چت روم
آخرین مطالب

» ( شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ )
» طنز جالب مثلا الکی… ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» این هم لیست مفسدان اقتصادی! -طنر ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» جدیدتریت شوخی های جالب شبکه های اجتماعی ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» طنزجالب فتیله پیچ خادم! ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» طنز جالب دستورالعمل های قضاقورتکی! ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» 8 سال اینجوری گذشت! -طنز ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» جدیدترین جوکهای خنده دار لاین و وایبر ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» گفت‌وگویی خنده دار پیرامون ازدواج -طنز ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» شوخی های جدید و جالب شبکه های اجتماعی ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» جدیدترین استاتوس های باحال طنز و خنده دار فیسبوک ( چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ )
» عکس: نفوذ ماهواره تا کجا ! ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )

کلمات کلیدی


درباره ما


امیر شمسایی
سلام عزیزان افتخار این را دارم با یک وبلاگ دیگر به نام ((طنز)) در خدمت شما عزیزان باشم در این وبلاگ قصد دارم مطالب طنز
اس ام اس خنده دار * عکسهای جالب و خنده دار و... را به نمایش شما بازدیدکنندگان محترم بگذارم و مثل همیشه به کمک شما بازدید کنندگان عزیز در بهتر شدن این وبلاگ
احتیاج دارم
ایمیل : amir.shamsaeemusic@yahoo.com




  • تاریخ ارسال : شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲, 19:57
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:5
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز جالب مثلا الکی…

طنز جالب مثلا الکی…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلـــم کمی مـــرگ میـخواهـــد
الــکی مثــلا من افــسرده ام … :شمام بگید غلـــط کردی بیا بغلـــم و اینا

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

زنم زنگ زده داد و فریاد میگه:
خاک تو سرت آشغال مگه من واست چی کم گذاشتم؟
دلت به حال اون طفل معصوممون نسوخت؟
چرا این کارو با من کردی؟

 

منو میگی ۳تا سکته رو رد کردم بعدش خندید و گفت:
.
.
.
.
الکی مثلا بهم خیانت کردی….
به خدا یه لحظه فک کردم همه چیرو فهمیده! 

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

مڹ چقد خوشگل و ناز و ملوس وجیگرم……
ایڹ دیگه الکی نیست… واقعیته میفهمی واقعییییت! !!!!

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

از این به بعد هر کی از این الکی ها بزاره خودش میدونه….
.الکی مثلا من جدی ام

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

من عزیز دل کی ام !؟
بگید من،
الکی مثلا!!!
ضایع نکنید!!
فامیلا جم شدن دارن نیگا میکنن!!!!!!!!!

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

لایک میکنید یا با مازارتی از روتون رد شم
الکی مثلا منم بچه پولدارم

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

این یکی رو باید شب بفرستید !!!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ …..
ﺍﻟﮑﯽ …
ﻣﺜﻼ ﻣﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

بچه ها من دارم میرم از اینجا
.الکی مثلا
شما بیاید بگید نرو تورو خدا،اگه تو بری ما رگمونو میزنیم،ما به عشق تو میایم اینجا و…
ضایم نکنیدا
ببینم چیکار میکنید..این وسط جنازه جمع کنمااا

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

متاسفــــم
.
.
.
الکی مثلن من دکترم

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

عزیزم چقد خوشحالم که دیدمت….
.
.
.
.
.
الکی مثلا عشقم برگشته

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

 میخوام در جواب به اون دوست عزیزی که گفته بود باید به جای مرسی بگی ممنون
بگم که ممنون خودش یه کلمه ی عربیه و درستش اینه که بگیم سپاس
.
.
.
.
الکی مثلا من برای زبان فارسی میمیرم!

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

وااای ممنون استاد توضیحاتتون کامل بود جواب سوالمو توش پیدا کردم
.
.
.
.
.
الکی مثلا من از اون خرخونای دانشگاه م

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

 فکر نکنین خاویار چیز خاصیه ها باور کنین مزه تن ماهی میده آدم زده میشه!
.

 

.
.
.
الکی مثلا من وضعم خوبه هر روز خاویار میخورم

 

 

 

——————————————

 

اس ام اس الکی مثلا من

 

 

 

راستی یارانه رو ماهانه میدن چقد میدن
.
.
.
.
الکی مصلن ما پولداریم یارانه نمیگیریم

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:5
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

این هم لیست مفسدان اقتصادی! -طنر

این هم لیست مفسدان اقتصادی! -طنر, این هم لیست مفسدان اقتصادی،این لیست مفسدان اقتصادی هم شده یک جورهایی مثل ته جیب ما، هروقت به آن مراجعه می کنید چیزی توش پیدا نمی کنید!

 

 

 

خدا نیاورد روزی که دولت قبلی تبدیل به دولت بعدی بشود، جمله «لیست مفسدان اقتصادی را بگم؟» از یادگارهای آنها بود. هروقت گرانی کمر مردم را می شکست و دولت شان با کمبود شکسته بند مواجه می شد!

 

 

 

بلافاصله پای لیست مفسدان اقتصادی به میان می آمد تا یک جورهایی همه چیز از گردن آنها برداشته و به گردن عزیزان حوزه فساد اقتصادی بیفتد!

 

 

 

از جایی که دولت قبلی در حال حاضر کاری به کار ما ندارد و شرط فتوت این است که ما هم کاری به کار آنها نداشته باشیم، پس کاری به کار آنها نداریم و می رویم سراغ لیست مفسدان اقتصادی تا بفهمیم چرا این لیست همیشه خالی از اسم های رنگارنگ است:
این هم لیست مفسدان اقتصادی! -طنر- شاید کاغذ به اندازه کافی نیست که بتوان اسم همه این عزیزان را توی آن نوشت

 

 

 

و لذا مسئولان مربوطه به این دلیل که در حق کسی اجحاف نشود و اسمی از این سیاهه نیفتد لذا در راستای محقق شدن اصل عدالت، قید افشای اسم مفسدان را زده اند!

 

 

 

- شاید بودجه کافی برای استخدام کسی که سواد خواندن و نوشتن اسم اسامی مفسدان اقتصادی را داشته باشد نیست!

 

 

 

- خندیدن به اسم و فامیل آدم ها اصلا کار درستی نیست. شاید اسم و فامیل مفسدان اقتصادی باعث خنده مخاطب می شود.

 

 

 

- لیست مفسدان اقتصادی را لیست سیاه هم می نامند، شاید این لیست معرف شده، اما آنقدر سیاه است که ما نمی توانیم آن را بخوانیم!

 

 

 

- صدالبته سواد خواندن و نوشتن فقط مربوط به مدیران بالایی و میانی نمی شود؛ ما هم باید سواد داشته باشیم.

 

 

 

امکان دارد که لیست مفسدان اقتصادی منتشرشده اما ما سواد خواندن و نوشتن را نداریم لذا می توان برای رویت این لیست به نهضت سوادآموزی رفت و خواندن و نوشتن را در حد مطالعه لیست مفسدان اقتصادی آموخت.

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:4
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

عضویت در گروه
عکس,گالری عکس,سایت عکس,عکس های خنده دار,عکس های دیدنی,عکس های روز,عکس جدید,عکس عاشقانه مدل مو,مدل مو مردانه,مدل مو زنانه,مدل آرایش,زیبایی صورت,مدل آرایش عروس,مدل مو کوتاه,مدل موی بافتنی,مدل شینیون مدل لباس,مدل مانتو,مدل لباس مجلسی,لباس نامزدی,کت و دامن,مدل دامن کوتاه,مدل تیشرت,مدل لباس زنانه و مردانه,لباس جدید پیش بینی وضعیت آب و هوا,هواشناسی,وضعیت آب و هوا,پیش بینی وضع هوا,وضعیت آب و هوای شهرهای کشور,سازمان هواشناسی کشور فال روز,طالع بینی,فال حافظ,انواع فال,فال قهوه,فال تاس,فال عشق,فال ازدواج,فال قران,فال بوسه,فال چای,فال عطسه

جدیدتریت شوخی های جالب شبکه های اجتماعی

مجموعه : مطالب طنز

جدیدتریت شوخی های جالب شبکه های اجتماعی

جدیدتریت شوخی های جالب شبکه های اجتماعی,1- در نگاه شتر یک حسرتی هست انگار که یک تست بیشتر می زد، صنعتی شریف قبول می شد

 

2- چند ترمه می رم کلاس زبان انگلیسی. تو این چند وقت فهمیدم زبان دونستن فقط به درد مکالمه با خارجی ها نمی خوره بلکه با فرهنگ و دانش اون ها هم آشنا می شی.

 

مثلا فهمیدم تو خارج فقط اسکول ها می رن مدرسه. واسه همین به مدرسه می گن اسکول. اگه چیز جدیدی یاد گرفتم حتما بهتون می گم

 

3- یکی از دلایلی که سرخ پوستا همیشه به قطارها حمله می کردن این بوده که دود قطار تو زبون اونا فحش محسوب می شده

 

4- از یه جا به بعد می فهمی «علم بهتر است یا ثروت» فقط برای اونایی بود که حق انتخاب داشتن

 

5- تو فیلمای ایرانی از تصادف فقط صداش میاد

 

6- روزی زنی تصمیم گرفت همه مشکلاتش رو به دریا بسپاره اما هر کاری کرد، شوهرش سوار قایق نشد

 

7- آقا یه جوری بهانه بیارین که آدم حس نکنه به شعورش توهین شده

 

8- حالا بعد از مرگمون ازمون می پرسن زندگی خود را چگونه گذراندید؟ ما هم جواب می دیم همه عمرمون نشستیم پشت کامپیوتر منتظر موندیم تا دانلود شه!

 

9- کاش هر کسی رو که نصیحت می کردن مثل معاینه فنی یه برچسب روش می زدن که قبلا نصیحت شده. دیگه در مورد اون موضوع باهاش حرف نزنید

 

10- طرف برادرشو نصیحت می کرد می گفت بعد از ازدواج اقتدار داشته باش مثل من. دیشب به زنم گفتم من ساعت 11 آب گرم می خوام.

 

اونم رأس ساعت 11 آب گرم رو آماده کرد. داداشش گفت حالا اون موقع آب گرم می خواستی چیکار؟ گفت چون نمی تونم با آب سرد ظرف بشورم، پوستم حساسه

 

11- ته دیگ یه غذاست. سیب زمینی هم یه غذاست. ماکارونی هم باز یه جور غذاست اما ته دیگ سیب زمینی ماکرونی یه روش زندگیه

 

12- غذا مثل گلوله است، تا خوردی باید بیفتی

 

13- فکر کنم یکی با برگ برنده من دلمه درست کرده

 

14- نحوه پسته خوردن ایرونی جماعت: همزمان یکی در دهان، یکی در دست و یکی هم تحت نظر

 

15- ساعت 5 صبح برام sms اومده، با چه زحمتی از زیر پتو اومدم بیرون موبایلمو برداشتم می بینم نوشته قالیشویی شربت اوغلی شعبه دیگری ندارد! انقدر خوشحال شدم که نگو

 

16- من وقتی به دنیا اومدم باهوش بودم ولی درس و مدرسه خرابم کرد

 

17- دیشب اینترنتم قطع بود کلی کار کردم. ظرفا رو شستم، خونه رو هم جارو کشیدم. دیگه کم کم داشتم دوتا بچه آفریقایی رو به فرزندی قبول می کردم که نتم وصل شد

 

18- علم بهتر است یا ته دیگ ماکارونی؟ مرده شور علم رو ببرن که با هر چی مقایسه اش می کنم کم میاره

 

19- آخرش نفهمیدیم ما مردا همه مون مثل همیم یا یکی از یکی بدتریم؟

 

20- اونایی که تو خونشون یه کیف قدیمی داغون هست که همه مدارک و سندها رو توش نگه می دارن، لایک کنن همدیگه رو بشناسیم

 

21- رفته بودیم سینما فیلم اکشن. دو نفر تو آشپزخونه داشتن همدیگه رو با قمه و اره برقی می زدن. بعد ری اکشن دختر ردیف جلویی: وای چه کابینت های قشنگی!

 

22- ریاضی عزیز. قبول کن که X رفته و هرگز برنمی گرده. انقدر از ما نخواه که برات X رو پیدا کنیم. به زندگی بدون اون عادت کن

 

23- کاش می شد وقتی بعضیا خیلی خوب و مهربون می شن بهشون تافت بزنی همون جوری بمونن. یا حداقل بهشون پیف پاف بزنی تو همون حالت، در اوج بمیرن

 

24- به یارو میگن: اگه به انگلیسی بخوای به کسی بگی بیا اینجا چی می گی؟

یارو: کام هیر

میگن آفرین چه خوب بلدی

میگن اگه بخوای بگی برو اوجا چی می گی؟

میگه: اول خودم می رم اونجا بعد میگم کام هیر

 

25- به بابام زنگ زدم می گم تصادف کردم الان بیمارستانم. می گه خب حالا یه دونه از جون هات کم شد. هنوز مونده گیم اور شی از دستت راحت شیم. فکر کنم منو از تو سطل ماست پیدا کردن

 

26- رفتم سوپرمارکت یه چیپس گرفتم، رفتم بیرون، یارو گفت: کجا؟

گفتم: الکی مثلا پولشو دادم

گفت: بیا، رفتم جلو یه دونه محکم زد تو دهنم تا یه ربع صدا زودپز می دادم! گفت: الکی مثلا بقیه پولتو بهت دادم

ملت خیلی بی اعصاب شدنا

 

27- یعنی وضعیت یه جوری شده وقتی می خوای با کسی حرف بزنی قبلش باید بگی می دونم تو از من بدبخت تری، صبر کن من اول حرف بزنم، بعد تو شروع کن

 

28- هیچ وقت امیدت رو از دست نده. کپک هرگز فکر نمی کرد پنی سیلین بشه

 

29- بایای من هر وقت قبض برق زیاد می یاد می ندازه گردن لامپ مودم من

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:4
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنزجالب فتیله پیچ خادم!

طنزجالب فتیله پیچ خادم!, فتیله پیچ خادم،سرویس ورزشی هوش خراش نوشت: «حسین زمانی رئیس کارگروه نظارت بر واگذاری استقلال و پرسپولیس می‌گوید که دولت برای واگذاری این دو باشگاه یک بسته شمع نذر خواهد کرد!»

 

 

 

خب خدا رو شکر دولت از آخرین تکنولوژی روز برای خصوصی‌سازی استفاده و خیال همه را راحت کرده که دیگر مشکلی برای واگذاری نداریم. چند روز پیش امیررضا خادم را دیدم که در امامزاده صالح در حال شمع روشن کردن است.

 

 

 

-«اینجا چی‌کار می‌کنید؟»
خادم بدون فوت وقت یک سالتو بارانداز جانانه بهمان زد که مثل خیار وسط آسفالت پایین آمدیم.
-«چته؟ ای بابا چرا این‌طوری می‌کنی.»

 

 

 

خادم: «ببخشید من یه‌کم این روزها به‌هم ریختم، واسه تمرکز باید یک فن کشتی بزنم حواسم بیاد سرجاش.»
-«خب چی‌کار کردی تا الان؟»
خادم از موبایلش یک فایل صوتی را پلی کرد.

 

 

 

هادی عامل: «امیررضا خادم، دارنده طلای آسیایی اولان باتور93، طلای جهانی وارنا 91، برنز المپیک 96 آتلانتاو برنز 92 بارسلونا، این قهرمان، این دلاور مرد، چغر بدبدن و بدافت هست این دلاور از خطه قهرمان پرور جویبار.»

 

 

 

-«جویبار چیه؟ مگه خراسانی نبودی؟»
خادم: «نه از من اجازه گرفت گفت بذا بگم جویبار.»

 

 

 

-«منظورم سابقه ورزشیت نبود، میگم واسه خصوصی سازی چی‌کار کردی.»
خادم: «ای بابا نمی‌دونم چرا ردیف نمی‌شم امروز، می‌تونم یه‌کم تو سر و گردنت بزنم شاید اوکی شدم.»

 

 

 

-«خواهش می‌کنم بفرما.»

 

خلاصه یک پنج دقیقه‌ای ایشان داشت تو سر وگردن ما می‌زد تا حواسش سرجا بیاید، بعدش یک فایل دیگر پلی کرد.

 

 

 

هادی عامل: « در همون ابتدای کار برای زیرگیری اقدام می‌کنه و موفق میشه پرسپولیسو خاک کنه و 1 امتیاز رو نصیب خودش کنه، همچنان داره روی بال و کتف و شش‌های حریف خودش کار می‌کنه،

 

 

 

حالا سیاسی رو مدیرعامل می‌کنه و 3 امتیاز دیگه رو نصیب خودش می‌کنه، داور سرپا میده، به زیر کتف‌های حریف می‌زنه،

 

 

 

آقای دکتر گودرزی در تشکA به پلنگ مازندران توصیه‌های لازم رو می‌کنه، بله با یک حرکت درخشان رو وارد زمین می‌کنه و ضربه فنی، تمام، تمام، خسته نباشی دلاور…»

 

 

 

خادم: «اجازه میدی یک بارانداز دیگه بزنم؟ تمرکز ندارم اصلا.»
خادم بدون اجازه شروع کرد ما را تاباندن، تشک هم نبود که یکجا خارج شویم و داور سرپا دهد، تا نزدیکی سر ولیعصر اوضاع همین بود، بین زمین و هوا از او پرسیدم.

 

 

 

-«برنامتون واسه پرسپولیس و استقلال چیه؟ پرسپولیسو می‌خوابید چی‌کار کنید؟»
خادم: «برنامه خاصی نداریم، دنبال یکی هستیم که بیاد بخرتش دیگه.»
-«خب قیمتش زیاد نیست به نظرت؟»

 

 

 

نزدیک باغ فردوس بود که سرپا داشتیم به کار ادامه می‌دادیم. فقط رو سر زیر بغل ما کار می‌کرد، مردم هم جمع شده بودند و دست می‌زدند.

 

 

 

خادم: «به کسی نگو ولی دکتر تا 1 تومن هم پایین میاد، مشتری بیاد، شده دو تا پیتزا پیکو با دوغ هم براش بخریم معامله رو جوش می‌دیم.»

 

 

 

-«خب 1 میلیارد فکر نمی‌کنی کم…»
آخرای همین جمله بدون منظور دستم را بلند کردم تا پشت سرم را بخارانم که فکر کرد می‌خواهم فن بزنم، یک بدل جانانه نثار ما کرد و بعدش یک کنده یک چاک که صد سال یک‌بار هم در کشتی نمی‌بینیم!

 

 

 

خلاصه مانند کتلت به کف خیابان چسبیدیم، ضربه فنی هم نمی‌شدیم که این کابوس تمام شود.

 

 

 

خادم: «کی گفت 1 میلیارد، می‌دونی چقدر بدهی داره؟ 1 میلیون منظورمه، با این بدهیش آخه کی میاد 1 میلیارد پول پاش بده بچه جون.»

 

 

 

سرتان را درد نیاورم، ظاهرا در نهایت با یک شیر  و کیک هم شده این دو تیم را می‌‌فروشند. ضمنا ما تا میدان ونک وضع‌مان همین بود.

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:2
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز جالب دستورالعمل های قضاقورتکی!

طنز جالب دستورالعمل های قضاقورتکی,دستورالعمل های قضاقورتکی،شرمنده ام که برای خشکاندن منابع آبی دستورالعمل می نویسم. فقط برای ثبت در تاریخ است که بدانند «ما می توانیم» خیلی هم می تواینم.

 

 

 

وگرنه دستورالعمل نمی خواهد. همین که اراده کنیم، تالاب که عددی نیست، دریای خزر را هم خشک می کنیم. حتی پیشنهاد می کنم خلیج فارس را هم خشک کنیم که بعضی ها این قدر چشم طمع به آن نداشته باشند و بزینم در پوزشان. بعد هی بگویند «خلیج عربی».

 

 

 

راه های خشکاندن خلیج فارس، دریای خزر و تالاب ها از بیخ
1-    جذب گردشگرانِ خشکان
گردشگر برای محیط زیست، حکم آموکسی سیلین را دارد برای عفونت در بدن! به هرکجا برود، آن جا را به خاک سیا، زباله سیاه و چیزهای سیاه و قهوه ای دیگر بنشاند و بی خیال هم نشود.

 

 

 

جهان برای گردشگر خط طولی است که او فقط یک بار از آن جا رد می شود. پس مقبره نیاکان دیگران! گردشگر برود کنار تالاب، خودش کارش را بلد است. سفارش خشکاندن دریاچه، دریا، دریای آزاد و خلیج هم می پذیرد.

 

 

 

2-    کشف دو قطره نفت زیر تالاب
کافی است به اندازه دو پیت، یا دو گالن نفت زیر تالاب باشد. مشتاقان نفت خیلی دوست دارند نفت را از حلقوم تالاب بیرون بکشند و ببرند سر سفره های مردم. حتی اگر دو قطره هم باشد، از میل آنها به خدمت کردن کم نمی شود که!

 

 

 

3-    احداث راه آسفالت از میان تالاب
بعضی ها علاقه عجیبی به آسفالت کردن همه چیز دارند. آسفالت کردن کوه دماوند، آسفالت کردن برج آزادی، آسفالت کردن کهکشان راه شیری و دهان آدم باز می ماند از این همه اشتیاق آسفالتی.

 

 

 

وسط تالاب را آسفالت کنند که مردم بتوانند به راحتی بروند آن وسط و همان جا خدمات زباله پراکنی را ارائه کنند. در این پروژه 95 درصد تالاب زیر کشت آسفالت می رود که گردشگران از آن پنج درصد زیبایی باقی مانده لذت ببرند.

 

 

 

4-    بردن آب تالاب به آفتابه مردم
اگر زیر تالاب نفتی نبود که برود به سفره مردم، آب تالاب که می تواند برود به زندگی مردم. یکی از وسایل کاربردی و چندمنظوره که آب گیر هم باشد، همانا آفتابه است.

 

 

 

اگر آب به آفتابه مردم برود، با همان آفتابه هم نیازهای مستقیم برطرف می شود، هم نیازهای غیرمستقیم مثل شستن ماشین، آب بازی و…

 

 

 

5-    توجه به صادرات غیرنفتی

 

هی گفتیم صادرات غیرنفتی. کو؟ نیست! بالاخره باد چرخ صادرات غیرنفتی را راه انداخت یا نه؟ وقتی قرار است تالاب خشک بشود، پس چرا صادر نکنیم؟

 

 

 

وقتی قدر تالاب دانسته نمی شود، صادر کنیم لااقل پولش را بگیریم. اتفاقا با صادر کردن آب تالاب خیالمان راحت است که کسی نمی تواند آن را بخشکاند. چون تالابی در کار نیست که بخواهد بخشکاند.

 

 

 

6-    فیلم در بیاوریم
مجوز ساخت فیلم با موضوع فاجعه خشکاندن تالاب داده شود. بعضی از فیلم سازها برای سیمرغ و اسکار هرکاری که لازم باشد، انجام می دهند. چنان تالاب را خشک می کنند که 10 تا سیمرغ و اسکار هم به او بدهند، کم است.

 

 

 

7-    چالش سطل آب تالاب راه بیندازیم
مردم چالش خیلی دوست دارند. اصلا ما مردم چالش پروری هستیم. یک نفر برود کنار یکی از تالاب ها یا دریا و خلیج، یک سطل ناقابل آب بریزد روی سروکله اش.

 

 

 

چند دقیقه بعد مشتاقان و علاقه مندان تا قطره آخر آب را کشیده، به خود پاشیده، با وجدان آسوده به خانه بازگشته، و فیلمش را در این ور و آن ور آپلود نموده و لایک ها را پس انداز می کنند.

 

 

 

8-    مجواز احداث تعویض روغنی، صافکاری و بقالی در کنار تالاب صادر شود

 

صنایع مزاحم را بفرستند بروند کنار تالاب. اتفاقا ضایعاتشان هم می رود توی تالاب، دیگر محیط زیست هم آلوده نمی شود.

 

چهار تا هتل هم آن جا احداث بشود. پای منافع اقتصادی که وسط باشد، کوه دماوند، باتلاق گاوخونی و راه دریاچه گهر هم آسفالت می شود.

 

 

 

9-    خواندن عناوین برخی از روزنامه ها در کنار تالاب

 

بعضی از روزنامه های مطالبی چاپ می کنند که آدمیزاد هم درجا خشک می شود، تالاب که سهل است.

 

بعضی از اظهارنظرها و خبرها هم برای خشکاندن آدمیزاد، تالاب، دریا، دریاچه و خلیج بسیار مفید و کاربردی است.

 

 

 

10-    حفاظت از تالاب را بدهند دست چهار تا بچه
این دستورالعمل سال های گذشته اجرایی شده و در پروژه های مختلف نتایج خوبی داشته، مثلا یک شرکت خودرویی به یک بچه سپرده شد. مناطق آزاد را به دست بچه دیگری دادند. چنان جواب می دهد!

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:1
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

8 سال اینجوری گذشت! -طنز

8 سال اینجوری گذشت! -طنز

 

 

 

 

 

 

 

«قدرت کردگار می‌بینم
حالت روزگار می‌بینم»
دور را دور رمل و اسطرلاب
عقل را کم عیار می‌بینم
اصل را فرع و فرع را بر اصل
در قضایا سوار می‌بینم
در دل روزهای خرتوخر
تا بخواهی غبار می‌بینم
روی دیوار پیشرفت و بقا
دو سه تا سوسمار می‌بینم

 

 

 

از عمل بی‌خبرترین هستم
در عوض هی شعار می‌بینم
مهرورزی شعار مدعیان
«در یمین و یسار می‌بینم»
در عمل منتها به وضع بدی
تپّه و کوهسار می‌بینم
حمله چل حرامیان مدرن
دم به دم آشکار می‌بینم
طرح‌هایی که آب و نان دارند
برده انحصار می‌بینم

 

 

 

اسب، اسب بخار کم دارد
سارقان در قطار می‌بینم
ارز و بازار دست یک عدّه
شرخر مستعار می‌بینم
نه به جمشید می‌شود خندید
نه فری را مهار می‌بینم
بابک و هافبک و بدون گلر
تیم را بی زوار می‌بینم
آدمی را حوالی سنگال
بی خبر برکنار می‌بینم

 

 

 

در پوپولیسم مد شده هر روز
زایش و ابتکار می‌بینم
وعده دادن زمین به همه
متر آن را هزار می‌بینم
سیب‌های زمینی از هر سو
گیج و بی اختیار می‌بینم
آنچه پیدا نمی‌شود در شهر
را کماکان وقار می‌بینم
شب به شب گوجه را چو طیّاره
در فضا پایدار می‌بینم

 

 

 

هشت سالی تشنج و کابوس
خواب را زهر مار می‌بینم
آنچه از خلق در می‌آید را
نه دعا که دمار می‌بینم
ملّت بینوای ایران را
جملگی در هوار می‌بینم
بیشتر از تمامی تاریخ
خلق را وامدار می‌بینم.

 

 

 

نه فقط صد نفرگروه فشار
همه را در فشار می‌بینم
عینهو بمب ساعتی، خويشتن
را لب انفجار می‌بینم
مغزها را یکی یکی در مرز
در مسیر فرار می‌بینم
کاشکی کور می‌شدم اصلاً
که چنین روزگار می‌بینم

قدرت کردگار می‌بینم
انتهای بهار می‌بینم
مشت محکم به اقتضای زمان!
به دهان ویار می‌بینم
«چون فريدون به تخت بنشيند
دولتش بر قرار مي‌بينم»
جمعِ بر اقتصاد شوریده
را به کل تار و مار می‌بینم
لیست غارتگران بیت المال
در صف انتشار می‌بینم

 

گوجه پرواز هم اگر بکند
پشت بندش خیار می‌بینم
توی جیب فری به جای دلار
شاخ گاو و چنار می‌بینم
هر که بر خواری وطن کوشید
را در این دوره خوار می‌بینم
«نعمت ا… نشسته در کنجي»
شعر او بر مدار می‌بینم
بار اول نبود و آخر نیست
چوب پروردگار می‌‌بینم

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

جدیدترین جوکهای خنده دار لاین و وایبر

جدیدترین جوکهای خنده دار لاین و وایبر

 

 

 

 

 

 

 

اختلاف طبقاتی داره بیداد میکنه
.
.
.
.
.
فاصله واحد ما با دختر همسایمون که نباید 6 طبقه باشه فوق فوقش 1 طبقه

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

کیه؟
کیه؟؟
کیه؟؟؟
کیه؟؟؟؟؟
کیه؟؟؟؟؟؟
کیه ؟؟؟؟؟؟
.
.
.
عکس العمل اعضای خانواده وقتی من تلفن رو جواب میدم
اصن نمیذارن نفسم بالا بیاد!

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

بابام خطاب به من
اگه اين پول هايي رو كه خرج تو و دانشگات كردم

 

الان جمع ميكردم ميلياردر بودم و ميتونستم يه پسر دانشمند هم سن و سال تو بخرم.

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ 

 

 

 

آیا می دانید زبان فارسی مختصرترین زبان دنیاست؟
مثال :
معادل جمله میری سریع این کار رو انجام میدی و برمیگردی
یک کلمه است : اومدیا

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

خوشبختی به پول نیست…
.
.
.
جان ؟؟
بله؟ “زر نزنم”؟؟
چشم

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

داشتم از توی هال رد میشدم
بابام از تو اتاق گفت بیا اینجا کارت دارم.
بهش گفتم No pv
.
.
 .
اینجا اورژانس
 یکمی کتف راست و زانوی چپم اذیت میکنه

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

من یه صندوق صدقه تو اتاقم دارم
هر روز یه مبلغی میندازم توش تا آخر ماه یکجا که شد برمیدارم میزارم تو جیبم!
اینطوری هم هفتاد نوع بلا رو دفع کردم ؛ هم به یه بدبخت کمک کردم

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

مورد داشتیم دختره صد هزار تومن واسه موش دویست هزار تومن

 

واسه صورتش صد و پنجاه هزار تومن واسه آتلیه واسه عکس گرفتن و دو روز هم طرف

 

رو عکسش کار کرده بعد دختره همون عکسو گذاشته فیسبوک نوشته همینطوری یهویویی.

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

صبح شارژ گوشیم تموم شد…
میخواستم زنگ بزنم دوست پسرم بیاد دنبالم…
از یه دختره گوشیشو گرفتم…
شماره که گرفتم…ديدم سیو شده:
Eshgham
من 0_0
دختره o-o
دقت کردین چشای من درشت تر و قشنگتر بود

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

چه بوي كبابي مياد…
.
.
.
 .
نه همون بالا بود اينجا نمياد

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﺮﻭﺳﯽ
ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ، ﺩﻝ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻗﺼﯽ !!
ﻣﻨﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﻪ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺭﻗﺼﯿﺪﻡ…

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

سوتي من و بقالي سر كوچمون رو داشته باشين…
رفتم بقالي ميگم هزار تومان خيارشور بده.وقتي خواستم پولشو بدم گفتم: چقدر ميشه؟!!!!
اونم كه خنگ تر از من بود دو ساعت داره

 

با ماشين حساب ور ميره كه ببينه هزار تومان خيار شور چقدر ميشه.

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

با پرایدم تو جاده موندم بی بنزین
یه ۲۰۶ که رانندش دختر بود نگه داشت
گفت چی شده بگو کمکت کنم
گفتم سوختم تمام شده میشه از ماشینت بنزین بکشم؟
گفت مگه بنزین۲۰۶ به پراید میخوره
هیچی دیگه ماشینم از شوک گیربکس آورد پایین
سر سیلندرشم سوخت
نوربالاشم یکسره شده

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

آیا از اضافه وزن خود رنج می برید؟
.
.
.
.
چطوری بشکه؟

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

متاﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﺮ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ
ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ، ﻫﺮﭼﻘﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺵ ﺑﺨﻮﺭﯾﻨﺶ !
ﺍﯾﻨﺎ ﺳﺨﺘﯿﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ .

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

صبح با دختره آشنا شدم
آخرشب ازش میپرسم داری چیکارمیکنی ؟
جواب میده : با یاد تو زندگی میکنم !
فقط من موندم تا الان بدون من چطور زنده مونده

 

 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦ جوکهای لاین و وایبر ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

 

به قلبم گفتم:چرا خوابم نمیبرد ؟ این بی خوابی ها از کجاست ؟
جواب داد : زر مفت نزن
ادای آدمای دلشکسته رو هم درنیار ! یادت رفت بعد از ظهر عین خرس قطبی خوابیدی ؟
جوابش منطقی بود کاملا
قلبمم اعصاب نداره

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 23:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

گفت‌وگویی خنده دار پیرامون ازدواج -طنز

گفت‌وگویی خنده دار پیرامون ازدواج -طنز

 

 

 

 

 

پسر: من اساسا معتقدم ازدواج مانعی برای پیشرفت بشره. 
دختر: من هم فکر می‌کنم ازدواج فردیت بشر را مورد هدف قرار داده. 
پسر: به راستی که مسئولیت و تعهد آدم رو فرسوده می‌کنه. 
دختر: کاملا درسته … آثار زیانباری هم برای لطافت پوست به همراه داره. 
پسر: این همه هزینه برای عروسی …
دختر: جهیزیه رو بگو. 
پسر: هزار تا خرجِ الکیِ دیگه. که چی بشه؟
دختر: هیچی
پسر: تازه بعدش خانواده‌ها می‌افتن به جون هم. 
دختر: آخ گفتی! توقع‌ها، حرف درآوردن‌ها، خاله‌زنک بازی‌ها …
پسر: همه رو باید راضی نگه داری وگرنه روزگارت رو سیاه می‌کنن. 
دختر: وای دیوونه کننده است. 
پسر: تازه خود ازدواج هم فقط تا شیش ماه جذابیت داره. 
دختر: کلا سقف یکی از عوامل جداییه. 
پسر: سقف مطالبات؟
دختر: نه، سقف خونه. 
پسر: چطور؟
دختر: تا وقتی خونه باباتی جون میدی که با عشقت بری زیر یه سقف،

 

وقتی با عشقت میری زیر یه سقف، جون میدی که برگردی خونه بابات. 
پسر: مردها هم سقف رویاهاشون هی میره بالاتر! 
دختر: حالا این هیچی … اینایی که به عشق بچه‌دار شدن ازدواج می‌کنن، وای خدا. 
پسر:‌ها ها‌ها .
دختر: یعنی واقعا ازدواج می‌کنن که تکثیر بشن؟
پسر: حماقت محضه.
دختر: اصلا نمی‌فهمم این بچه چی داره! 
پسر: به سختی به دنیا میاد و به سختی بزرگ میشه ولی در نهایت به راحتی نادیده‌ات می‌گیره. 
دختر: واقعا … راستی، بیژن و عاطفه هم طلاق گرفتن. 
پسر: کدوم بیژن و عاطفه!؟
دختر: بچه‌های ورودی 88 مهندسی شیمی دیگه. همون‌هایی که سال اول دانشگاه ازدواج کرده بودن. 
پسر: برای چی؟
دختر: عاطفه بعد از یه سال فهمید بیژن با یکی دیگه‌ میره سانفرانسیسکو

 

ولی چون خود عاطفه هم شیش ماه بود با یکی دیگه می‌رفت سانفرانسیسکو چیزی نگفت

 

تا سفرشون زهرمار نشه. اما بعد از یه مدت دوتاشون فهمیدن و سورپرایز شدن و کلی فان شد! 
پسر: خب پس چرا طلاق گرفتن؟
دختر: دیگه تعدادشون زیاد شده بود، نمی‌گنجیدن! 
پسر: اینم آخر و عاقبت ازدواج‌های امروزی. بهنام هم زنش رو طلاق داد. میدونی؟
دختر: بهنام؟ بهنام شریف؟ 
پسر: آره.
دختر: اون دیگه چرا؟‌
پسر: دو سال دختره رو خونه باباش نگه داشت. آخر دختره قاطی کرد و گفت طلاق میخوام.
دختر: خب یه خونه اجاره می‌‌کرد. 
پسر: پول پیش نداشت، بدبخت بود. 
دختر: اصلا همه بدبختی انسان از ازدواج شروع شد.

 

اگه آدم و حوا از اون اول دوست معمولی بودن الان این وضع ما نبود. 
پسر: ای داد از این ازدواج … از این سنت منسوخ … از این گرداب نابودگر … مریم! 
دختر: بله؟
پسر: با من ازدواج می کنی؟
دختر: جدی؟
پسر: آره.
دختر: باشه.
پسر: بسیار خب.
دختر: فقط یه چیزی .
پسر: چی؟
دختر: چند تا بچه داشته باشیم؟ 
پسر: چهار تا خوبه؟
دختر: پنج تا بهتر نیست؟
پسر: هر چی تو بگی. 
دختر: اوکی، بای.
پسر: بای.

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 22:59
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

شوخی های جدید و جالب شبکه های اجتماعی

شوخی های جدید و جالب شبکه های اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

1. فقط تو ایرانه که واسه اولین بار میخوای پیش کسی بخوابی ازت میپرسه:
لگد که نمیزنی؟
اصلا آدم احساس خر بودن بهش دست میده!

 

2. ﺩﻭﺑﻠﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ..
ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ
ﺩﺍﺩ ﺯﺩ … راننده پژو …
.
.
.
ﺁﺏ ﺩﻫﻨﻤﻮ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻡ …
ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻭﺍﻧﺘﯿﻪ …
ﻣﯿﮕﻪ : انار ساوه ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﯼ ؟

 

ﻣﻠﺖ ﺭﻭﺍنین به قرآن…

 

3. ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ استاد ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ،
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺪﻩ
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻞ ….. ﻧﮕﺎﺵ ميكنن!

 

4. دو نفر به کل، این ضرب المثل رو ضایع کردند :
عقل سالم در بدن سالم است
یکیش استیون هاوکینگ بود ؛ اون یکی هم امیر تتلو

 

5. شرط میبندم همین سوسک اگه صورتی بود
دخترا میگرفتن لای دفتر خشک میکردن
روزی پنج دفعه بوسش میکردن میگفتن عجیجم :D

 

6. عید از 3 حرف زیبا تشکیل شده:          
ع: عزیزانم.       
ی: یادتون باشه.    
د: دوستتون دارم.                        

 

خواستم از همه زودتر تبریک عید را تقدیمتان کنم

 

7. امسال برا عید خرید نکنید
بزارید پولتون تو بانک باشه شاید یه بیچاره احتیاج به یک اختلاس داشته باشه

 

 زن و بچه هاشون اون سر دنیا منتظرن!

 

8. ﯾﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻥ ﺗﺠﺮﯾﺶ ﺑﻪ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﻣﯿﮕﻪ :
٢ ﻗﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ …
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﺎ ﻛﺠﺎ؟
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻮﭘﺨﻮﻧﻪ!
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻛﺮﺍﻳﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻙ ﻭﻟﻰ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﻧﺪﺍﺭ خشتکت ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻪ!

 

9. از ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺷﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﻢ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﻡﮔﺬﺍﺷﺖ ﭼﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ؟؟؟
.
.
.
.
. ..ﮔﻔﺖ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﻜﭗ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﺧﻮﺩﺗﻮ عشقتو ببرن!
.
.
.
ﺍﺻﻦ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺷﺐ ﺗﻮﻗﻊ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ!

 

10. استاد جغرافیا سر کلاس سکته میکنه

 

بعد از کلی تحقیق میفهمن ی دانشجو دختر ازش پرسیده خط استوا اعتباریه یا دائمی ؟!!!

 

11. از قلبم پرسيدم:
چه کنم وقتى دلم تنگ است و دستم کوتاه و جفای یار  بسیار؟
.
.
.
.
گفت: ببین کار من خون رسانى به بدنه ،
از من چرت و پرت نپرس!

 

12. مورد داشتیم کارآموزه داشته با ماشین آموزشگاه رانندگی دنده عقب میرفته

 

سرعتش که زیاد شده از مربی پرسیده حالا بزارم دنده دو عقب؟؟
.
.
.
میگن دنده عقب استعفاشو گذاشته رو کاپوت! نوشته خستم بزارید برم.
افسره هم میگن داره عقب عقب راه میره تا کربلا گفته تا رو مین نرم ول نمیکنم.
مذاکرات هم تعطیل شده ظریف تو راهه بیاد ببینه جریان چیه.

 

13. آرزويم درسال 94 اينه كه
آرزو هاي سال 93 م برآورده بشه كه سال 92 آرزو كرده بودم
چون 91 برآورده نشده بود…

 

14. ماهی عیدمون امروز مرد !
.
.
این بود جواب اون دلستر و نون پنیرایی که بهش میدادم؟؟
بی لیاقت..

 

15. پاتریک: یه هواپیما از جنس طلا میخریم!
باب اسفنجی: هواپیما از جنس طلا نمیتونه پرواز کنه!
پاتریک: ما دیگه پولداریم. قوانین فیزیک رو ما تاثیر نداره!

 

16. با دوستم رفته بودم رستوران
نمكدونش از اين پيچوندنيا بود
هي تكونش ميداد، نمك نميومد،
خيلي آروم تو گوشش گفتم بپيچونش
اونم اول يه نگاه به دور و برش كرد و بعد نمكدونو گذاشت تو كيفش.
.
.
.
هيچي ديگه، صاحب رستوران كه تعطيل كرد پرنده فروشي زد
نمكدونه هم به اذن خدا از تو كيف دوستم به معراج رفت،

 

منم كه الان تو تيمارستان روزبه نشستم دارم با كفگير چمن ميخورم

 

17. دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و به زمین نگاه میکنه
رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید: ماله منه؟
گفتم بله
یه لبخند گوشه ی لبش نشست
.
.
بعد رفتم به باغبون گفتم: اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟ هر روز میاد گلهای پارک رو میکنه!
باغبون هم با بیل افتاد دنبالش
پس چی!!!
فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟
فقط میخواستم ببینم یه دختره غمگین با چه سرعتی میتونه بدووه

 

18. ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻧﻮ ﺩﺯﺩ ﺑُﺮﺩ
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ
ﻭ ﻣﺎﺭﻭ
ﺣﻼﻝ ﮐﻦ
ﯾﻪ ﺑﻠﯿﻂ ﻣﺸﻬﺪﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ
.
.
.
ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﻣﺸﻬﺪ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﺪ ﺧﻮﻧﺸﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ

 

19. یارو  باباش میمیره داشت گریه میکرد،تلفنش زنگ میخوره ،
جواب که میده یهو گریه هاش بیشتر میشن…
میگن کی بود جریان چیه!؟؟
میگه پشت سر هم داریم بد میاریم! خواهرم بود…اونم باباش مرده…

 

20. ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﯾﻨﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ….
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﮐﻢ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻣﻨﺘﻈﺮه

 

21. غضنفر دوستشو نافرم زده بود قاضی میپرسه چرازدیش؟ میگه 10 سال پیش بهم گفته بود اسب آبی
قاضی : 10 سال پیش گفته الان زدیش؟
غضنفر: دیشب تازه اسب آبی رو تو تلویزیون دیدم

 

22. ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺩﺭﺩ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯﻣﺎﺳﺖ !
ﺑﺪﺑﺨﺘﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻦ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻃﺮﻓﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ

 

23. پنجاه تومن گذاشتم تهِ کمد زیرِ لباسام که یادم بره بعدا ببینم روحم شاد شه!
.
.
.
.
.
الان شش ماهه که یک ثانیه هم از فکرش بیرون نمیام

 

24. مهم نیس امریکا حمله کنه. مهم اینه که هند حمله نکنه!
.
.
.
.
کی میخوإد جلو آمیتابچان و سلمان خان و شاهرخ خان رو بگیره..تير هم بخورن کشته نميشن

 

25. قوانینی که نیوتن از قلم انداخت !!!

 

قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگری رفتيد ، سرعت صف قبلی بيشتر از صف فعلی خواهد شد ؛

 

قانون تلفن :
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتيد ، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود ؛

 

قانون تعمير:
بعد از اين که دست‌تان حسابی گريسی شد ، بينی شما شروع به خارش خواهد کرد ؛

 

قانون کارگاه:
اگر چيزی از دست‌تان افتاد ، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد ؛

 

قانون معذوريت:
اگر بهانه‌تان پيش رئيس برای دير آمدن پنچر شدن ماشين‌تان باشد ،

 

روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان ، ديرتان خواهد شد ؛

 

قانون حمام:
وقتی که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد ؛

 

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با يک آشنا ، وقتی که با کسی هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش می يابد ؛

 

قانون نتيجه:
وقتی می‌خواهيد به کسی ثابت کنيد که يک ماشين کار نمی کند ، کار خواهد کرد ؛

 

قانون بيومکانيک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن ، با ميزان دسترسی آن نقطه ، نسبت عکس دارد !!!

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳, 22:58
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

جدیدترین استاتوس های باحال طنز و خنده دار فیسبوک

جدیدترین استاتوس های باحال طنز و خنده دار فیسبوک

 

 

 

 

 

 

 

 دیشب دختر عموم اس ام اس داده :
امیرحسین وقتی با لپ تاپ میام اینترنت سرعتش بالاست
ولی وقتی با گوشی میام سرعتش پایینه
بهش گفتم : الان با چی هستی؟
میگه : با تاپ و شلوارک صورتی

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

من اگه درس نمی خونم و می رم سر جلسه امتحان ,

 

نشونه تنبلیم نیس، نشونه ی جرأت و جسارت و شجاعتمه

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

اونایی که میگن نمک در نمکدان شوری ندارد چرت و پرت گفتن!
اونا حتماً زبونشون تو نمکدون نمیرفته!من امتحان کردم خیلیم شوری داشت

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

آشغالترین نوستالژی دوران کودکی :
منم بیام ؟!!
نه ، ما داریم میریم آمپول بزنیم

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

دستام خسته شدند . پاهام طاول زدند
 از کمر افتادم  اصلا جون ندارم دارم میمیرم تو رو خدا
یکی از اندی بپرسه خوشگلا تا کی باید برقصن

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

 ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺩﯾﺪﻡ
ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺧﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ 3 4 ﺭﻭﺯﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﻔﺮ!

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

من هرچی ملکه ذهنم میشه ،
پادشاه ذهنم میاد مخشو میزنه 
دلیل عدم موفقیتم توی زندگیم همینه !

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

آدمایی که زیاد میخوابن تنبل نیستن انگیزه ای واسه بیدار بودن ندارن

 

وگرنه شما بگو فردا ساعت ۵ صب بریم شمال،هرکی پا نشه !

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

 شبا وقتي سوار تاکسي ميشم به اين فکر ميکنم که مثلا رمز عابر بانمکو چي بگم به راننده،
يا اگه پيچيد تو فرعي چجوري در ماشينو باز کنم بپرم بيرون !
توهم در حد مرگ !

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

یه پسره تو وبلاگش نوشته بود:
جای خالی تورو انقد با چشام آب میدم…
تا باز کنارم سبز بشی!!!…
فک کنم مخاطبش یونجه بوده.

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

یکی از رویاهام اینه
یه نامزد مو بلند داشته باشم ,
موهاشو از پشت بگیرم با لگد بزنم تو کمرش
دیوونه هم خودتی

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

بـا ایـن وضـی کـه بـعـضـی پـسـرا پـیـش مـیـرن
فـک کـنـم مـوقـع عـروسـیـشـون عـروس بـا مـاشـیـن مـیـاد،
ایـنـارو از آرایـشـگـاه ور مـیـداره مـیـرن تــالار !

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

یه رفیق داریم اسطوره مشکلاته، بدشانس، بدهکار، تنها، مشروط…!

 

یعنی دیگه مشکلی نمونده که این تجربه نکرده باشه.

 

زنگ زدم بهش، میدونید آهنگ پیشوازش چی بود؟؟ همه چی آرومه… من چقد خوشحالم…!

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

 تو فیلم هندیه
یارو پرواز کرد، هیچی!
تنهایی زد یه گردانو کشت بازم هیچی!
تا آخر فیلم سه تا پدر و شیش تا برادر پیدا کرد اینم هیچی!
دیگه با سر قطع شده تو دریا شنا کردنشو کجای دلم بذارم!

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

مورد داشتیم
دختره هشت صبح جلو دانشگاه پارک دوبل میکرده بره بالا سر کلاس .
ساعت دوازده و نیم استاد از پنجره کلاس داد زده
نمیخواد پارک کنی,
کلاس تموم شد
منم حاضریتو زدم…

 

 

 

•.•.•.•.•.•.•.•.•.• استاتوس خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•

 

 

 

ديشب اينترنتم قطع شد تا رفتم تو حال بابام با چوب افتاد به جونمو هي داد ميزد دزد دزد…..
يهو مادرم داد زد نزن نزن پسرمونه….
بابام تو چشاش اشک جمع شد گفت تويي پسرم؟
چقد بزرگ شدي

 

 

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 23:2
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 23:1
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
بازار استخدام ایران دارای عجایب و نوادر گوناگونی است اما این فرم استخدام که بر روی سایت گروه کارخانجات مقصود قرار گرفته بی نظیر است.
به نظر شما سایز کفش و لباس افراد در انتخاب افراد اصلح درجهت استخدام تا چه حد تاثیر گذار خواهد بود؟
اولین رشته تحصیلی در فرم استخدام به صورت پیش فرض آبیاری می باشد!
به گزارش بانکی دات آی آر نکته جالبتر آن است که برخی از سایت های کاریابی هم از این استخدام ذوق زده شده و آن را در بخش اخبار استخدامی خود پوشش داده اند.
 

فرم استخدام

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 23:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
حرفهایی که دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید:

• اووووووووووه !!! پس اشتباه بریدم!

• كسی ساعت مچی منو ندیده؟!

• دیشب تا دیر وقت مهمونی بودم. یادم نمی آد هیچوقت تو عمرم آن قدر ........ !

• وای! صفحه ی 47 دستورالعمل جراحیم پاره شده!

• منظورت چیه كه باید پای چپشو می بریدیم؟!

• فوراً یه عكس از این زاویه بگیر. این یكی از عجایب خلقته!

• بهتره این تیكه رو نگه داریم. ممكنه برای تشریح به درد بخوره!

• ولی كتاب من اینجوری نمی گه! كتاب تو چاپ چندمه؟!

• فوراً اون تیكه گوشت رو برگردون!

• صبر كن ببینم! اگه این طحالشه، پس اون چی بود؟!

• پرستار لطفاً اون گوشت رو به من بده. اون گوشته ... همون چه می دونم... اون عضوی که نمی دونم چی بود دیگه!

• اوه! زود دوباره همه ی بخیه ها رو باز كنین. یكی از پنس ها كمه!

• اگه فقط یادم می اومد كه این كارو چه جوری هفته ی پیش توی كلاس بازآموزی انجام دادند خوب بود!

• لعنتی! بازم چراغ ها خراب شد!
گریه نوزاد

• می دونی؟ پول خیلی هنگفتی میشه توی تجارت كلیه به جیب زد. اوه! اینجا رو! این آقا یه كلیه اضافه داره!

• همه برن عقب وایسن! لنز چشمم افتاد بیرون!

• میشه قلبش رو یه مدت از تپیدن بندازی؟ تمركزم رو به هم می زنه!

• خیلی خب بچه ها... این برای همه مون می تونه یه تجربه ی جدید باشه!

• می دونستی این مریض خودشو یك میلیون دلار بیمه ی عمر كرده؟ الان زنش تلفن زد و گفت !!

• اشكالی نداره. همون قیچی رو بده. كف زمین رو كه تمیز كردن. نه؟!

• یادته بخش تشریح می گفت حاضره 1000 دلار برای یه جسد تر و تمیز بده؟!

• چی؟! منظورت چیه كه اینو واسه عمل نیاورده بودن؟!

• كاش عینكم رو توی خونه جا نمی ذاشتم!

• این مریض بیچاره اگه اشتباه نكنم زن و بچه داره. نه؟!
در انتخاب رشته آگاهانه عمل کنید.(قسمت دوم)

• پرستار نگاه كن ببین این آقا برای اهدای عضو ثبت نام كرده بوده یا نه؟!

• خدای من! منظورت چیه كه ازش برای قبول مسئولیت مرگ امضا نگرفتین؟!

• نگران نباشین. فكر می كنم این تیغ به اندازه ی كافی تیز باشه!

• چیه؟ چرا اینطوری نگاه می كنین؟! تا حالا ندیدین یه دانشجو اینجا جراحی كنه؟!

• الو؟ سلام عزیزم. چی؟! منظورت چیه كه طلاق می خوای؟!

• من که نمی دونم این چه عضویه! ولی به هر حال زود بذارش وسط بسته یخ!

• عجله كنین. من نمی خوام این قسمت سریال رو از دست بدم!

• این گاز خنده خیلی باحاله. می شه یه كم دیگه شو امتحان كنم؟!

• پس بچه كو؟! مگه مریضو برای سزارین نیاورده بودن؟! اینجا اتاق عمل شماره چنده؟!

• هی پرستار! یه ست جراحی دیگه روی اون یكی میز باز كن. اون مریض هنوز داره تكون می خوره!

• مطمئنی كه بعداً ازمون شكایت نمی كنه؟!

• معلومه كه من این عمل رو قبلاً هم انجام دادم پرستار. تقریباً 20 سال پیش بود!

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:59
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

دعا روی اسکناس

نوشته روی عکس :

السلام علیک یا سلطان ابراهیم یا امامزاده سلطان ابراهیم
اول سلامتی پدر و مادرم
دوم اینکه تربیت معلم سال اول یعنی سال 88 من و سارا قبول بشویم سال سوم متوسطه شاگرد اول شوم و معدل کتبی ام بالاتر از 18 باشد
آرزوی پدر و مادرم را که دوست دارند پسر داشته باشند برآورده کن
دعای کوثر را مستجاب کن
خاله فخری و الهام و عمه اکرم را خوشبخت کن ازدواج کنند
آرزوی محسن را بر آورده کن
مادرم را شفا بده
زندگی پدر و مادر بزرگم را سر و سامان بده
به مصطفی کمک کن که دانشگاه هر رشته ایی که می خواهد قبول شود
عاطفه فائزه و زینب در درس موفق باشند و در آینده کاره ایی شوند
یا سلطان ابراهیم دعاهای : دایی مالک -ابوذر -رسول سلطان مادر بزرگ و پدر بزرگهایم- زیبا -حکمت -علی- کرامت- ولی -صالح -مژگان -شیما- لیلا- اکرم- فرخنده -رعنا- مرضیه -مریم- زهرا- بصیر- مرضیه- صدیقه-- ساهره -بهاره- سیمین -صدرا -سیما -شمایل -صفیه -خاور- مینا- عمه شاه گلی کسری- فروزان -معصومه -عمومحسن- دایی صادق -هما- اکرم را هم مستجاب بفرما !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:58
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

مراحل درس خواندن

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:58
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

حال خوش

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:57
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز فرجه
 
ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺫﺑﺢ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﺏ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻫﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ!
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﻓﺮﺟﻪ ﮐﻤﯽ ﺟﺰﻭﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﻣﯿﺮﯼ ﺑﺮﻭ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ، ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﻟﺬﺕﺟﻮﯾﯽ ‏(ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﻠﻢﻫﺎﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ، ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺧﻮﺍﺏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺧﺮﺱﻫﺎ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﭖ، ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺎﻡ ﻭ ...‏) ﺩﺭﯾﻎ ﻧﻨﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻓﻨﺎﯼ ﻓﯽﺍﻟﻔﺮﺟﻪ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﺪ . ^_^
 
 
  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:57
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

  به نقل از ایسنا، شکست تاریخی و عجیب تیم ملی فوتبال برزیل از آلمان با واکنش‌های زیادی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مواجه شد که بخش زیادی از این واکنش‌ها، طنز است.
 

طنز آلمان و برزیل


سایت‌های «پارسینه» و «کافه سینما» بخشی از این واکنش‌ها را گردآوری کرده‌اند که با هم می‌خوانیم:

* از این به بعد موقع خواب به جای اینکه گوسفند بشمرم، حساب می‌کنم که مثلا اگه بازی 500 دقیقه طول می‌کشید، آلمان چند گل دیگه به برزیل می‌زد؟


* آلمان خطاب به برزیل: اومدیم نود دقیقه خودتون رو ببینیم ... همش دم دروازه دارین توپ جمع میکنین ...


* اسکولاری تو مصاحبه بعد بازی: دسته خرابه رو دادن دست ما.


* اما اگه کسی نتیجه این بازی رو پیش‌بینی کرده باشه میشه به عنوان پیشوا پذیرفتش و کلا پرسید به چی اعتقاد داره، به همون معتقد شد :)


* طبق اخبار موثق برای جلوگیری از خیزش و قیام ناشی از خوشحالی بعد از برد، دستور از بالا به برزیلی‌ها رسیده بود که باید ببازند.


* الان اسکولاری به یوآخیم لو میگه داداش ما هم یه گل بزنیم؟ لو میگه نه! اسکولاری میگه پس من یه موز برداشتم.


* حالا دیگه بقال سر کوچه هم طرفدار آلمان شده!


* تنها راه نجات برزیل اینه که احمدی‌نژاد به طرفداری از آلمان بیاد استادیوم.


* کاری که کل دنیا می‌گفتند آرژانتین با تیم ایران می‌کنه، آلمان با برزیل کرد :)


* خبر فوری: دقایقی پیش فرمانداری آبادان تقاضای پناهندگی اسکولاری را رد کرد.


* واقعا جا داره جمشید مشایخی رو بفرستم برزیل بوسه‌ای نثار این شانه‌های مردانه آلمانی‌ها بکنه.

* جای خیابانی خالی که اگه بود الان میگفت برزیل اگه 8 تا بزنه صعود میکنه.


* سردبیر مجله TIME طی تماسی با فردوسی‌پور گفته عکس اونایی که درست پیش‌بینی کردن رو بفرسته تا شماره بعد روی جلد کار کنن.


* خداییش با این باخت برزیل به ارزش‌های تیم ایران خیلی اضافه شد. خداوکیلی ایران خیلی بهتر از برزیل در این جام جهانی حاضر شد. به نظرم مردم باید بریزن تو خیابون!


* خب لامصبا جنگ جهانی رو هم پنج - هیچ می‌بردین! فقط فوتبال و بنز و ب.ام.و و صنعت و نظم و ... بلدن.


* آقا راسته؟ میگن یه هیات «آبی‌پوش» از ایران دارن میرن برزیل تحت عنوان «ستاد دلجویی»


* از آلمان فقط میشه با این وضع شکایت حقوق بشری کرد. بابا اومدی فوتبال بازی کنی یا حساب شکست در جنگ جهانی دوم رو صاف کنی؟


* به نظرم بین دو نیمه بدون سر و صدا جام رو بدن به تیم آلمان بگن مخفیانه از برزیل خارج بشه. بازیکنای برزیل هم همونجا یه سبیلی چیزی بذارن که شناخته نشن. به عنوان کارگر ورزشگاه قاطی جمعیت برن بیرون.


* این طرفداران برزیل به چه امیدی نشستن و دارن بازی رو میبینن؟ خب اون صندلی‌های بی‌صاحابو پرت کنید وسط زمین دیگه! آخه طرفدار اینقدر با ادب؟


* دکتر احمدی‌نژاد واسه دلجویی از مادر اسکولاری راهی برزیل شد!


* برزیل، الشباب، پیکان، استقلال، ملوان، پیوندتان مبارک!


* آقا نکنید این کارها رو. حرمت صابخونه رو نگه دارید. خداییش من به عنوان طرفدار آلمان دارم ناراحت می‌شم.


* تک‌گل برزیل به آلمان، دقیقا مث فحشایی بود که کیهان به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای میده :)


* اجازه بده من هم گل بزنم ... دکتر شریعتی به یواخیم لو


* خاک تو سرتون. یه دعوا راه بندازید زمینو ترک کنیم. حداقل 3 تا حساب میشه!


* قربون غریبیت برم استقلال، چی کشیدی تو اون بازی شیش هیچ ...


* یعنی الان ممد مایلی کهن مربی آلمان بود الان همون لب خط نشسته بود داشت واسه برزیل گریه میکرد ... :-)))

* لیک آزادگان با حضور شموشک و برزیل


* آلمان گند زد به هیجان نیمه‌نهایی جام جهانی! انقدر تپ و تپ ٥ تا زد که کلا یادمون نیست کی چی رو چه جوری زد!


* بنا بر گمانه زنی‌ها، فیلیپه اسکولاری مربی برزیل قرار است در برنامه امشب ماه عسل حضور پیدا کرده و بینندگان را مهمان احساسات خود کند.


* عرق شرم به پیشانیم نشست! برزیل فکر کنم بعد این بازی از «کشور» به «بخش» ارتقاء بدنش.


* رونوشت به رئیس صداوسیما: لطفا در بازی برزیل - آلمان، حرکات آهسته نشان ندهید. ممکن است در همین فاصله، آلمان گل بعدی‌اش را هم بزند!


* کاری که آلمان با برزیل کرد «کاکرو» با بچه‌های تیم امید تو فوتبالیستا نکرد.


* آدم حیفش میاد بره دستشویی ۴ تا گل دیگه از دست بده!


* خبر فوری: مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد.

 

*بیداری؟ ( اس ام اس اسکولاری به دلبوسکه)

 

*هیتلر: حتی با استانداردهای من کاری که آلمان با برزیل کرد، بی‌رحمانه بود

 

*در: پسرم چشمات چرا قرمزه؟ پسر: مواد کشیدم! پدر: دروغ نگو می‌دونم طرفداره برزیلی!

 

*فکر کنم آقوی همساده قبل بازی طرفدار برزیل شده.

 

*گریه بازیکنای برزیل دیگه گریه واسه شکست نبود، یحتمل از ترس جونشون گریه می‌کردن.

 

*فدراسیون جهانی فوتبال با قید سه فوریت طرح حذف سه صفر از نتیجه بازی آلمان –برزیل را تصویب کرد!

 

*مورد داشتیم از طرف پرسیدند بازی آلمان و برزیل چند چنده؟ گفته الان یا الان؟

 

*رییس‌جمهور برزیل : مردم برزیل رو ساکت می‌کنیم،جواب آبادانیا رو چی بدیم؟؟؟

 

*من جای برزیل باشم توپ بر میدارم میرم تو رختکن میگم "بابام صدام کرده".

 

*مربی آلمان از هواداران این تیم خواسته که اگه نحوه گل زدن بخصوصی مد نظرشون هست بگن که اونجوری براشون گل بزنن.

*بازی آلمان برزیل ساعت چنده؟! چون تلویزیون ما الان داره آلمان - فجر سپاسی رو پخش می‌کنه.

 

*نیمار با تماس تلفنی از بازیکن کلمبیایی که کمرش را خرد کرده بود، تشکر کرد.

 

*اگه مربی برزیل بره برنامه ماه عسل علیخانی بغضش دیگه واقعا جوابگو نیست، باید یه شمشیر سامورایی بیاره اول سر اونو ببره بعد بکنه تو شکم خودش.

 

*نیمه بازی اسکولاری رفته سراغ داور چهارم: حاجی الان ترک زمین ٣-٠ حساب میشه یا با اون ٥ تا گل جمع میشه؟

 

*جمشید مشایخی از مردم برزیل معذرت خواست!

*باید به اون ٢٨ نفری که نتیجه بازی رو درست حدس زدن بورسیه تحصیل رمالی و فالگیری و کف‌بینی تو دانشگاههای معتبر خارجی بدن. اینا اینجا حیف میشن.

 

*بابام بیدار شد گفت برزیل برد؟

 

*سزار داره با بغض و احساس مصاحبه می‌کنه و گوینده ایرانی در حالی که داره خیار گاز میزنه ترجمه می‌کنه.

 

*فکر کنم برزیلیا مخابرات منطقه ما رو آتیش زدن. اینترنتمون قطع شد.

 

*هنوز نفهمیدم این شبکه‌های اجتماعی که مجریای صداسیما از بازتابشون حرف می‌زنن کجاهان دقیقاً که فیلتر نیستن.

 

*کاش جاودانی شب ما رو با آوردن اسم گواردیولا خراب نمی‌کرد.

 

*برزیلی‌ها فردا از خواب پا میشن فکر میکنن کابوس دیدن دوباره میرن استادیوم!

 

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:56
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز زن و شوهر

 

در خانه، مرد خوب، مرد مغرور نیست. مردی است که در کارهای منزل به همسرش کمک کند.

اما چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟

۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید.

۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز  جارو بکشد.

۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.

۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.

۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.

۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.


من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.

رسانه باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.

نخند!  منتشر کننده این پیام باش.

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
امروز خبرنگار ما در مجلس بود که متوجه شد نمایندگان می‌خواهند فاز دوم قانون‌گذاری برای افزایش جمعیت را کلید بزنند. خبرنگار ما امروز فهمید که بعد از ممنوعیت وازکتومی و توبکتومی طرحی برای ارایه آماده است که بر اساس آن سنت به حجله رفتن، بعد از مدت‌ها در کشور احیا می‌شود.
 
هنگ حجله
 
بر اساس شنیده‌ها، نمایندگان قصد دارند طرحی را به مجلس ببرند که طبق آن زوجین باید تا 24 ساعت بعد از عقد به حجله بروند و بعد عقدنامه را دریافت کنند. بنا بر گفته‌های یکی از نمایندگان که نخواست نامش فاش شود، قبل از عقد از پدر عروس و داماد ضمانت محضری گرفته می‌شود که تا 48 ساعت بعد مدارک پزشکی دال بر انجام عملیات را به مراکز ذی‌صلاح ارایه کنند و تا حداکثر 9 ماه اولین بچه را تحویل مراجع قانونی بدهند.
 
در این طرح به جای مرخصی بعد از زایمان، مرخصی بین دو زایمان به مادر داده می‌شود تا مادر برای بچه بعدی آماده شود. در این طرح مادر هر طور دوست دارد می‌تواند بچه‌اش را به دنیا بیاورد و اصراری بر زایمان طبیعی نیست و اگر اصراری هست، در بچه‌دار شدن است.
 
همچنین در این طرح از نیروی انتظامی درخواست شده است که اگر فامیل زوجین خواستند دم در حجله به گوش بایستند و احتمالا تیر و تفنگی در کنند، منع قانونی نداشته باشد و اصلا نیروی انتظامی هنگی به نام هنگ حجله تاسیس کند تا در مراسم حجله رفتن ملت حضور داشته باشد و به افتخارشان تیر هوایی و منور در کند.
 
یک پزشک در پاسخ پرسش خبرنگار ما مبنی بر استرس داشتن زوجین در رفتن به حجله گفت: قدیم زوج‌ها کم‌رو بودند و حجله رفتن گاه یک هفته طول می‌کشید اما حالا نگرانی از بابت عملکردشان وجود ندارد.
 
باقی بقای‌تان!
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:14
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

مهندس

 

1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!


2. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع رابطور تصادفى فهميدم!


3. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!


4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !


5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!


6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!


7. ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!


8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!


9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!


10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!


11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!


12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!


13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!


14. تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!


15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد!


16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!


17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد،‌ نبوده اند!


18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!


19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!


20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!


21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!!

 

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:14
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز لقمان

 

پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن

+++++++++++

پسرم! آنتی ویروس “بیت دیفندر” اوریجینال نصب کن. پول “رجیستر” به میزان ده سال را کنار گذاشته ام. با احتساب تورم جهانی و تحریم و نوسان بازار. مادرت جای آن را می داند



+++++++++++

پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی ، “پاور پوینت” را فرابگیر.

+++++++++++

پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست

+++++++++++

پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است.

+++++++++++

پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد ، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟

+++++++++++

پسرم! قطار اندیمشک – تهران زمستانش گرم و جانسوز است و تابستانش سرد و استخوان سوز. لباس مناسب با خودت ببر

+++++++++++

پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی

+++++++++++

پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری

+++++++++++

فرزندم! هیچ کس تنها نیست.

+++++++++++

پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن.

+++++++++++

هان ای پسر! اگر کسی گفت اسفندیار ار می شناسی خودت را به نفهمی بزن

+++++++++++

پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … ولش کن پسرم

+++++++++++

پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت

+++++++++++

پسرم! می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان

+++++++++++

هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ … خودت نقطه چین ها رو پرکن

+++++++++++

پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها ، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است.

+++++++++++

پسرم! شهر ما خانه ما! … نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون. اول اتاقت رو از این ریخت در بیار

+++++++++++

پسرم! در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو را برمی گزینند “شیر” کن

پسرم! لایک!

+++++++++++

پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. خون خودت را کثیف نکن- ضمنا چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش ادعای ارث نکنند.

+++++++++++

پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن

+++++++++++

پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند ، تو برای شفایشان گریه کن

 

 

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:13
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

اصولاً مدرنیته خیلی چیز بدیه چون همه چیز و تحت تأثیر قرار داده حتی طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاریخ نشون داده که مردان در هر دوره ای از تاریخ برای جلب توجه خانوم ها باید یه بامبولی سر خودشون پیاده می کردند تا این موجودات فتنه انگیز ولی در عین حال بسیار خوش خط و خال! یه نیم نگاهی بشون بندازن.اما با گذشت زمان این خانوم ها که بشدت هم دمدمی مزاج بودند باعث شدن این مردای بدبخت برای اینکه روحیه تنوع طلبی زن ها ارضا بشه هی تیپ های مختلفی بزنن!خدا میدونه در آینده چه جوری باید باشیم تا این زن ها و دخترا به ما گوشه چشمی نظر بندازند!!!در زیر سیر تکاملی روش های مخ زنی در گذر تاریخ رو مشاهده می نمایید.

 

طنز مخ زنی


*مخ زنی در عصر حجر

در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنن. پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول این کار رو می کردن.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:

 

* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر ﮐس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)

 

*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سر و صورت و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)

 

*داشتن غار بزرگ تر

 

*داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مردهای مرفه و بی درد اون دوره داشتند)

 

*هدف از مخ زنی:
بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه).
 
 
 
*دوره هخامنشی
در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه بتونی یه زن خوب برای خودت پیدا کنی باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و ... رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:

 

*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)

 

*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)

 

*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)

 

*هدف از مخ زنی:

 

بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد بوده و هیچ گونه ارزش دیگری نداشته.

 

*دوره قاجار:
در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (البته نمی دونم رو چه حسابی بهش آقا می گفتن) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیادی عقده ای شده بودند و به همین دلیل از بیخ و بن با این مسئله مخالف بود و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه بشه!و کلاً این عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده ، روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر به حمام می رفتند (در روزی که دختر هم به حمام می رفت ) و بعد از رویت سوژه مورد نطر و تایید کردن وزدن مهر ایزو ۹۰۰۲ ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر پسر رو!

 

*هدف از مخ زنی:
به نطر می رسه با این اوضاعی که آقا مملی خان درست کرده بود هدف از این کار فقط داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر بوده.

 

*دوره پهلوی:
در این دوره مردم یه کمی زیادی سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به مقوله مخ و این حرفا نداشتند و به عبارتی مخ آزاد تشریف داشتن به غیر چند نفر که به ترتیب اولویت و رتبه در امر مخ زنی در زیر مشاهده می کنید:

 

۱- شهرام شب پره(********): این بابا آخر این کار بود یه چیزهایی تو مایه های خدای مخ زنی رم باستان و پدر مخ زنی ایران. شهرام باب جدیدی رو در این عرصه باز کرد که هنوز هم از سبک ایشون در حل مسائل پیچیده و بغرنج مخ زنی استفاده می شه و اسم سبکش هم شب پره ایسمه.( ایول شهرام جون)

 

۲- فرزان دلجو(*******): هر چند همیشه پشت در بسته بود و همش تیرش به سنگ می خورد و دختری رو که برای این کار انتخاب می کرد بر خلاف تصورش فقیر و بی چیز بود اما توی این کار به استادش(شهرام شب پره) رفته بود.(رجوع شود به آرشیو فیلمهای فارسی اون دوره).

 

۳- ابی(******): ابی رو هم که همه می شناسین این آقا ثابت کرد که فقط آقای صدای ایران نیست و توی کارهای دیگه هم استعداد داره به خصوص در امر مخ زنی.

 

۴- زنده یاد تقی ظهوری(*****): که البته عمری رو توی سازمان تحقیقات و پژوهشهای مخ زنی ایران، صرف تحقیق و برسی راهها و عوامل بنیادی و موثر در مخ زنی کرد.

 

5-زنده یاد فردین(****): چهره دوست داشتنی و یکی از شخصیتهای شاخص در مخ زنی و دارنده جوایز متعدد از جشنواره های مخ زنی ایران.

 

6- بهروز وثوق(***): شاید اگر بیشتر وقتش رو صرف کار کردن روی مخ بانوی آواز ایران(گوگوش) که به این سادگی ها کوتاه نمی اومد نمی کرد الان در رده بای لیست بود، ولی خوب چه می شه کرد کله شق بود دیگه!!!

 

7- رضا بیگ ماوردی(**): که سبک خشنی توی این ضمینه داشت و سعی می کرد با دعوا و درگیری و بهم ریختن کافه ها و کاباره ها و به اصطلاح نشون دادن زور بازو در این عرصه فعالیت کنه که البته در نوع خودش جالب و کار آمد بود.

 

8- سعید کنگرانی: این بابا تازه داشت نبوق و استعدادش رو تو این ضمینه نشون میداد که یهو زد و انقلاب شد و میشه گفت اینجا رو بد شانسی اورد و بد شانس ترین مخ زن ایران نام گرفت.

 

البته اشخاص محدود دیگه ای هم مثل ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی بودن که تو این مقوله فعالیت کردن اما این 8 نفر سرآمد اونها بودند.

 

خلاصه در این دوران هم عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:

 

*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است، رجوع شود به قسمت فرزان دلجو)

 

*داشتن زور زیاد و توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود( رجوع شود به قسمت آقا رضا)

 

*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.

 

*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی

 

*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!

 

*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!

 

*هدف از مخ زنی:

 

رسیدن به پول و مال پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه.


 

 

*دوره انقلاب تا چند سال پیش:
در این دوره روش های مخ زنی تغییری اساسی کرد و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و یه جعبه شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی اختراع گشت.

 

و اما ویژگی های لازم برای مخ زدنی در این دوره :

 

* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)

 

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه

 

*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی

 

*هدف از مخ زنی:

 

تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی.

 


 

*دوره امروز:
به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدنی سخت تر نبوده!

 

ویژگی های اساسی جهت مخ زدنی:

 

*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!

 

*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم momi و Dady و Ilove you و جملاتی از این قبیل.

 

*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر!

 

*نداشتن سیبیل و ریش و به طور کلی تمام ویژگی های دوره های قبلی

 

* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!

 

و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دونین!

 

*هدف از مخ زنی:
پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!!
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

فک و فامیل

 

1 - خاله
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است.

دختر خاله،پسر خاله:همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.

 

 2 - عمه
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد،هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: 1- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... 2- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... 3- توجيه كليه ي بيقوارگي ها،رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. 4- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است.

پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند!!
مشاغل كاذب Match-Making.
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.

 

3 - دايي
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد،هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد.
پسردايي،دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد.

 

4 - عمو
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.
غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد،

دخترعمو،پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

ستون طنز "انتخاب" /  پس از آنکه حاکم شارجه تهدید کرد "کشتی فوق پیشرفته کشورش را به جزایر سه گانه می فرستند"، دقایقی قبل خبری رسید مبنی بر اینکه کشتی ادعایی سلطان شارجه به جزیره ابوموسی نزدیک شده و هر آن احتمال بروز تنش در آنجا می رود . خبرنگار سرویس "جسورترین و شیرین ترین های سایت انتخاب" موفق شد به تصاویری از این کشتی های فوق پیشرفته، دسترسی پیدا کند:

 

این تصویر مربوط به پبش از حرکت است که جناب حاکم مشغول انتخاب یکی از این کشتی ها بوده اند

قایق پیشرفته

 

این تصویر نیز، کشتی فوق پیشرفته امارات را در نزدیکی های جزایر سه گانه نشان می دهد.

قایق کاغذی

 

 

4جوک : با توجه به طنز بودن کل موضوع ، فقط نظرات طنز وغیرسیاسی تایید میشود.

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:56
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز غرق شدن


- شهروند سودجو: از آب جمع شده در کشتی ماهی می گیرد.


- شهروند خیلی معمولی: داخل کابینی که پر از آب شده روی کاناپه دراز کشیده و سریال تلویزیونی می بیند.

- شهروند معمولی: برای گرفتن جلیقه نجات به انتهای صف می رود و از آخرین نفری که توی صف ایستاده می پرسد: «ببخشید آخرین نفر کیه؟»

- شهروند دهه پنجاه: با کسانی که می خواهند خودشان را توی صف جا بزنند، بحث می کنند و با نشان دادن انتهای صف، فردِ خاطی را به رعایت حقوق بشر تشویق می کنند.

- شهروند دهه شصت: با پیرمردی که پشت سرش ایستاده در مورد شکاف نسل ها و تفاوت میزان و محل سوختگی بحث می کند.

- شهروند دهه هفتاد: مادرش توی صف ایستاده، خودش هنوز توی رختخواب است و بیدار نشده.

- شهروند عَزب: به دنبال کِیس مناسبی برای نجات دادن می گردد.

- شهروند مُعذب: قبل از پریدن به داخل آب، لباس هایش را در می آورد و مایو می پوشد.

- شهروند مودب: مایو نمی پوشد.

- شهروند مدیر: کت و شلوار خود را اتو می کند تا بعد از نجات پیدا کردن، بتواند با ظاهری آراسته جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شود.

 

- شهروند مسئولیت پذیر: برای حلِ مشکل با آتش نشانی تماس می گیرد.


- شهروند خبرنگار: با یکی از ملوانان کشتی به عنوان «جوان موفق» مصاحبه ای انجام می دهد.

- شهروند ملوان: به خبرنگار می گوید که از کودکی عاشق ملوان زبل بوده و این کار را به صورت حرفه ای از قایق پدالی هایِ قو شکل، شروع کرده است.

- یک مقام مسئول: وعده می دهد در عرض دو ماه سوراخِ کشتی را تعمیر کند.

- دومین مقام مسئول: قایق های نجات را تفکیک جنسیتی می کند.

- مسئول مربوطه: سوراخ شدن کشتی را تکذیب می کند.

- مسئول عملگرا: سعی می کند آب جمع شده در کشتی را با قاشق چایخوری خالی کند.

- دولت: چه کسی گفته که کشتی با سوراخ شدن غرق می شود؟

- شهرداری: در مراسم انداختن اولین قایق نجات در آب شرکت می کند و پس از یک سخنرانی دو ساعته، روبان افتتاح را قیچی می کند.

- مجلس: برای پرسیدن سوال از کاپیتان کشتی، امضاء جمع می کند اما تعداد امضاها متغیر است و امکان شمارش آن وجود ندارد.

- شهروند روسی: یک تماس مشکوک می گیرد. نیم ساعت بعد یک زیردریایی برای نجاتش به روی آب می آید و فقط شهروند روسی را با خود می برد.

- شهروند کویتی: نوبت نفر اولِ صفِ جلیقه نجات را به قیمت یک دینار می خرد.

- شهروند آمریکایی: به خاطر انتخاب مجدد اوباما و ناامیدی از بهبود شاخص های زندگی در آمریکا، جیب هایش را پر از سنگ می کند تا زودتر غرق شود!

- شهروند انگلیسی: از داخل جیبش یک فندک بیرون می آورد و با زدن یک دکمه، فندک تبدیل به یک قایق موتوری می شود. بعدها یکی از مسئولین اعلام می کند که او یک جاسوس معروف به اسم جیمز باند بوده است.

- شهروند روشنفکر: بیانیه ای با عنوان «پارادایم های پوزیتیویسم برای عبور از شرایط گذارِ غرق شدگی به ساحل امن ثبات» را به دو زبان آلمانی و فرانسوی می نویسد و آن را با صدای بلند برای مردم می خواند.

- شهروند دانشجو: با نشان دادن کارت دانشجویی می تواند جلیقه نجات را به نصف قیمت بخرد.

- مهشید روز بخیر: قیمت فروش جلیقه های نجات را به صورت لحظه ای اعلام می کند.

- دوربین صدا و سیما: مناظر زیبایی از دریا و غروب خورشید را نشان می دهد.

- شهروند خانه دار: مشغول پختن کتلت است. سپس کتلت ها را با گوجه و سبزی خوردن به صورت ساندویچی، لقمه می کند و به شوهرش می دهد تا در هنگام نجات پیدا کردن گرسنه نماند!

- شهروند سادیسم درا: به دروغ اعلام می کند در کابینش تعداد زیادی جلیقه نجات دارد و می خواهد آنها را بفروشد. جماعت زیادی برای خرید جلیقه نجات جلوی کابینش صف می بندند.

- شهروند تازه ازدواج کرده: چندتا از عکس های آتلیه ای عروسی اش را با میخ طویله به دیوار کابینش می کوبد که باعث سوراخ شدن دیواره کشتی و غرق شدن آن می شود.

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:56
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز زن

 
زن مصری: وااای! ای مردم دنیا من خوشحالم!
 
زن انگلیسی: so happy
 
زن امریکایی: wowowo
 
زن لبنانی: وای دیوونه کننده س! شادم.
 
زن سوری: خیلی خوشحالم.

و اماااااااا زن ایرانی با هر قومیتی:
اگه عقد کرد: کسی نفهمه هاااا
ازدواج کرد: کسی نفهمه هااااا
باردار شد: کسی نفهمه هاااا
رفت مسافرت: کسی نفهمه هاااااا
قبول شد: کسی نفهمه هاااا
افتاد: کسی نفهمه هاااااا
اتفاق بد: کسی نفهمه هاااااا
ماشین خریدن: کسی نفهمه هااااااا
شوهرش سرش هوو اورد: کسی نفهمه هاااااا
طلاق گرفت: کسی نفهمه هااااا
و اخرشم میگن چشممون زدن، الان مسئله اینه کی اینا رو چش زده؟؟؟؟

خواهشا کسی نفهمه من این مطلبو گذاشتم توی 4جوک، خدایی اگه خنده ت گرفت بخند ولی کسی نفهمه هااااااا

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز زن و شوهر

 

در خانه، مرد خوب، مرد مغرور نیست. مردی است که در کارهای منزل به همسرش کمک کند.

اما چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟

۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید.

۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز  جارو بکشد.

۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.

۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.

۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.

۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.


من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.

رسانه باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.

نخند!  منتشر کننده این پیام باش.

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:54
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

فامیل دور
 
- ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ ، ﯾﻪ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ
- ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺭﺳﻤﺎ ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ
- ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ , ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ , ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ
- ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ؛ ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ؛ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ
- ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺷﺪﻳﺪ ﺷﺪﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻴﺴﺘﯽ , ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﺘﻪ
- ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻟﮑﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺟﺪﯾﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ
- ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺻﻼﺡ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﺍﺯﺵ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ
- ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻨﺪ ﺁﺩﻡ ﺣﯿﻔﺶ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻪ
- ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺸﮑﻮﮐﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻢ ﺧﻮﺵ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﻩ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ
- ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﻧﻔﻬﻤﻦ
- ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ « ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺮﺳﯽ » ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
- ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻣﻮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﺖ ، ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ
- ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﺧﻼﺻﻪ ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﻧﻔﻬﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺩﺍﺩﯾﻢ
 
تبلیغات

تبلیغات