاویار چیز خاصیه ها باور کنین مزه تن ماهی میده آدم زده میشه!
.

.
.
.
الکی مثلا من وضعم خوبه هر روز خاویار میخورم

 

——————————————

اس ام اس الکی مثلا من

 

راستی یارانه رو ماهانه میدن چقد میدن
.
.
.
.
الکی مصلن ما پولداریم یارانه نمیگیریم

 



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:51 | نویسنده : امیر شمسایی |

طنزجالب فتیله پیچ خادم!

 

طنزجالب فتیله پیچ خادم!

طنزجالب فتیله پیچ خادم!, فتیله پیچ خادم،سرویس ورزشی هوش خراش نوشت: «حسین زمانی رئیس کارگروه نظارت بر واگذاری استقلال و پرسپولیس می‌گوید که دولت برای واگذاری این دو باشگاه یک بسته شمع نذر خواهد کرد!»

 

خب خدا رو شکر دولت از آخرین تکنولوژی روز برای خصوصی‌سازی استفاده و خیال همه را راحت کرده که دیگر مشکلی برای واگذاری نداریم. چند روز پیش امیررضا خادم را دیدم که در امامزاده صالح در حال شمع روشن کردن است.

 

-«اینجا چی‌کار می‌کنید؟»
خادم بدون فوت وقت یک سالتو بارانداز جانانه بهمان زد که مثل خیار وسط آسفالت پایین آمدیم.
-«چته؟ ای بابا چرا این‌طوری می‌کنی.»

 

خادم: «ببخشید من یه‌کم این روزها به‌هم ریختم، واسه تمرکز باید یک فن کشتی بزنم حواسم بیاد سرجاش.»
-«خب چی‌کار کردی تا الان؟»
خادم از موبایلش یک فایل صوتی را پلی کرد.

 

هادی عامل: «امیررضا خادم، دارنده طلای آسیایی اولان باتور93، طلای جهانی وارنا 91، برنز المپیک 96 آتلانتاو برنز 92 بارسلونا، این قهرمان، این دلاور مرد، چغر بدبدن و بدافت هست این دلاور از خطه قهرمان پرور جویبار.»

 

-«جویبار چیه؟ مگه خراسانی نبودی؟»
خادم: «نه از من اجازه گرفت گفت بذا بگم جویبار.»

 

-«منظورم سابقه ورزشیت نبود، میگم واسه خصوصی سازی چی‌کار کردی.»
خادم: «ای بابا نمی‌دونم چرا ردیف نمی‌شم امروز، می‌تونم یه‌کم تو سر و گردنت بزنم شاید اوکی شدم.»

 

-«خواهش می‌کنم بفرما.»

خلاصه یک پنج دقیقه‌ای ایشان داشت تو سر وگردن ما می‌زد تا حواسش سرجا بیاید، بعدش یک فایل دیگر پلی کرد.

 

هادی عامل: « در همون ابتدای کار برای زیرگیری اقدام می‌کنه و موفق میشه پرسپولیسو خاک کنه و 1 امتیاز رو نصیب خودش کنه، همچنان داره روی بال و کتف و شش‌های حریف خودش کار می‌کنه،

 

حالا سیاسی رو مدیرعامل می‌کنه و 3 امتیاز دیگه رو نصیب خودش می‌کنه، داور سرپا میده، به زیر کتف‌های حریف می‌زنه،

 

آقای دکتر گودرزی در تشکA به پلنگ مازندران توصیه‌های لازم رو می‌کنه، بله با یک حرکت درخشان رو وارد زمین می‌کنه و ضربه فنی، تمام، تمام، خسته نباشی دلاور…»

 

خادم: «اجازه میدی یک بارانداز دیگه بزنم؟ تمرکز ندارم اصلا.»
خادم بدون اجازه شروع کرد ما را تاباندن، تشک هم نبود که یکجا خارج شویم و داور سرپا دهد، تا نزدیکی سر ولیعصر اوضاع همین بود، بین زمین و هوا از او پرسیدم.

 

-«برنامتون واسه پرسپولیس و استقلال چیه؟ پرسپولیسو می‌خوابید چی‌کار کنید؟»
خادم: «برنامه خاصی نداریم، دنبال یکی هستیم که بیاد بخرتش دیگه.»
-«خب قیمتش زیاد نیست به نظرت؟»

 

نزدیک باغ فردوس بود که سرپا داشتیم به کار ادامه می‌دادیم. فقط رو سر زیر بغل ما کار می‌کرد، مردم هم جمع شده بودند و دست می‌زدند.

 

خادم: «به کسی نگو ولی دکتر تا 1 تومن هم پایین میاد، مشتری بیاد، شده دو تا پیتزا پیکو با دوغ هم براش بخریم معامله رو جوش می‌دیم.»

 

-«خب 1 میلیارد فکر نمی‌کنی کم…»
آخرای همین جمله بدون منظور دستم را بلند کردم تا پشت سرم را بخارانم که فکر کرد می‌خواهم فن بزنم، یک بدل جانانه نثار ما کرد و بعدش یک کنده یک چاک که صد سال یک‌بار هم در کشتی نمی‌بینیم!

 

خلاصه مانند کتلت به کف خیابان چسبیدیم، ضربه فنی هم نمی‌شدیم که این کابوس تمام شود.

 

خادم: «کی گفت 1 میلیارد، می‌دونی چقدر بدهی داره؟ 1 میلیون منظورمه، با این بدهیش آخه کی میاد 1 میلیارد پول پاش بده بچه جون.»

 

سرتان را درد نیاورم، ظاهرا در نهایت با یک شیر  و کیک هم شده این دو تیم را می‌‌فروشند. ضمنا ما تا میدان ونک وضع‌مان همین بود.

 

 



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:50 | نویسنده : امیر شمسایی |

گفت‌وگویی خنده دار پیرامون ازدواج -طنز

 

گفت‌وگویی خنده دار پیرامون ازدواج -طنز

گفت‌وگویی خنده دار پیرامون ازدواج -طنز

 

 

پسر: من اساسا معتقدم ازدواج مانعی برای پیشرفت بشره. 
دختر: من هم فکر می‌کنم ازدواج فردیت بشر را مورد هدف قرار داده. 
پسر: به راستی که مسئولیت و تعهد آدم رو فرسوده می‌کنه. 
دختر: کاملا درسته … آثار زیانباری هم برای لطافت پوست به همراه داره. 
پسر: این همه هزینه برای عروسی …
دختر: جهیزیه رو بگو. 
پسر: هزار تا خرجِ الکیِ دیگه. که چی بشه؟
دختر: هیچی
پسر: تازه بعدش خانواده‌ها می‌افتن به جون هم. 
دختر: آخ گفتی! توقع‌ها، حرف درآوردن‌ها، خاله‌زنک بازی‌ها …
پسر: همه رو باید راضی نگه داری وگرنه روزگارت رو سیاه می‌کنن. 
دختر: وای دیوونه کننده است. 
پسر: تازه خود ازدواج هم فقط تا شیش ماه جذابیت داره. 
دختر: کلا سقف یکی از عوامل جداییه. 
پسر: سقف مطالبات؟
دختر: نه، سقف خونه. 
پسر: چطور؟
دختر: تا وقتی خونه باباتی جون میدی که با عشقت بری زیر یه سقف،

وقتی با عشقت میری زیر یه سقف، جون میدی که برگردی خونه بابات. 
پسر: مردها هم سقف رویاهاشون هی میره بالاتر! 
دختر: حالا این هیچی … اینایی که به عشق بچه‌دار شدن ازدواج می‌کنن، وای خدا. 
پسر:‌ها ها‌ها .
دختر: یعنی واقعا ازدواج می‌کنن که تکثیر بشن؟
پسر: حماقت محضه.
دختر: اصلا نمی‌فهمم این بچه چی داره! 
پسر: به سختی به دنیا میاد و به سختی بزرگ میشه ولی در نهایت به راحتی نادیده‌ات می‌گیره. 
دختر: واقعا … راستی، بیژن و عاطفه هم طلاق گرفتن. 
پسر: کدوم بیژن و عاطفه!؟
دختر: بچه‌های ورودی 88 مهندسی شیمی دیگه. همون‌هایی که سال اول دانشگاه ازدواج کرده بودن. 
پسر: برای چی؟
دختر: عاطفه بعد از یه سال فهمید بیژن با یکی دیگه‌ میره سانفرانسیسکو

ولی چون خود عاطفه هم شیش ماه بود با یکی دیگه می‌رفت سانفرانسیسکو چیزی نگفت

تا سفرشون زهرمار نشه. اما بعد از یه مدت دوتاشون فهمیدن و سورپرایز شدن و کلی فان شد! 
پسر: خب پس چرا طلاق گرفتن؟
دختر: دیگه تعدادشون زیاد شده بود، نمی‌گنجیدن! 
پسر: اینم آخر و عاقبت ازدواج‌های امروزی. بهنام هم زنش رو طلاق داد. میدونی؟
دختر: بهنام؟ بهنام شریف؟ 
پسر: آره.
دختر: اون دیگه چرا؟‌
پسر: دو سال دختره رو خونه باباش نگه داشت. آخر دختره قاطی کرد و گفت طلاق میخوام.
دختر: خب یه خونه اجاره می‌‌کرد. 
پسر: پول پیش نداشت، بدبخت بود. 
دختر: اصلا همه بدبختی انسان از ازدواج شروع شد.

اگه آدم و حوا از اون اول دوست معمولی بودن الان این وضع ما نبود. 
پسر: ای داد از این ازدواج … از این سنت منسوخ … از این گرداب نابودگر … مریم! 
دختر: بله؟
پسر: با من ازدواج می کنی؟
دختر: جدی؟
پسر: آره.
دختر: باشه.
پسر: بسیار خب.
دختر: فقط یه چیزی .
پسر: چی؟
دختر: چند تا بچه داشته باشیم؟ 
پسر: چهار تا خوبه؟
دختر: پنج تا بهتر نیست؟
پسر: هر چی تو بگی. 
دختر: اوکی، بای.
پسر: بای.

 



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:50 | نویسنده : امیر شمسایی |

طرح ویژه طنز کاریابی برای بیکاران

 

طرح ویژه طنز کاریابی برای بیکاران

طرح ویژه طنز کاریابی برای بیکاران به گزارش پارس ناز : گروه اقتصادی: سعید هوشیار درستون طنز روزنامه قانون نوشت:
دولت اعلام کرده که 5/2 میلیون نفر بیکار داریم. برای خروج از بحران بیکاری چند راهکار داریم.

 

راه اول
بیکاران عزیز می‌توانند از فرصت به دست آمده در انتخابات مجلس استفاده کرده و جذب بازار کار شوند. تنها لازم است دست خود را دراز کرده و کاندیدای مجلس شوند. با یک سرمایه اولیه اندک می‌توانید وارد مجلس شوید و از مزایای آن بهره مند شوید. بالاخره یک عرصه ای باز است و باید استفاده کرد!

 

راه دوم
با یک حرکت ژان گولرانه می‌توانید به برنامه ماه عسل راه پیدا کرده و از شهرت به دست آمده استفاده بهینه کنید. راه‌هایی که ما برای ورود به برنامه ماه عسل پیشنهاد می‌کنیم:


1-رفتن زیر کامیون و بعدش انجام رقص محلی.


2-ازدواج با فردی 60 سال بزرگ تر یا کوچک تر از خود.


3-خوردن وایتکس و سپس انجام رقص محلی و خواندن سرود.


4-پرت کردن از طبقه 12 برج به پایین و گفتن این جمله که «تو حاضری واسه عشقمون چیکار کنی؟»


5-مسافرت با پراید به کل اروپا و آسیا!


6-پیدا کردن پدر و مادر گمشده‌تان. اگر هم گمشده ندارید، سعی کنید که گم شان کنید و دوباره پیدا کنید.


7-انجام مناظره با تعدادی از نگرانان هسته‌ای به مدت 3 روز متوالی! این موضوع باعث می‌شود که حتی شما به صدر تلکس‌های خبری معتبر هم بروید.


8-تمرین کردن برای ماندن زیر آب به مدت 5 دقیقه!


9-ازدواج با فردی که دلی بزرگ دارد. اساسا داشتن دلی بزرگ در هر زمینه‌ای موجب ورود شما به برنامه ماه عسل می‌شود.


10-خوردن تبلت و گوشی و لپتاپتان و سپس پشتک، وارو، دو وارو جمع.


11-توانایی گفتن «اسب حیوان نجیبی است» از انتهای معده!


12-بریدن دماغتان برای عمل زیبایی و سپس پشیمانی!


13-گشتن به دنبال برادر دوقلویتان! ندارید؟ مهم نیست! بگردید، اگر مدت زمان جستجوی شما زیاد باشد و در انتها به نتیجه‌ای هم نرسد، خودش موجب ورود به این برنامه می‌شود.


14-گریه!

 

راه سوم

کمی حرف‌های قشنگ و معنی‌دار بزنید و سعی کنید که حرفهای‌تان را در اینترنت پخش کنید، سپس منتظر صدا و سیما باشید تا با شما تماس بگیرد. تاکنون بیش از 100 نفر از مهمانان برنامه‌های زنده صدا و سیما از همین طریق جذب بازار کار شده‌اند.

 

راه چهارم
یک حرکت عجیب انجام دهید و سپس ویدیوی آن را در یوتیوب و وایبر و تلگرام پخش کنید! سپس منتظر بازی در سریال‌های صدا و سیما شوید. مثلا «شیب، بام و…» و یا «تک دیل من رو بریدی!» و…

 

راه پنجم
فیلمسازی کنید! ایرج ملکی؛ شاعر سینما، راهش را از همین مسیر شروع کرد. او را پدر سینمای پست مدرن ایران می‌دانند! شما نیز می‌توانید همین راه را پیش بگیرید!

 

راه ششم
کارشناسان راه ششم را پردردسرترین و خطرناک‌ترین می‌دانند! این راه جستجو برای کار و شغل است! از آنجایی که به نتیجه‌ای نمی‌رسید و بر عبث خواهید پایید (فعل آینده از مصدر عبث پاییدن)، بی خیال این راه شده و همان راه‌های بالا را امتحان کنید.

 

 



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:49 | نویسنده : امیر شمسایی |

جمله های طنز زد پسری

 

جمله های طنز زد پسری

جذابیت پسر به خنگ بودنشه، پسرای ایرانی هم که همشون جذااااب !

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

اینکه پسرا مشکل «چی بپوشم؟ » ندارن،
ربطی به ژنتیک و… نداره. کلا یه دست لباس تمیز بیشتر
ندارن.

 

جمله های طنز زد پسری

 

همونقدری که دخترا برای ازدواج به اذن پدر احتیاج دارن، متاسفانه پسرا هم محتاج اذن مادرن !!

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

اختلاف طبقاتی داره بیداد میکنه فاصله واحد ما با دختر همسایمون که نباید 7 طبقه باشه فوق فوقش 1طبقه

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

یکی از بزرگترین دردسرای پسرا اینه که یکی از مخاطبین خاصش ته ریش دوست داشته باشه و اون یکی ۳ تیغه !
اصن نابود میکنه آدمو …

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

امروز یه دختره تو دانشگا پارک دوبل قشنگى کرد, بعد با خودم گفتم دمش گرم دختراهم بلدن
ولى وقتى امروز اون دختره رو تو سلف پسران دیدم, فهمیدم که اشتباه فکر میکردم…..!!!!!!

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

خوب شد بازیه Pou اومد توی گوشیا تا پسرا بعد ابرو برداشتن و گوشواره انداختن ، قشنگ طعم مادر بودن رو بِچِشَن !

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

پیامک دختر به پسر :
زن یعنی من ، که عشوه هایم دود میکند ابهت مردانه ات را
پاسخ پسر :
قلبونت بِلم عَچیچَم مَن دَل بَلابَل تو اُبُهتی نَدالَم ، بُوچ بُوچ :-* :-*
بیاین الان دستِ جمعی خودکشی کنیم

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

ترسم از اینه پسرایی که شلوار قرمز و صورتی می پوشن!!!!کم کم رو بیارن به جوراب شلواری

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

پسر است دیگر
گاهی دلش میخواهد عشقش فقط مال خودش باشد ولی خودش مال همه !

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

مورد داشتیم پسره به خاطر فوت اقوامش تا ۴۰ روز به ابروهاش دست نزده . . .

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

بعداز قلب پسرها
چین پرجمعیت ترین جای جهان
اعلام شد…

 

جمله های طنز زد پسری

 

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

برادرم
ابـــرو برداشتنتو تحمل کردم….
ناخـــن بلند کردنتو تحمل کردم….
ماتیــــــک زدنتو تحمل کردم….
سلام عجقم چطول مطولی گفتنتو تحمل کردم ….

اما میخای بری بیرون نمیدونی چی بپوشیو نمیتونم تحمل کنم
خدا شاهده نمیتونم

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

تصویری از یک پسر ایده آل :
Error 404
not found
!!!No image

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

یه پسر همسایه داریم خوشگل، فشن، ابرو شمشیری، خوش ارایش، خوش ادا و شیطون، کافیه از سوسکم بترسه تا واسش یه شوهر خوب پیدا کنیم!!!!

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

فک کنم دوست دخترم داره بم خیانت میکنه
بهش زنگ زدم میگم کجایی؟ میگه پیش دختر خالم
آخه دختر خالش که پیش من بود

 

جمله های طنز زد پسری

اس ام اس های خنده دار ضد پسر

 

کار از ابرو و شلوار قرمز و گوشواره گذشت…
امروز یه پسره رو دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد

 

 



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:49 | نویسنده : امیر شمسایی |

کاریکلماتورهای ناب و خواندنی

 

کاریکلماتورهای ناب و خواندنی

نان حلال سر هیچ سفره ای بیات نمی شود !!!

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

اگر خودم هم مانند ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

راننده تاکسی اسکناس روگرفت وبهم گفت:یک نفری؟مکث کردم وگفتم:خیلی وقته!

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

وقتی نوشته هایم به پایان رسید ، قلم از فرط خستگی به خواب رفت.

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

کلاغ می خواست پرواز هواپیما را یاد بگیرد ، دچار نقص فنی شد …!

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود پارو ساختم

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

برای پولدارها زندگی «جاری» است و برای بی پول ها «زن بابا» !

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است !

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

از تشنگی ام ، لیوانی هم به تو می دهم !

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

حوصله که سر برود ، اجاق زندگی خاموش میشود !

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

بعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف …!

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

بعضی از نگاه ها ، صدای قشنگی دارند.

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

اگر حرف مفت را می خریدند ، الان میلیاردر بودم !

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

برای اینکه کفشهایش را برق بیاندازد ، بندهای آن را در پریز فرو میکرد !

◊♦◊

♦◊♦◊♦◊♦◊♦ کاریکلماتورهای زیبا ♦◊♦◊♦◊♦◊♦

◊♦◊

موجود بدبین با خورشید آدم برفی می سازد

 



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:48 | نویسنده : امیر شمسایی |

مطالب طنز و جوک های خفن و باحال جدید

 

مطالب طنز و جوک های خفن و باحال جدید

مطالب طنز و جوک های خفن و باحال جدید

ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﻭﺑﻮﺳﯽ ﻋﯿﺪ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﮔﺮﻓﺘﻢ |:………….ﮐﻪ ۲ ﺑﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﻢ

ﯾﺎ ۳ ﺑﺎﺭ !!ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺘﯿﻪﯾﻬﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺳﻪﺗﺎ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﯽﻃﺮﻓﻮ ،

ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺗﺎ ﺑﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺟﺎ ﺧﺎلی ﻣﯿﺪﻩﻭﺳﻂ ﺟﻤﻊ ضایع ﻣﯿﺸﯽ

 

 

 

****************************

 

 

 

ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﺁﻫﻦ ﭘﺮﺳﺘﻨﺎ !
.
.
.
.
.
.
ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺩﻭﻣﺎﻩ ﯾﻪ ﻣﯿﻞ ﮔﺮﺩ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻫﺎﻡ
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺸﺪﻩ
مشکل کجاس،بنظر شما؟؟؟!

 

 

 

****************************

 

 

 

دیروز یه تبلیغات دیدم لهم کرد. . . . . . . . .
((((روغن مار صد در صدد گیاهی)))
ینى واقعأ مشکل ما فرار مغز هاس؟؟

 

 

 

****************************

 

 

 

ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﯾﮏ ﻣﺎﺩﺭ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﺻﺮﻑ
ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺵ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺯﺩ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ۲۰ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﺮ
ﻣﯿﮑﻨﺪ؟

 

 

 

 ****************************

 

 

 

هیچوقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت
بیرون بعدش پشیمون شد گفت آخه بچه‌ها شما چرا منو اذیت می‌کنید که
مجبور بشم بزنمتون؟ شما مث بچه‌ی خودم می‌مونید؛ حالا برید اون دوستتون
رو که زدمش صدا کنید بیاد تو…

 

 

پسره اومد تو، معلم بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی؟ چرا کاری میکنی
که مجبور بشم بزنمت؟ چرا آخه؟ ‌ها؟ چرا آخه؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن،
پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد…

 

 

 

****************************

 

 

 

بهترین راه حل سحر خیزی :
شب سه لیوان آب بخور و بخواب
مثانه شما رو رأس ساعت ۵ صبح بیدار میکنه :))

 

 

 

 ****************************

 

 

 

سر صبحی یه دختره پی ام داده :
سالگرد addمون مبارک :|||
ناموسن ببین چجوری میخوان خودشونو بچسبوننا!

 

 

 

 ****************************

 

 

 

نحوه پسته خوردن ایرونی جماعت :
همزمان یکی در دهان ، یکی در دست دیگری ، و دیگری هم تحت نظر

 

 

 

 ****************************

 

 

 

دخترا بعد حمام …
مامااااااان حوله…سشوار….کرم دست….مام…..کرم صورت….لوسیون …..عطر …..لطفا!!
اما پسرا

 

 

.
.ننه شورتم کو ………
…..
۱۰ دقیقه بعد …
ننه شورتمو کجا گذاشتی..
۳۰ دقیقه بعد ..
نمیخواد همون قبلی رو برعکس پوشیدم!!

 

 

 

 
 ****************************

 

 

 

رفته بودیم خواستگاری
خلاصه پرسیدن:
ﺁﻗﺎ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﭼﯽ ﮐﺎﺭﻩﺍﻥ؟
.
.
.
..
.
داییم جواب داد:
+ ﮐﺎﺭﺁﻓﺮﯾﻦ ﻫﺴﺘﻦ !
– ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟
+ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻦ، ﺍﯾﺸﻮﻥ ﻣﯽﮔﻦ ﺁﻓﺮﯾن
هیچی دیگه بقیه جلسه خواستگاری رو نمیتونم تعریف کنم :”)

 

 

 

 ****************************

 

 

 

دخترا بعد از امتحان:
بچه ها x رو چند به دست آوردید؟
نازی:۲۳٫۵
گلی:۲۳٫۵
مهناز:۲۳٫۵۴

پسرا بعد امتحان:
بچه ها x رو چند به دست آوردید؟
علی:۵۷۴
مهرداد:۰٫۲۹
سامان:۱۳۸
کاوه:مگه x هم داشتیم؟؟؟

 

 

 

 ****************************

 

 

 

ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﮐﻠﯿﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﺁﺭﻩ ﺧﺐ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﮐﻠﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ ؟
.
.
.

.
.
.
.

.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻬﻠﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻮﺩ



تاريخ : جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ | 13:48 | نویسنده : امیر شمسایی |

طنز خواندنی گریه وانه

 

طنز خواندنی گریه وانه

طنز خواندنی گریه وانه گویا قرار است ایران و هندوستان فیلم مشترکی بسازند که بازی محمدرضا گلزار در آن قطعی شده است. همانطور که می دانیم هر فیلم هندی سه مولفه دارد: اکشن، موسیقی و روابط عاطفی! برای اینکه این فیلم هر سه گزینه را داشته باشد و در عین حال سرنوشت اکرانش هم «هندی» نشود، برای صحنه های اکشن که مشکلی نداریم، گلزار می تواند به راحتی با کمربندش هلی کوپتر را پایین بکشد و برای قطار جفت پا بگیرد و یک دستی کامیون را واژگون کند؛ می ماند صحنه های رقص و آواز که پیشنهاد می کنیم گلزار از رفیق دیرینه اش امین حیایی کمک بگیرد که تجربه اجرای مشترک با هم داشته اند.

 

برای بانوی فیلم هم خدا به اکبر عبدی طول عمر بدهد که اگر عمو اکبر نبود، نصف فیلم های ایرانی سرنوشت نامعلومی پیدا می کردند. به همین راحتی فیلم مشترک ساخته شد و تمام شد و رفت!

 

یکشنبه
از حق نباید گذشت که برخلاف جوسازی های مسموم بعضی ها، فوتبالیست هایمان خیلی هم سر براه و پاستوریزه هستند و باید از ایشان برای فرهنگ سازی جوانان بیشتر کمک گرفت. مثلا همین افشاگری خداداد عزیزی که گفته: «نود و هشت درصد فوتبالیست های ایران قلیان می کشند» نه تنها بدآموزی ندارد، بلکه خیلی هم جای تقدیر و تشکر دارد. در این زمانه ای که بنا به مستندات اینترنتی، بچه پولدارها در خانه یوزپلنگ نگه می دارند و هتل های پنج ستاره برای ترک معتادان پول دار تاسیس شده، این فوتبالیست های زحمتکش باز هم ساده زیستی خود را حفظ کرده و در کمال فروتنی فقط دلشان را به قُل قُل قلیان و رایحه دوسیب آلبالو خوش می کنند. آیا این تواضع و فروتنی شایسته الگوسازی نیست؟!

 

دوشنبه
برخلاف بیشتر دوستان و همکارانم و حتی نماینده های دلسوز، دلواپس و دل مشغول مجلس که مخالف و منتقد کلیپ هسته ای آقای تتلو هستند، من طرفدار سرسخت این نماهنگ هستم و از انتشار آن حمایت می کنم. دست نگه دارید، مجله را پاره نکنید، صبر کنید دلیلم را بگویم!

 

کاری به اجرا و مسائل هنری و تکنیکی آن ندارم، امتیاز عالی کلیپ تتلو این است که دشمنان ایران اگر قصد بد و فکر پلیدی داشته باشند، بعد از دیدن این کلیپ و اطلاع از جریان «بغ بغو»، نه تنها از فعالیت های خصمانه شان دست می کشند، بلکه ممکن است کمک های انسان دوستانه خود را هم روانه ایران کنند!

 

سه شنبه
وقتی می گویند خبرنگاری سخت ترین شغل دنیاست، شغل های فرعی مرتبط با آن هم جزو مشاغل سخت حساب می شوند. مثلا فکرش را بکنید کارگری که باید خبرهای خبرنگاران را چاپ کند، دیگر چقدر کارش سخت می شود. نمونه اش همین جریان یکی از شهرداری های خرم آباد که چاپخانه ای را به دلیل نپرداختن عوارض، در حالی پلمپ کرده که کارگران داخل آن مشغول کار بودند!

 

چهارشنبه
در جریان باشیم که هنرنمایی اهالی موسیقی فقط به بغ بغوی تتلیتی ها ختم نمی شود، جنبه های بین المللی هم دارد که نباید از آن غافل شد. نمونه اش همین شکایت «الیسا» خواننده پرطرفدار عربی از «پویا بیاتی».

 

گویا این خواننده لبنانی برای قطعه «نگران توام» خواننده کشورمان که از قطعه «حب کل حیاتی» بدون اجازه و توضیح برداشته شده، حتی درخواست غرامت یکصد هزار دلاری هم کرده است. حالا درست است که ما اینجا کپی رایت نداریم ولی دلیل نمی شود دوستان لبنانی بی خیال گرفتن غرامت های هزاران دلاری خود شوند!

 

پنج شنبه
زمانی فقط بیست درصد کسانی که در کنکور شرکت می کردند مجاز به انتخاب رشته می شدند و از بین آنها فقط بیست درصد قبول می شدند که خیالشان راحت بود بعد از فارغ التحصیلی کارشان سر طاقچه است ولی امسال هر کسی که در کنکور شرکت کرده یا نکرده بود، مطمئن است در یک دانشگاهی قبول می شود و حتی لازم نیست انتخاب رشته کند. بعید نیست تا چند سال آینده دانشگاه ها حراجی بگذارند و دم در بایستند دست هر کسی که از جلوی درشان رد می شود را بگیرند و به زور دانشجویش کنند. حالا هی بگویید سطح علمی کشور فلان است!

 

شش شنبه
حالا که داشتیم کم کم با فرهنگ برنامه ها و شبکه های اینترنتی آشنا می شدیم و مسئولان اعلام کرده بودند با تلگرام کاری نداریم و فیلترهای اینترنت را هم کمتر می کنیم، ناگهان زد و آقای مهدی هاشمی برای اجرای حکمش به زندان رفت و در آخرین پست فیس بوکش گفت: «از این طریق با هوادارانش در تماس خواهد بود و عکس و متن در آن خواهد گذاشت.» کاش مهدی آقا این حرف را علنی نمی زد تا باز بهانه دست فیلترچیان محترم نیفتد و فیتیله فیلتر را بالا نکشند!

 

هفت شنبه
در پی افزایش محبوبیت «خندوانه»، رامبد جوان گفته ممکن است حتی از احمدی نژاد هم دعوت کنم بیاید. تصور کردیم اگر ایشان به این برنامه بیاید، چه خواهد شد. ابتدا در قسمت لبخند رو به دوربین دوباره باید آن لبخندهای هشت سال گذشته را ببینیم. بعد در جواب سوال های رامبد باید منتظر بنشینیم تا ایشان اینگونه پاسخ دهند: «من از شما می پرسم؛ خندوانه یعنی؟» یا «شما فکر می کنید وقتی بنده دلم می گیره چه کار می کنم؟» پس از آن نوبت جناب خان است که باید آهنگ های با لهجه آفریقایی و آمریکای جنوبی اجرا کند.
برای اسپانسر برنامه هم چیزی که زیاد است، مایه دار مرتبط با ایشان است. برای استندآپ کمدی هم چه کسی بهتر از خود ایشان که در اجرای قطعات طنز خبره هستند. برای مسابقه داخل سالن هم رامبد باید مسابقه پرتاب «حلقه نور» به سمت «دکل» اجرا کند.
در آخر هم باید آقای جوان به زور از پخش سیما وقت بگیرد تا آقای دکتر نظریاتش را به پایان برساند و ما هم به جای خنده، با گریه تلویزیون را خاموش کنیم. خدا رحم کند… کاش رامبد پشیمان شود!

 



تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:43 | نویسنده : امیر شمسایی |

اشعار طنز زن و موبایل و اینترنت

 

اشعار طنز زن و موبایل و اینترنت

اشعار طنز زن و موبایل و اینترنت

 

از آن روزی که اینترنت بنا شد
زن خونه ز مرد خود جدا شد

 

نه چای آماده و نه استکانی
دریغ از پختن یک لقمه نانی

 

سر صبحی که پی جو تا سحرگاه
موبایلش روشنه هر گاه و بی گاه

 

گهی اینترنت و واتس آپ و گه چت
پیامک میزنه این خط به اون خط

 

خیالش نی بچه ش داره میمیره
خوراکش خورده یا اینکه نخورده

 

خیالش نی که مردش خسته و زار
میاد خونه شبانگاهان سر کار

 

سرش توی موبایلش هی میخنده
پیامک میزنه خالی میبنده

 

بجای همدمی با مرد خونه
موبایلا روز و شب همدمشونه

 

الهی این موبایلا را تو بشکن
دل بیچاره ی مردا رو نشکن

 

قدیما مرد و زن همراه و همدل
حالا همدم شده خط ایرانسل

 

الهی کابل اینترنت جدا شه
موبایلا از دست زن ها رها شه

 

از آن روزی که این تانگو بنا شد
زن خونه ز مرد خود جدا شد
شعر از حسود اقا

 

 شوهر مظلوم! (طنز)

اشعار طنز زن و موبایل و اینترنت

 

    «همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد»
    موقـع بحث هوو- لیک هیاهـــــو می کرد!

    بسکه با فکـــر و خیالات عبث می خوابید
    نصف شب در شکـم آن زنه چاقو می کرد!

    وقتی از رایحه ی عشق سخن می گفتم
    زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد

    طفلکی مادر مــن آش که می پخت زنم-
    معتقد بود در آن جنبـــــــل و جادو می کرد

    بهـــر او فاخته می دادم و می دیدم شب
    داخل تابـــه به آن سس زده کوکو می کرد!

    آخـــــــر برج کــــه هشتم گرو نه می شد
    باز از مـــــن طلب ماهــــی و میگو می کرد

    فیش دریافتــــــــــی بنده از او مخفی بود
    زن همکـــــار ولی دست مـــــرا رو می کرد

    دخل یکمـــــــــاه مرا می زد و ظرف یکروز
    خـــرج مانیکــــــــور و میزامپلی مو می کرد

    گـــــر نمی دادم بــــــا اشک سر مژگانش
    آب می زد بــــــــــه ته جیبم و جارو می کرد

    هر زنی غیر خودش عنتــــر و اکبیری بود
    شخص «جینا…» را تشبیه به «…لولو» می کرد!

    مثل آن کارتـــــون از لطف مداد جـــــــادو
    بوالعجب شعبده ای بــا چش و ابرو می کرد

    دکتر تغذیه ای داشت که ماهی صد چوق
    می گرفت از مــــن و تقدیم به یارو می کرد

    صد گرم چونکه بر آن اسکلت افزون می شد
    عصبی می شد و لعنت بـــه ترازو می کرد

    عاقبت هیکل پنجــــــاه و سه کیلویی را
    خون دل خورده و پنجــاه و دو کیلو می کرد

    حسرت زندگی خواهــــر خود را می خورد
    کاو بــــه مچ – تـــا سرآرنج- النگو می کرد

    نظـــــــــــر مادرش از هر نظری حجت بود
    هر چــــــــه می کرد فقط با نظر او می کرد

    بر خلافش اگـــــر آن دم نظری می دادم
    لنگــــــه ی کفش نثــــار من هالو می کرد

    کاشکی دست بزن داشتم امــا چه کنم
    که خدا قسمت او شوهـــــر مظلومی کرد!

 



تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:43 | نویسنده : امیر شمسایی |

معنای واقعی کامنت های دخترونه

 

معنای واقعی کامنت های دخترونه

ﻋﮑﺴﺖ ﻗﺸﻨﮕﻪ = ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﻣﯿﺸﯽ؟!
ﺑﺎﺑﺎ ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭ = ﻋﺎﺷﻖ ﻫﯿﮑﻠﺘﻢ!
ﻻﯾﮏ = ﺧﻮﺷﻢ ﻣﯿﺎﺩ ﺍﺯﺕ!
ﺑﭽﻪ ﭘُﺮﺭﻭ = ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺑﺪﻩ ﺩﯾﮕﻪ!
ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ = ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺎﻫﯿﯿﯽ!
ﻧﺨﯿﺮ = ﺑﻠﻪ!
ﺩﯼ = ﺍﯼ ﺷﯿﻄﻮﻥ!
ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ = ﺑﺎﺑﺎ ﯾﮑﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻦ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ = ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﯼ!
ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻣﯿﺎﺩ = ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻣﻮ ﺑﮑِﺶ!
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻻﻻ = ﺑﻬﻢ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ ﺑﮕﻮ!
ﭼﺮﺍ ﮐﻢ ﺁﻧﻼﯾﻦ ﻣﯿﺸﯽ؟ = ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺑﯿﺎ ﭘﯽ ﺍﻡ = ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻣﯿﺸﻢ!
ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ = ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮ!
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟ = ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ!
ﻫﻤﺶ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﺴﺘﯽ = ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺣﺴﻮﺩﯼ!
ﺑﻬﺖ ﻗﻮﻝ ﻧﻤﯿﺪﻡ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﻡ = ﺗﺎ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ!

 



تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:42 | نویسنده : امیر شمسایی |

شعر طنز اسرار والدین برای 20 گرفتن

 

شعر طنز اسرار والدین برای 20 گرفتن

شعر طنز اسرار والدین برای 20 گرفتن با آغاز سال تحصیلی جدید باز هم رقابت بر سر نمره ی بیشتر در بین دانش آموزان شکل می گیرد و در این حین اصرار والدین به فرزندان گاهی حتی بیشتر از خود آنها برای بیست گرفتن می شود.

 

باز غوغا می کند فریاد و غوغا، نمره ی بیست
جیغ مادر، جنگ بابا عصر فردا ، نمره ی بیست
خوشنویسی، خوش صدایی، قهر مانی ها قبیح است
از ریاضی از دروس سطح بالا، نمره ی بیست
کیف و دفتر ، خط کش و نقاله و خود کارهایم
گوشه ای کز کرده از فریاد بابا ، نمره ی بیست
مثل موجی پای ساحل می زنم خود را به هر سو
سهمم اینک چند ماسه دست دریا، نمره ی بیست
می کشم هر روز با خود کوله ی بی خوابی ام را
اضطراب هشت ریشتر زلزله را، نمره ی بیست
آه نوزده، وای هفده، فاجعه شد شکل پانزده
کاشکی دیگر بمیرد رسم ما یا، نمره ی بیست



تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:42 | نویسنده : امیر شمسایی |

جوکهای جدید لاین و تلگرام مهر 94

 

جوکهای جدید لاین و تلگرام مهر 94

جوکهای جدید لاین و تلگرام مهر 94

 

چگونه دختــــــــــرارو بشناسیم
.
.
.
الکی مثلا من گـــل شناسـم!

خــدایا با این پــست فقـط یه مـــخ بـزنم بســه

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

دقت کردین بعضیا هم هستن!
هنوز قیافشون شبیه عکس رو کارت ملی شونه

 

** جوک های جدید شبکه های اجتماعی **

 

یادت می آید کبوتری که با عشق لانه می ساخت و با محبت غذا می خورد را؟
.
.
.
دیشب گربه کثافط گرفت خوردش
اصن احساس ندارن این گربه ها

 

** جوک های جدید لاین و وایبر 94 **

 

با پرایدم تو جاده موندم بی بنزین
یه 206 که رانندش دختر بود نگه داشت
گفت چی شده بگو کمکت کنم
گفتم سوختم تمام شده میشه از ماشینت بنزین بکشم؟
گفت مگه بنزین 206 به پراید میخوره
هیچی دیگه ماشینم از شوک گیربکس آورد پایین
سر سیلندرشم سوخت
نور بالاشم یکسره شده

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

متاﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﺮ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ،
ﻫﺮﭼﻘﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺵ ﺑﺨﻮﺭﯾﻨﺶ! ﺍﯾﻨﺎ ﺳﺨﺘﯿﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ هی

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

آیا از اضافه وزن خود رنج می برید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چطوری بشکه؟

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

ﻗﺒﻠﻨﺎ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮐﺎﺕ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﺁﺳﻮﻧﺘﺮ ﺑﻮﺩ . ﺍﻻﻥ
ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺪ ﺟﺎ ﻃﺮﻓﻮ ﺑﻼﮎ ﮐﻨﯽ ( ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ، ﺗﻮﯾﯿﺘﺮ، ﭘﻼﺱ،
ﻭﺍﯾﺒﺮ، whats app ، ﻭﯼ ﭼﺖ، BBM ، ﻻﯾﻦ … )
ﻫﻔﺖ ﺧﺎﻥ ﺭﺳﺘﻤﻪ !
ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﻓﺤﺸﺎﺷﻮ ﻣﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﺑﻠﻪ
وبلاگ داری؟
آره
ﯾﺎﻫﻮ ﭼﯽ؟
ﺁﺭﻩ
ﻧﯿﻢ ﺑﺎﺯ؟
ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺍﺭﻡ
ﺗﻮﻭﯾﺘﺮ؟
ﺑﻠﻪ
ﺍﺳﮑﺎﯾﭗ ﭼﻄﻮﺭ؟
ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺍﺭﻡ
ﻭﺍﯾﺒﺮ؟
ﺍﻭﻫﻮﻡ
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﮔﺮﺍﻡ؟
ﺑﻌﻠﻪ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﯽ؟
ﻧﻪ ﻭﺍﻻ. ﺩﻣﺖ ﮔﺮﻡ ﻟﯿﻨﮑﺸﻮ ﻭﺍﺳﻢ ﻣﯿﻔﺮﺳﺘﯽ؟

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

تو فرهنگ ایران عمه مسئول بازیافته تو فامیل : هرچی که به درد نخوره تو چشات زل میزنن میگن به درد عمت میخوره…

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

شاید باورتون نشه به دختره میگم برو از بازار وایبر رو بگیر نصب کن. از میدون پانزده خرداد زنگ زده میگه من بازارم. کدوم مغازه برم؟!!
سهراب قایقت جا داره داداش؟
منم سوار کن!

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

پسره نوشته بود: انگار تو قفسم… دلم گرفته از دیدن آدما… خسته شدم از آدما
منم زیر پستش نوشتم: شب میام باغ وحش در قفستو باز میکنم برگردی به دامان طبیعت !
با اینکه بلوک شدم اما ارزششو داشت…

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

هفته پیش زن داییم تو سوپ خامه ریخته بود خیلی خوشمزه شده بود
اومدیم خونه مامانم سوپ درست کرد خواست مثلن روی زن داییمو کم کنه تو سوپ خامه شکلاتی ریخته !
اینجا بیمارستان

 

** جوک های جدید لاین و وایبر **

 

آیا میدانید چند نوع عنکوبت داریم ؟؟؟؟
۱) یک نوع عنکوبت هایی هستند که تار میزنند
۲) بقیه بلد نیستن تار بزنن پیانو میزنن
۳) یکسری هم ساز بلد نیستن دست میزنن!!!!

 

**   ♥ ***** ♥  **

 

ابراز علاقه غضنفر به زنش :

 

زندگی بدون تــــــــــــــــــــــــ ـــــو خر است !

 

  ♥ ***** ♥

یکی از عجایب نسل ما اینه که با دریده شدن دو تا بزغاله توسط گرگ

و انتقام گرفتن مادرشون با پاره کردن شکم گرگ ،

خوابمون می بره !!!!!

 

  ♥ ***** ♥

 

وقتی ظرف ته دیگ رو میدن تو سفره دست به دست کنیم

اون دو سه نفر اول خیلی بی شعورن!!!

جوک ایرانی 94

می دونین بیشعور ترین آدما کیان ؟
.
.
.
اونایی که تو عروسی بلندت میکنن برقصی بعد خودشون میرن سر جات میشینن !

 

  ♥ ***** ♥

 

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﻘﻠﺐ من ﺩﺭ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ:

ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺟﻠﻮﯾﯽ

ﭘﯿﺲ ﭘﯿﺲ ، ﻋﺪﺩ ۹ ﮐﺪﻭﻡ ﺑﻮﺩ؟

ﺟﻠﻮﯾﯽ: ﻫﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﮐﻠﻪ ﺵ ﮔﺮﺩﻩ

من: ﮔﺮﺩﯾﺶ ﺍﯾﻨﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﺍﻭﻧﻮﺭ؟

ﺟﻠﻮﯾﯽ : ﮔﺮﺩﺍﻟﯿﺶ ﺳﻤﺖ ﭼﭙﻪ
.
.
.
من: ﭼﭗ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺪﻭﻭﻭﻭﻡ ﻃﺮﻓﻪ ؟

 

  ♥ ***** ♥

 

پسره کلاس چهارمه

توو فيسبوك و تلگرام سه تا دوست دختر داره
.
.
.
.
.
اونوقت من هم سن این بودم

ظهرا تلویزیونو از برق میکشیدم

سمندون از توش نیاد بیرون بخورتم

  ♥ ***** ♥

 

همراه بيمارکيست؟
.
.
.
موجودى است که بر روى صندلى تاشو زندگى ميکند

و از شيرينى خامه اى و آب ميوه تغذيه مي کند.

اين موجود علاقه شديدى به ايستگاه پرستارها دارد

و در اولين فرصت خود را به آنجا مى رساند! و حساسيت شديدى به جريان سرم دارد

 

  ♥ ***** ♥

 

قابل توجه اونایی که لايك نميكنن كامنت هم نميذارن و فقط میخونن
.
.
.
.
.
.
.
حداقل یه نقطه توو كامنت بذارید جوهر گوشیتون خشک نشه

 

  ♥ ***** ♥

 

ايشالا حامله بشن
.
.
.
.
.
.
.
اون پسرايى که توو اينترنت دخترن!!!

 

  ♥ ***** ♥

ﺗﻨــﻬﺎ ﺩﻋﻮﺗــﯽ ﮐﻪ ﺗــﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿــﻢ ﺷــﺪﻡ
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﺯ ﻃــﺮﻑ ﺍﺳﭙﺎﻧﺴــﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ ﻫﺎ ﺑــﺮﺍ ﺩﯾــﺪﻥ ﺍﺩﺍﻣــﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ ﺑــﻮﺩ

 



تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:39 | نویسنده : امیر شمسایی |

جدیدترین جوک های طنز لاین و تلگرام

 

جدیدترین جوک های طنز لاین و تلگرام

جدیدترین جوک های طنز لاین و تلگرام

 

در این مطلب تازه ترین جوکهای شبکه های اجتماعی را برای شما گردآوری کرده ایم .

 

1. گرفتاری پشت گرفتاری دوست دخترم فهميده که با خواهرش هم دوست شدم، میخواد بیاد به نامزدم بگه؛ خیلی بد میشه، آخه نامزدم همکلاسی زنمه..

.

.

2. یه لحظه تصور کن مخاطب خاص منی !  . . . . . . . دیدی چه لذتی داره لامصب؟! برو دیگه پررو نشو فقط همون یه لحظه بود

.

.

3. ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﯽ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﻣﯿﺎﺩ
ﺧﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦ ﺷﻮﻫﺮ
ﻫﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻪ ﺷﻮﻫﺮ
ﻫﺎﻫﺎﻫﺎﻫﺎﻫﺎﻫﺎﻫﺎها ﺷﻮﻫﺮ
خخخخخخخخخخخخخخههههه ﺷﻮﻫﺮ
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﻣﺎ ﺩﻣﺖ ﮔﺮﻡ !!????

.

.

4. ﺍﮔﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ . . . ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯿﻮ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺭﮐﺘﻮﻥ ﮐﻨﻪ … . . ﺍﮔﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻔﺘﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ …اگه بی پولی داره خفتون میکنه ….. . . ﻣﺎ ﺷﻤﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﯾﮏ ﺳﻄﻞ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺳﺮ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ….!!! ﻭﺍﻻ ﺩﯾــﮕﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ

.

.

5. چرا دو نفر باهم دعواشون میشه زرتی میان تو پروفایلشون میزنن سینگل ؟؟!! بابا جنبه داشته باشین .منم هر روز با بابام دعوام میشه ! ولی هیچوقت نمیام بزنم “یتیم

.

.

6. جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن جو و و و و و و ن. . . . . . . اینو به پنج نفر بفرستین ، حتما یکیشون بهت میگه زهرمار! منم باورم نمیشد امتحان کنید

.

.

7. امروز به دوستم ميگم چرا زن نميگيري؟؟؟؟ برگشته ميگه : دوست دخترامو چيكار كنم؟؟؟؟ اشك تو چشمام حلقه زد.يه همچين ادمايی هستیم ما. حالا هي بگيد پسرا بدن.ما داريم خودمونو فدا ميكنيم ولي شما چي؟؟؟؟ اولين نفري كه بهتون پيشنهاد ازدواج ميده مي پريد بغلش!

.

.

8. شوهر:دوستت دارم زن:منم دوستت دارم. مرد:داد بزن تا همه دنیابفهمن. زن کنار گوشش زمزمه کرد،دوستت دارم مرد:چرا آروم برام زمزمه میکنی؟ زن: چون تو همه دنیای منی.و اينگونه بود كه مرد گول خورد و يه سرويس طلا رفت تو پاچش

.

.

9. آهای نیمه ی گمشده تو ک18 سال نیمدی ی امسالم نیا تا من کنکورمو بدم……
دست درد نکنه. دمت گرم مرسی…..

.

.

10. بسلامتی ملخ
.
.
.
دلیل خاصی نداره دیدم کسی یادش نمیکنه دلم براش سوخت

.

.

11. تف به این تنهایی که داره با اینترنت پرمیشه………لایک نکردی, نکردی…… تف یادت نره!!

.

.

12. ﺍﮔﻪ من ﺩﮐﺘﺮ ﻧﺸﺪﻡ فقط ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ
.
.
.
ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﻓﻌﻼ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﯿﻠﻤﻪ

.

.

13. به نظر شما : یعنی پشه ها هم اگه بفهمن دوسشون داریم ولمون میکنن میرن ؟

.

.

14. ﻋﮑﺲ ﺑﭽﻪ ﮔﯿﺎﻣﻮﻧﻪ ﻫﺎﺍﺍ … زمانی که کروموزوم بودیم •~       •~        •~    •~  •~    •~ •~   •~   ⊙_⊙~~ •~   •~  •~   •~   •~  •~  همه یه شکل بودیم…. اما من با همه فرق داشتم نگا نگا اون وسطم چه جذابم. از اولم چشام سگ داشت

.

.

15. مورد داشتیم پلنگ به دختره حمله کرده دختر گفته اقا پننگ منو نخول ببین چقد لادرم بزال بلم غذا بخولم چاق بشم چله بشم بیام تو منو بخول. میگن پلنگ از خنده خالاش ریخته

.

.

16. شلوار کردی چیست؟
.
.
.
همون ساپورته…ولی خستس! میفهمی؟؟؟؟؟ خسته

 

17-مردها ، گریه در فقدان همسر می کنند
بعد مرگ همسر خود، خاک بر سر می کنند
در میان گریه هاشان، یک نظر! با قصد خیر
بر رخ ناهید و مینا و صنوبر می کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشین بی بدیل یار و همسر می کنند
کج نیندیشید فکر همسر دیگر نی اند
از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند!

.

.

18-هی رفیق…
اگه ی روز اومدی سر قبرم…
.
.
19-ناموسن فاتحه بخون الکی پیس پیس نکن
من خودم ختم این کارام

.

.

20- یه سری از آقایون هستن که

امروز ریششون رو میزنن فردا دوباره درمیاد …

اینارو خدا از خاک حاصلخیز خلق کردَتِشون ….

.

.

22 -پرغرورترین دوران زندگی دخترا دوران راهنمایی بود…
که بعد از غذا یک دستی به سیبیلاشون میکشیدن

.

.

23-دختره به باباش میگه مزاحم تلفنی دارم
.
.
باباش میگه :
عکستو بدون آرایش براش بفرست دیگه مزاحمت نمیشه.!!!!!
.
.
.
باباشو دوست دارم فهمیدست

.

.

23-محققین دلایل چاقی ایرانیان را شناسایی کردند:

بخور حیفه
بخور مفته
بخور تبرکه
بخور دیگه گیرت نمیاد
بخور همین یه امشبه از فردا نخور
بخور مگه سالی چنبار تولده
بخور عیده
بخور عروسیه
بخور جشنه
بخور فردا میخای روزه بگیری
بخور شیرینی نامزدیه
بخور شیرینی زایمانه
بخور میخای درس بخونی
بخور دیگه اومدیم بیرون خوش بگذرونیم
بخور اومدی مهمونی تو خونه خودت نخور

.

.

24-یارو ﻣﯿﺮﻩ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ
ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻬﺶ ﻛﺮﻓﺲ ﻣﯿﺪﻥ
ﺷﺎﻡ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻫﻢ
ﺑﻬﺶ ﻧﻮﻥ ﻭ ﺳﺒﺰﻯ ﻣﯿﺪﻥ !!
ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﺎﻫﺎﺭ ﭼﯿﺰﻯ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻜﻨﯿﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﻣﯿﭽﺮﻡ

.

.

25-مردی ﺑﻪ زنش :عزیزم خوب سِت کردیا؟

زن:چیو؟

اخلاق گُهت با قیافه ی عنت

.

.

26- آهنگ غمگین گوش میدم، مامانم میگه
چیه؟
باز چی شده؟
کی گذاشته رفته!

آهنگ شاد گوش میدم، میگه:
خبر مرگش برگشت؟
خوشحالی الان؟
چند دفعه باهاش قرار گذاشتی؟

الان یه مدته فقط اذان گوش میدم…

.

27-ﻣﻦ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯﻗﻔﺲ ﺍﺯﺍﺩ ﮐﻨﯿﺪ.
.
.
ﻓﻘﻂ ﻗﻔﺲ ﺭﺍ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﻭﺍﯼ ﻓﺎﯼ ﮐﻨﯿﺪ !!

 

(مرغ عشق سهراب سپهری)

 



تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:38 | نویسنده : امیر شمسایی |

کوتاه و خنده دار (مطالب طنز)

 

کوتاه و خنده دار (مطالب طنز)

 


استفراغ چیست ؟

نوعی سونو گرافی فوق پیشرفته که فقط در فیلمهای ایرانی جواب میدهد

و ضریب اشتباهی ندارد کلا !

حتما شخص مورد نظر حامله است !

.

.

.

یه ناشناس اس ام اس داده میگم “شما؟”

می‌گه “دوس داری کی باشم؟”

می‌گم ناتالی پورتمن!

ولی اگه به شانس منه که داداش حسین رضازاده‌ای !

.

.

.

در زندگی هر انسانی چیز هایی هست که به‌‌ خودش هم مربوط نیست

چه رسد به‌‌ شما دوست عزیز!

.

.

.

یه عده هم هستن که تا ما On میشیم، Off میشن

عزیزم خودتو اذیت نکن ، منم حوصله تورو ندارم!

.

.

.

میازار موری که دانه کش است!

در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده!

می توانید بیازارید

.

.

.

از نظر دکترها همه چی یا سرطانزاست

یا احتمال ابتلا به سرطانو چل و پنج درصد کاهش میده!

.

.

.

مژده مژده !

با ارسال یک پیامک خالی به شماره‌ی بنده

از مزاحمت تلفنی رایگان بهرمند شوید !

 

یکی هست که کتونیش مصداق بارز صلاح کشتار جمعیه

اما ما به صورت صلح آمیز با بوی گندش پشه میکشیم!

.

.

.

مهندسی معکوس !

سر سفره دیدم غذا خیلی شور شده به مامان گفتم چرا اینقد غذا بی نمکه ؟

گفت اتفاقا من کلی نمک خالی کردم تو غذا

گفتم هاااااا !

اگه الان میگفتم غذات شوره میگفتی ما اصلا یه ماهه نمک نداریم تو خونه !

خواستم خودت اعتراف کنی!

 
 


تاريخ : شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ | 22:34 | نویسنده : امیر شمسایی |

ماجرای سربازی رفتن خانوم‌ها!! (طنز)

 

ماجرای سربازی رفتن خانوم‌ها
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند…
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی…

صبحانه:
وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه …
آره، تازه پاره هم میشه …
وای وای خاک میره تو دهنمون …
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو …
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود…
هوووو…. بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری…
بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
کثافت حمال…
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:31 | نویسنده : امیر شمسایی |

لغت نامه مهندسین در مقابل کارفرمایان (طنز)

 

لغت نامه مهندسین در مقابل کارفرمایان (طنز)

 

 


 

۱-   این بستگى دارد به ……

یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

 

۲-   این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد.

یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

 

۳-   نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است.

یعنى: دستگاه کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!

 

۴-   کاملا انجام شده

یعنى: راجع به ۱۰ درصد کار تنها برنامه ریزى شده !

 

۵-   ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم.

یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!

 

۶-   پروژه بدلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است.

یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!

 

۷-   ما پیشگویى مى کنیم…..

یعنى: ۹۰ درصد احتمال خطا مى رود!

 

۸-   این موضوع در مدارک علمى تعریف نشده.

یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!

 

۹-   پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند.

یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها ست!

 

۱۰- تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد.

یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!


 

 

۱۱ – کل کوشش ما براى اینست که مشترى راضى شود.

یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!

 

۱۲- تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است.

یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!

 

۱۳- روى چند انتخاب بطور همزمان در حال کار هستیم.

یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!

 

۱۴- تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم.

یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!

 

۱۵- حالا ما آماده ایم صحبتهاى شما را بشنویم.

یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!

 

۱۶- بعلت اهمیت تئورى و عملى این موضوع……

یعنى: بعلت علاقه من به این موضوع!

 

۱۷- سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند.

یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!

 

۱۸- بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود.

یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

 

۱۹-  ثابت شده که ….

یعنى: من فکر مى کنم که …..!

 

۲۰- این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است.

یعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

 

۲۱- در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد.

یعنى: ازجزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!

 

۲۲ – ما شما را میفهمیم.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:30 | نویسنده : امیر شمسایی |

طنز(تصاویر آخر عاقبت نجات دادن همسر

 

طنز(تصاویر آخر عاقبت نجات دادن همسر



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:30 | نویسنده : امیر شمسایی |

لطفا جو گیر نشوید…

 

لطفا جو گیر نشوید…

سراسر دنیا را وجب به وجب بگردید ملتی پیدا نمی‌كنید كه مردمان آن بتوانند مثل ما جوگیر شوند، خالصانه عرض می‌كنم، حداقل در این یك مورد مردمان هیچ كشوری به گرد پای ما هم نمی‌رسند. سرعت جوگیر شدن ما آنقدر بالاست كه خود ما هم غافلگیر می‌شویم، اما باز جای شكرش باقی است كه این جوگیر شدن ما با همان سرعت و شدتی كه اوج می‌گیرد، فروكش هم می‌كند.

 

بگذریم. تا به اینجا هر چه خوانده‌اید مثلا مقدمه بوده، اصل مطلب مانده است كه اگر آن را هم نخواندید، زیاد مهم نیست. لپ كلام همان بود كه گفتیم، اما تا آخر مطلب را اگر خواندید، لطفا جوگیر نشوید و برای ادای احترام فیزیكی، دسته‌جمعی به محل كار ما مراجعه نكنید.

اما اصل گزارش را با یك شیوه نوین و ابداعی! با چند سوال شروع می‌كنیم. (اوج خلاقیت ما)‌

اول این‌كه چرا ما این همه جوگیر می‌شویم؟ (كلا توضیح دهید.)‌

ریشه اصلی این جوگیر شدن سریع و دائمی ما كجاست؟ (نشانی دقیق محل ریشه مورد نظر است.)‌

شما تا به حال چندین و چند صد بار جوگیر شده‌اید؟ (به ده رقمی‌ها جایزه داده می‌شود.)‌

تاكنون چندین بار به دلیل جوگیر شدن در مسائلی كه هیچ اطلاعی از آن ندارید، دخالت كرده‌اید؟ (دوست ندارید، پاسخ ندهید.)‌

به نظر شما این جوگیر شدن‌ها ریشه روانی دارد؟ (البته كه ندارد. تا نظرشما چه باشد.)‌

آیا تاكنون به دلیل جوگیر شدن بی‌موقع شرمنده شده‌اید؟ (پاسخ منفی پذیرفتنی نیست.)‌

برگردیم سر اصل مطلب، یعنی همان آگاه كردن شما از موضوعات مختلف اما این بار انواع جوگیر شدن در ایران امروز و چه بسا در جهان امروز، البته با ذكر این نكته كه تمامی داستان‌های نقل شده واقعی است، به جان خود (آخر كلمه خود را آن‌گونه كه دوست دارید كامل كنید، مثلا، م بگذارید، یا ت یا ش بگذارید یا…. ایهام را حال كردید) راست می‌گویم. چون کارشناسان می‌گویند برای اصلاح جامعه باید اعضای آن برای تغییر عادات اشتباه خود اراده کنند.

جوگیر شدن در تكه پاره كردن تعارف

تعارف كردن تا اندازه‌ای كه احترام خود را به طرف مقابل نشان دهیم خیلی خوب است، اما ادامه دادن آن مشكل‌آفرین و دردسرساز است. خدا آن روز را نیاورد كه در تكه پاره كردن تعارف جوگیر شویم، مثل همین: شام تشریف بیاورید پیش ما. نه، قربان شما. تعارف می‌كنید؟ نه، به خدا چه تعارفی. پس حتما بیایید. نه جان تو، از اكباتان تا تهرانپارس كه بیایم ساعت 12 شب می‌شود. اشكال ندارد ما بیدار هستیم. تعارف نمی‌كنم. جان من بیا. خیلی ممنون. مرگ من بیا. یك شب دیگه ان‌شاءالله. نكند از ما بدت می‌آید! این چه حرفیه. پس جان عزیزت پاشو بیا…. یك ساعت بعد، مرد حسابی دارم التماست می‌كنم پاشو بیا دیگه، الو، الو، الو…. بی‌معرفت قطع كرد.

داشتیم از رستوران محل كارمان خارج می‌شدیم كه…. شما بفرمایید. نخیر شما بفرمایید. نه آقا شما بزرگ‌ترید، اول شما بفرمایید. نخیر، این چه فرمایشی است، شما سمت راست هستید اول شما بفرمایید. تا این‌كه آقا رضا از روی احترام آنچنان دست من را كشید كه آستین پیراهنم از شدت احترام ایشان داشت پاره می‌شد. سعیدخان هم كه جوگیرتر شده بود اصرار داشت كه اول حاج آقا به دلیل محاسن سفیدشان تشریف ببرند. به همین دلیل مدام از پشت، حاج آقا را هول می‌داد و می‌گفت: « جان حاج آقا نمی‌شود. اول شما بفرمایید.» حاج آقا هم مقاومت می‌كرد تا این‌كه طفلك حاج آقا با مخ رفت تو دیوار رستوران و بی‌زبان كف رستوران پخش شد، اما سعیدخان باز هم ول كن نبود و زیر لب می‌گفت: «از بس این حاج آقا یك دنده است.»

جوگیر شدن در رانندگی

امروز بعد از حدود یك ماه برای اولین بار توانستم قلمی دست بگیرم و خاطره آن روز مصیبت‌بار را بنویسم. داستان از این قرار بود كه داخل خودروی پیكان مسافركش از بزرگراه همت به سمت غرب در حال حركت بودیم. همه چیز خوب و عالی بود. هوا بهاری و خورشید در سینه آسمان آبی و ترافیك هم به قول همان خانم داخل رادیو زیبا و در حال حركت بود تا این‌كه بغل دستی من به خودروی پژویی كه داشت بین سایر خودروها لایی می‌كشید اشاره كرد و گفت: «عجب دست فرمونی داره!» كه‌ ای كاش زبانش را مار می‌گزید و این حرف را نمی‌زد. بعد از آن بود كه پرواز با پیكان را تجربه كردیم! و فهمیدیم پرواز كردن كار ساده‌ای است اما فرود آمدن سخت دشوار است! خلاصه آقای راننده كه به غیرتش برخورده بود گفت: «جون شما الان سوكسش! می‌كنم» و ما هر چقدر سعی كردیم او را از سوسك كردن آن راننده بیچاره منصرف كنیم فایده‌ای نداشت كه نداشت. مدام زیر لب زمزمه می‌كرد: «الان دست فرمونی نشونتون بدم كه تا عمر دارین فراموش نكنین» چقدر هم راست می‌گفت، واقعا من یكی تا آخر عمرم فراموش نمی‌كنم، البته پرواز با پیكان چیز ساده‌ای نیست كه براحتی بتوان فراموش كرد. همه چیز داشت بخیر می‌گذشت تا رسیدیم به قسمت فرود پیكان در اتوبان. عرض كردم كه فرود كار سختی است آن هم روی گارد ریل وسط اتوبان!

جوگیر شدن تماشاگران فوتبال

یك ساعتی از اتمام مسابقه فوتبال گذشته بود، اما رگ‌های گردنش هنوز بشدت متورم بود. در طول زندگی پربارش به مرغ هم لگد نزده بود چه برسد به توپ فوتبال، اما با عصای زیر بغلش قسم می‌خورد اگر داخل زمین بود حداقل 5 گل می‌زد. جوگیرتر كه می‌شد معتقد بود تیم مورد علاقه‌اش بالای 100 درصد طرفدار دارد. اگر با او وارد بحث می‌شدید برای اثبات این‌كه تیم آنها پرطرفدارترین تیم جهان است دلایل قانع‌كننده‌ای داشت كه مو لای درزش نمی‌رفت.

جوگیر شدن در خرید

خدا آن روز را نیاورد كه فامیلی، دوستی، همسایه‌ای، كسی جسارت كند و چیزی بخرد. آرام و قرار از ما گرفته می‌شود و شب و روز ما یكی می‌گردد و تا لنگه همان چیز را نخریم آرام نمی‌نشینیم.

هر سال برای عید دیدنی به منزل زوج جوان 70 ساله‌ای كه از بستگان دور ما هستند و وضع مالی نسبتا خوبی دارند می‌رویم. امسال هم به رسم عادت برای عید دیدنی به منزل آنها رفتیم. خیلی تحویلمان گرفتند و برای ما میوه پشمالو آورده بودند. بنده خداها شنیده بودند كه خرید میوه درشت نشانه پولدار بودن است به همین دلیل برای همه نارگیل خریده بودند.

از مایكروویو جدیدشان زیاد راضی نبودند. طوبی خانم می‌گفت: «هر چی تخم‌مرغ می‌گذاریم آن تو منفجر می‌شود.»

یك فروند ماشین ظرفشویی هم خریده بودند به این بزرگی، اما طوبی خانم هنوز نفهمیده بود كه دستگاهی چنین پیشرفته چرا لباس‌ها را خوب نمی‌شوید.

جوگیر شدن در پیروی از مد

برای پذیرش هر نوع پوششی كافی است 20 ثانیه روی مخ ما كار كنند. (مثلا بگویند خیلی به رنگ پوست شما می‌آید). در ثانیه بیست و یكم مشغول شمارش پول برای خرید همان جنس هستیم. تلخ ترین خاطره زندگی یكی از دوستان من مربوط به زمانی است كه برای اولین بار پای البسه‌ای عجیب و دراز به نام كراوات به خاندان آنها باز شد. بعد از ورود این شیء ناشناخته به خاندان آنها، تعداد مردهای فامیل به طرز وحشتناكی كاهش پیدا كرد. اگر چه بعد از تحقیقات مشخص شد كه همه آنها بر اثر خفگی از دنیا رفته‌اند! اما بالاخره فهمیدند اگر از كراوات هم استفاده نكنند، باز هم می‌توانند شیك پوش باشند یا حداقل قبل از جوگیر شدن و استفاده از كراوات روش درست گره‌زدن آن را بیاموزند.

جوگیر شدن در دادن اطلاعات غلط

اگر خدای نكرده كسی جرات كند و از ما بپرسد كه در فلان كار واردید، تا طرف به خاطر سوال نسجیده‌اش به غلط كردن نیفتد دست از سرش بر نمی‌داریم.

ای آقا مگر خبر ندارید؟ من تمام وسایل برقی خودمان را تعمیر می‌كنم. جاروبرقی شما خراب شده؟ كاری ندارد، پشت موتور جاروبرقی یك سیم هست كه… دو ساعت بعد.

اكبر آقا جاروبرقی را كه یادت هست، همان كارها را كه گفتی انجام دادم، اما از آن موقع به بعد تا جارو را به برق وصل می‌كنیم كنتور كل ساختمان می‌پرد!

جان من! خیلی جالب است آخر جارو برقی ما هم همین جوری شده بود.

خب اكبر آقا جاروی خودتان را چه كار كردید؟

هیچی بردم تعمیرگاه البته زیاد خسارت ندیده بود فقط موتورش سوخته بود!

مرد حسابی جارو برقی فقط موتورش مهم است، چیز دیگری كه ندارد.

ای بابا، لوله به آن درازی را نمی‌بینی می‌گویی فقط موتورش مهم است؟ خدا وكیلی از مسائل فنی هیچ سر رشته‌ای نداری.

جوگیر شدن در خالی بندی

با شاخ و برگ دادن به یك موضوع ساده آن را در حد یك اتفاق بزرگ جلوه می‌دهیم و گاهی هم ابرقهرمان می‌شویم!

پیرزنی را از یك خیابان خلوت رد می‌كنیم، اما زمانی كه موضوع را برای دیگران بازگو می‌كنیم، می‌گوییم سیل تا زانوی ما آمده بود و آتشفشان در حال فوران بود، در همین حال كه پیرزن روی كول من سوار بود، یك دایناسور از روبه‌رو به ما حمله كرد، مانده بودم چه كار كنم، پیرزن را بندازم و فرار كنم كه این كار اصلا جوانمردانه نبود.

گفتم: مادر شنا بلدی؟

گفت: نه، پسرم.

وضعیت خیلی بدی بود. یكدفعه دیدم كه یك هلیكوپتر در ارتفاع پایین در حال پرواز است. پریدم و یك دستی هلیكوپتر را گرفتم.

مرد حسابی مگر می‌شود همچنین كاری كرد؟

خب مجبور بودم شما اگر جای من بودید چه كار می‌كردید؟ چاره‌ای نداشتم. تازه خدا را شكر كه یك دست من خالی بود وگرنه مجبور می‌شدم هلیكوپتر را با دندان بگیرم… .



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:29 | نویسنده : امیر شمسایی |

من زوجم و تو فردی ( شعر طنز )

 

در این دیار ســـربی ، یک استکان، هـوا نیســــــت

درد و غم و مرض هست؛ یک جرعه ی دوا نیست

مــعشوقه هـــای این شهر بر چهره، مــاسک دارند


احــــــــوال عــــــــاشقان نیز، چندی است روبِه را نیست

فرهـــــــــاد آسم دارد ، خسرو ســـــــــــــیاه سرفه


هیچ آدمی به فـــــکرِ شــــیرین بینوا نیســـــت

"اطفــــــــال و ســــــالمندان" در خــــانه ها اسیرند


ویران شود هر آنجا ، غوغـــــای بچه ها نیســــت

تـــــاوان دیـــــــدن تو ، سنگینتر از جریمه است


من زوجم و تو فردی ، این شهر جــــای ما نیست


تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:29 | نویسنده : امیر شمسایی |

مزایای خنده

 

 

* ما بهشت را برای کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)
* نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
* بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیه‌السلام)
* خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیه‌السلام)
* خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزش‌تر است. (امام صادق علیه‌السلام)
* نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیه‌السلام)
* هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد می‌کند. (امام جواد علیه‌السلام)
* هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمی‌کند. (امام حسن عسگری علیه‌السلام)
* خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
* خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
* خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.
* خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.
* خنده زبان مشترک همه جهانیان است.
* خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.
* خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
* خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.
* خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است.
* خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستان‌های امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
* خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است.
* خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
* خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
* خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
* خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
* خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.
* خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.
* خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید.
* خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.
* خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف می‌کند.
* خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.
* خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.
* خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.
* خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
* خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.
* خنده آنقدر مهم است که عکاسان می‌گویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!…
* خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.
* خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.
* خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.
* خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
* خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.
* خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
* خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
* خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.
* خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.
* خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.
* خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر می‌سازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد می‌شود.
* خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
* خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.
* خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکرده‌تر می‌شوند. کمتر و دیرتر می‌خندند.
* خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
* خنده در بروز ایده‌های نو و خلاق موثر است.
* خنده گرفتگی‌ها و کرامپهای عضلانی را برطرف می‌سازد.
* خنده باعث رفع خستگی می‌شود.
* خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
* خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمی‌توان شناسایی کرد.
* بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ……….. خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)
* بد و نیک هر دو ز یزدان بود ………… لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)
* خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد.
* اخم کردن کار اهریمنان است.
* چهره خندان بیشتر در حافظه می‌ماند.
* برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب – امید – خنده (پروفسور امانویل)
* خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
* خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می‌شود، بدون استفاده از لغات کمک می‌کند.
* خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف می‌کند پس می‌تواند سلاح هم باشد.
* خنده خیلی زیاد و بی‌مورد دل را می‌میراند. (حضرت علی علیه‌السلام)
* از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی)
* خنده خون سالم تولید می‌کند. (ایتالیایی)
* تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است.(اسپانیولی)
* دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو می‌خندند. (انگلیسی)
* خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)
* انسان خنده‌رو موفق‌تر است. (ژاپنی)
* اگر از کسی چیزی می‌خواهید اول او را بخندانید.
* انسان خنده‌رو از دنیا راضی‌تر است مثل من.
* خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز می‌باشد.
* خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. (ایرانی)
* یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
* جدی‌ترین آدمها کسانی هستند که می‌خندند و می‌توانند بخندانند. (فرانسوی)
* تبسم دشمن را دوست می‌کند. (جرج نیکلا)
مؤمن می‌بایست عبوس و گرفته نباشد و گشاده‌رو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.
* از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:28 | نویسنده : امیر شمسایی |

کارت پخش خیابانی (طنز)

 

کارت پخش خیابانی (طنز)

 

یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم…
از دور دیدم یک
کارت پخش کن خیلی با کلاس، کاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر کسی نمیده!
خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کاغذ رو می داد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم کردن تبلیغات نبود ….


احساس کردم فکر می کنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهای باکلاس و شیک پوش و با شخصیت میده! از کنجکاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم…!!!

خدایا، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با کلاس راجع به من چی خواهد بود؟!  آیا منو تائید می کنه؟!!

کفشهامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و کفشم برق بزنه!

شکم مبارک رو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو کاملا بی تفاوت نشون بدم!

دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده؟ یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل میده…؟!

همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم کرد و یک کاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت: “آقای محترم! بفرمایید!”
قند تو دلم آب شد!
با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی که بهش نشون بده گفتم:  ا ِ، آهان، خب چرا من؟
من که حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب، باشه، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم! کاغذ رو گرفتم …
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک تولدی که دست یک آقای میانسال بود! وایسادم و با ولع تمام به کاغذ نگاه کردم، نوشته بود::
.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:28 | نویسنده : امیر شمسایی |

طنز جالب سیر تحول آشپزی از سال 1300 تا 1393

 

طنز جالب سیر تحول آشپزی از سال 1300 تا 1393

ﺳﺎﻝ 1300 ﺷﻤﺴﯽ :
 
ﻣﺮﺩ : ﺁﺁﺁﺁﺁﯼ ﺿﻌﯿﻔﻪ !!! ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻨﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻏﺬﺍ؟؟ ﺍﺯ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﯽ ﻣﺰﻩ ﺁﺏ ﻣﯿﺪﻩ!!!
 
ﺯﻥ : ﺑﺒﺨﺸﺪ ﺁﻗﺎ !! ﺍﺷﺘﺒﺎ ﮐﺮﺩﻡ!!! ﺟﻮﻭﻧﯽ ﮐﺮﺩﻡ !!!
 
ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﺴﺖ ﻏﺬﺍ : ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﮏ ﺩﺍﺭﻩ؟؟ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﺁﻗﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!!
 
 
ﺳﺎﻝ 1330 ﺷﻤﺴﯽ :
 
ﻣﺮﺩ : ﺁﺁﺁﺁﺁﯼ ﺯﻥ !! ﺍﯾﻦ ﻏﺬﺍ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﻪ؟؟ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟؟
 
ﺯﻥ : ﺁﻗﺎ ﺗﺼﺪﻗﺖ ﺑﺸﻢ .. ﻧﻤﮏ ﺿﺮﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺮﺍﺕ .. ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ !
 
ﺯﻥ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﻡ !! ﺍﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ ﺑﭽﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍ ﺁﺩﻡ !!
 
ﺗﻖ ﺯﺩ ﺗﻮﺳﺮ ﺑﭽﻬﻬﻪ!!!
 
 
 
ﺳﺎﻝ 1360 ﺷﻤﺴﯽ :
 
ﻣﺮﺩ : ﺁﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﻪ ﺑﺎﺯ؟ ﻧﻤﮏ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻣﮕﻪ ﻣﺎ؟
 
ﺯﻥ : ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺁﻫﻨﯿﻢ؟؟ ﺣﺎﻻ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ !! ﺑﺮﻭ ﻧﻤﮑﺪﻭﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭ !!
 
ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ….!!! ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺶ !!!
 
 
 
ﺳﺎﻝ 1390 ﺷﻤﺴﯽ :
 
ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﯼ؟ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍﯾﯽ؟
 
ﺯﻥ : ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﻦ ﺭﮊﯾﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺮﮐﺎﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻦ !!
 
ﺯﻥ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﭼﻪ ﺗﻮﻗﻌﺎﺗﯽ ﺩﺍﺭﻩ !
 
ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﻡ !!!
 
 
 
ﺳﺎﻝ 1393 ﺷﻤﺴﻲ :
 
ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﻳﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺷﺎﻡ ﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻱ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﻨﻢ؟
 
ﺯﻥ : ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻜﻦ . ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪﻭﻧﻲ ﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
 
ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ
 
 


تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:27 | نویسنده : امیر شمسایی |

دقت کردین یه چیزایی تو این فیلم ها هست ( طنز )

 

دقت کردین یه چیزایی تو این فیلم ها هست ( طنز )

دقت کردین یه چیزایی تو این فیلم ها هست ،  دقت کردین یه چیزایی تو این فیلم ها هست که آدم خیلی حرصش میگیره؟

 

مثلا:
 
1- طرف یه مشت قاتل دنبالشن، جای اینکه اولین مکانی که میره به اقلکن 10 نفر موضوعو بگه، خیلی شیک و مجلسی زنگ میزنه به دوستش میگه: “میخوام ببینمت!”
 
من (>.<)   

میخوام ببینمت و کوفته! خب متوازی الاضلاع! می میری تو یک جمله همون پای تلفن بگی؟!!

 
2- طرف واسه اطرافیانش یه سوء تفاهم تابلو ایجاد شده که به این تخیل Full HD قسم تو یک نیم جمله هم میشه گفت! بعد وقتی عین خون آشاما دارن میریزن سرش، میگه: “م م م من همه چیزو توضیح میدم!”

 
من (o_#)

توضیح و قلوه سنگ! توضیح و …!  آخه جونت بالا بیاد میگفتی دیگه!

 

 
3- “این طوری که تو فکر میکنی نیست!”
 
من: این دیگه مسخره ترین دیالوگ برای شرمنده کردن طرف مقابل تو قسمت آخره! من شخصاً حرف دیگه ای در این زمینه ندارم میترسم تایید نشه!

 

و من الله توفیق…

 



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:27 | نویسنده : امیر شمسایی |

استاتوس های طنز و خنده دار جالب و فیسبوکی

 

استاتوس های طنز و خنده دار جالب و فیسبوکی

آقا کی میدونه با اپل چطوری میشه ایدی گوشیو با سیستم صوتی مازراتی ست کرد ؟؟؟
تف تو خطا که تو زعفرانیه هم خط نمیده…
بابام اینا از امریکا میخوان زنگ بزنن..
.اگه کسی میدونه pv بگه
تازه رامسرم ویلا داریم
بیشتر توضیح بدم یا بسه؟؟؟؟
ما خعععععلى پولداريم
خععععللللییییی میفهمی
تازه لپمم چال داااره
والا
حالا 1سوال پرسیدما حتما بایدهمه چیو بگم؟؟؟؟

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

قطارا بیشتر از همه آلزایمر دارن میدونی چرا؟؟!
.

.
چون خودشون میگن هوهو بعد میپرسن چی چی!!!
من برم سراغ اکتشافات بعدی

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

ﺩﻳﺸﺐ ﺑﻲ ﺧﻮﺍﺑﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺗﺎ ﺻﺪ ﺷﻤﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺒﺮه…
.
.
.
.
ﺑﻪ ٨٥ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻣﻮ ﮔﺮﻓﺖ…

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

از محـبت خــارهــا…



↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓
شــــــــــــــــاخ میشوند !!!!!!
اون قدیم بود گل میشدن….آدما
عوض شدن….!!!!
مــــُــتــــِـِــــاَســـِـِــــفـــــانـــــه !!!

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺍﯾﻮﻭﻥ ﻭﯾﻼﺷﻮﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻦ ﻋﺸﻘﺸﻮﻭﻥ ﺑﺮﺍﺵ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﻨﻢ ﺷﺒﺎ
.
.
.
ﺯﯾﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﯾﻪ ﻭﺍﻧﺘﻪ ﺍﺳﺘﺎﺭﺕ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﻻﻣﺼﺐ ﺭﻭﺷﻨﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

ﯾﻪ روز ﯾﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺭﻭ ﺑﺴﺨﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺑﺎﻻ ﻫﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ…
ﺷﻤﺮﺩﻡ 70 ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﺑﺎﻻ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ…!
ﺩﻓﻌﻪ 71 ﺩﯾﮕﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺖ ﻟﻬﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ !
ها ؟

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

قبل ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﻳﺪ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺩﻭﺗﺎ ﺣﺒﻪ ﺳﻴﺮ ﺑﻨﺪﺍﺯﻳﺪ ﺑﺎﻻ…
ﺍﺯ ﻋﺬﺍب ﭘﻮﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﻜﻪ ﻣﻴﺪﻳﺪ ﻛﻢ میکنه

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

آیا میدانید، که دکمه “enter” کیبورد هم پیر و فرسوده می شود و اصطلاحا به آن “پیرینتر” گفته می شود !؟
.
.
نگو میدونستی که با اسکنر میزنم تو سرت

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

دختره اومده تو pv میگه پستات قشنگه میخوام باهات دوست شم
….
….
…..
بهش گفتم باشه فردا برنامت چیه بریم بیرون
برگشته میگه
علوم, دینی,جغرافی, ورزش
آخه من با چیه این دوست شم؟

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

ﻓﯿﻠﻢ ﻫﻨﺪﯼ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﺎﺭﻭ ﻃﻨﺎﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ
ﻫﻠﯿﮑﻮﭘﺘﺮﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ
.
.
.
ﺑﻌﺪ ﻫﻠﯿﮑﻮﭘﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻩ ﺍﯾﻦ
ﻧﻤﯿﺬﺍﺷﺖ!!

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

یارو ساعت 6 صبح جمعه زنگ آیفون خونمون زد .
من : بله؟
یارو : این کیا اسپورتیج که جلوی پارکینگ پارک کرده مال شماست؟
من : نه
یارو : دلت بسوزه . مال ماست.

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

بعضیا رو پله برقی یجوری ژست میگیرن میان پایین که انگار همین الان پروازشون مستقیم از نیویورک نشسته
والاااا

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

به (مارک) لباست نناز..
به (مارک) نیس که…
به ذات آدمه…
وگرنه (گاو) لباسش ۱۰۰℅ چرم خالصه…!!

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ , ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﺍﻣﻮﺧﺘﻢ !!!?.
.
.
.
..
.ﻫﻴﭻ ﺩﻟﻴﻞ ﺧﺎﺻﻴﻢ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩﻣﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﻣﺶ
ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﻃﺎﻟﺒﻲ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯ ﺍگه ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍ
ﻭﺍﻻ ﺏ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﻡ ﭺ ﻓﻀﻮﻝ ﺷﺪﻥ ﺏ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻣﻮﻧﻢ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺭﻥ

 

♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦ استاتوس طنز ♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦.♦

 

 

 

هر وقت کسی بهتون گفت اون کنترلو از پشت سرت بده ,
.
.
.
.
حداقل ششصد متر فاصله رو انتظار داشته باشید
حتی در مواردی هم من 180درجه تغییر جهت دادم تا کنترلو بدم بهشون

 



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ | 14:26 | نویسنده : امیر شمسایی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.