شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

[ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 19:57 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

تست زن ذلیلی و مرد سالاری

تو رو خدا جا نزن و تا آخرش بخون 

دیرین دیرین

 

طنز زن ذلیلی

 

۱- با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه لباس ۲۵۰٫۰۰۰ تومنی خوشش میاد:

الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و … می خورین!

ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!

 

۲- با خانومت داری میری رستوران، موقعی که به رستوران می رسید:

الف- جلو جلو و دو دستی درو براش باز میکنی که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!

ب- بهش دستور میدی هر چه زودتر درو باز کنه!

 

۳- خونتون مهمون دارید:

الف- زود پا میشی و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسشون چایی میریزی و میاری.

ب- با قیافه کاملاً جدی و مردانه (جنم دار) اشاره میکنی به خانومت تا هر چه زودتر واسه شما و مهمونا چایی بیاره.

 

۴- یه روز تعطیل باحال:

الف- با همسرت میری بیرون و اون روز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورین تا صبح کله سحر برید سر کار!

ب- بدون توجه به همسرت شب قبل از روز تعطیل با دوستات قرار میزاری تا فردا برید گردش و کلی حال کنید و بعد از ظهرشم برید استخر و اگه زنت هم زیاد حرف زد فوری می فرستیش خونه مامانش اینا!

 

۵- خانومت رفته عروسی و تو با دوستات تو خونت جمع شدید که یه دفعه خانومت مثل جن بسم الله ظاهر میشه:

الف- یهویی خودتو گم میکنی و به دوستات میگی اصلا ًنخندن و زود میری پیش خانومت و التماس میکنی آبروتو جلو دوستات نبره!

ب- اصلاً انگار نه انگار خانومت اومده. با دوستاتون میگید و میخندید و خانومت حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!

 

۶- داری تو تراس سیگار میکشی که یهو خانومت سر میرسه:

الف- خودتو گم میکنی و نمیدونی چیکار کنی. شایدم سیگارو قورت بدی! اونوقت باید پول ۱۰۰ باکس سیگار رو بدی واسه دوا درمون!

ب- برمیگردی و با قیافه حق به جانب به خانومت دستور میدی یه لیوان چایی واست بیاره (یه چایی دپش بعد از سیگار خیلی حال میده!)

 

۷- امروز قراره مادر زنت با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:

الف- اون روزو مرخصی میگیری و همش تو خونه میمونی و به همسرت کمک میکنی تا مادر زن و قومش بیان واسه قتل و غارت و چپاول…

ب- ساعت ۲ اون روز که خانومت زنگ زد : کجا موندی؟ بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت ۱۱ اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!!

 

۸- تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:

الف- جلو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر سرخ میشه

ب- خانومتو از اتاق میفرستی بیرون و بهش گوشزد میکنی وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه (اصل اول تمدن!)

 

۹- ساعت ۲٫۳۰ نصفه شب صدای بچه ۴ ماهتون از خواب بیدارت میکنه و پی میبری که آقا پسر گلت دسته گل به آب داده:

الف- زود پا میشی و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنی طوری که خانم محترمت اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و تا صبح بوی خوب آقا پسر تو مشامت بمونه!

ب- هماهنگ با بچه شروع میکنی به داد زدن و این کارو اینقدر ادامه میدی تا بالاخره خانومت بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اون مادره و مهارتش تو بچه داری خیلی بیشتره!

 

۱۰- بابا بی خیال …

دست

توضیحات برای اینکه بسنجی چیکاره ای:

برای هر پاسخ الف ۰ امتیاز و برای هر پاسخ درست (ب) ۲ امتیاز در نظر بگیر.

اگه امتیازت ۱۵ به بالا بود:
آقا تبریک میگم! شما یه مرد نمونه هستی. 

 در عین حال انسانی فهیم، منطقی، تابع نظم، با کمالات، شریف و خانواده دوست هستی! همسرت بهت افتخار میکنه!
ایول بابا تو دیگه کی هستی! تو تمام مراحل زندگیت موفق هستی! 

 

اگه امتیازت بین ۱۵-۵ بود:
شما مردی هستی که یه کم به همسرت رو میدی. در عین حال مرد چندان موفقی نیستی و تزلزل شخصیت داری! دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرته! باید به خودت بیای و شکوه و اقتدار یه مردو به خاطر بیاری! 

 

اگه امتیازت کمتر از ۵ بود:
خاک بر سرت! آخه به تو هم میگن مرد؟! 

 آبروی هر چی مرده بردی… مرده! جسد، خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟! 

 هیچ فکر کردی که زن ذلیلی چیه و مرد سالاری کدومه؟!

البته همه اینا رو که خوندید شوخی بود 

 و از اونجا که دوستان به من فوروارد کرده بودند گفتم شاید خوندنش برای شما عزیزان هم خالی از لطف نباشه. اینطور نبود؟ امیدوارم گل خنده بر لبتون نشسته باشه و هیچوقت چنین احساسی در وجود آقایون و خانم های محترم خصوصا شما دوستان صمیمی در گروه کمیاب که متاهل هستید یا در تدارک ازدواج هستید، خلاصه این ذهنیت در رفتار هیچ زوج موفقی وجود نداشته باشه و نگذارید هرگز شرایطی بوجود بیاد که خدای ناکرده زندگی رو با میدان جنگ اشتباه بگیرید و بخواهید در زیر یک سقف بالاتر و پایین تر یا برنده و بازنده ای رو مشخص کنید …

بگذارید واژه “زن ذلیلی” و “مرد سالاری” که حاصل تلقین حس برتری جویی و ایجاد آشوب در زندگی های مشترک هست به فراموشی سپرده بشه و به جای اون صلح و صفا و آرامش که سرلوحه عشق و صمیمیت در روابط زناشویی است معنای واقعی خودش رو در خانواده ها به جای بگذاره و تفاهم که نتیجه ای جز خوشبختی را به همراه نخواهد داشت روشنی بخش و موجب سعادت و نیک بختی تک تک زندگی انسان های والای این مرز و بوم شود.

 

زنـدگی ساختنی است نه گذراندنی    بمان برای ساختن نساز برای ماندن

[ سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 1:52 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

چگونگی انقراض نسل ایرانی ها! /طنز

تفکیک جنسیتی

 

بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی درسراسر اماکن خصوصی وعمومی کشور ؛
به بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :
اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است.

1) در مسیر برگشت از مهد کودک :
لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !
رضا : مامان چیه ؟!

2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه
راننده رو به بچه های داخل سرویس :
همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!
جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟

3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی
رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.!!
جواد : چی ؟
رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم
جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !

4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا
رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا
جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.
صداش خیلی عجیب غریب بود.
یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!
رضا : تو چی گفتی ؟
جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !

5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه
جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!
رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟

6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری
جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!

7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج
جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!
خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!

8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت
جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟
خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟

9) خیلی سال بعد
نسل ایرانی منقرض شد.

[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:53 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

طرز فکر دخترا و پسرای امروزی !

 

طنز دختر و پسر

 

وقتی می رن کتابخونه…

دختر: دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه؟
پسر: تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن !
یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه !…


در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟
دختر: یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به هدر نره !
پسر: یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون ، پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال)


تو مغازه لباس فروشی…
دختر: دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن !
پسر: لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره !


وقتی از یکی بدشون بیاد…
دختر: سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه !
پسر: تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه !


وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن…
دختر: میگه ایول عجب ماشینیه! مبارک صاحبش ۱
پسر: با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه !


اگه بعد از مدتی هم رو ببینن…
دختر: تا همدیگرو میبینن یه احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن (انقد که مهربونن) !
پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ (انقد که بی احساسن) !


وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)…
دختر: می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدی که خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن !
پسر: با ۲۰ سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل بی خود بحث می کنن !


وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط…
دختر: روزی ۵ ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره (ماشالاه هوش دخترا زیاده) !
پسر: روزی ۲۹ ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم !


وقتی می خوان ورزش کنن…
دختر: با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن !
پسر: خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه !


تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه…
دختر: مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه !
پسر: اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه !
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی !

[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:52 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

شب یلدای آقوی همساده
 
طنز آقای همساده
 
آقو ما پارسال شب یلدا دعوت بودیم خونه “فامیل دور”…
به ما گفتن داری میای یه هندونه بگیر…
آقو مام یه هندونه ای گرفتیم رفتیم تا رسیدیم اینا هندونه رو شیکستن رنگش عین گچ سفید بود!
ینی ای 89تا مهمون ریختن سرمون مارو به حد مرگ زدن!
ها ها ها…داغونم کردن…
آقو آخر شب شد گفتن بیاین یه فال حافظ هم بگیریم نوبت ما شد،نیت کردیم،کتابو وا کردیم دیدیم نوشته “خوشگلا باید برقصن…خوشگلا باید برقصن!”…
آقو از اوجایی که تقدیرمون این بود 4ساعت و نیم رقصیدیم مهره 12و13 کمرمون جا به جا شد.
کبدمون از این جا به جایی غافلگیر شد همکاریشو با سایر اعضا قطع کرد.
هپاتیتW گرفتیم مُردیم!
ها ها ها…
رفتیم اون دنیا ای “حافظ” مارو تو برزخ گیر آورد انقد مارو زد انقد مارو زد که یه بار دیگه هم مُردیم!…
آقو دوباره که برگشتیم دیدیم میگن سوالای شب اول قبر لو رفته از اوجایی هم که ما تنها کسی بودیم که 2 بار مُرده شدیم تنها مظنون ماجرا اینم به پروندمون اضافه شد.
نامه اعمالمونو دادن دیدیم از 20 شدیم 0.25…
آقو روح پدر خدابیامرزمون اومد ای کارنامه رو دست ما دید با کمربند افتاد به جونمن!
ها ها ها…
ینی چنان شخصیتی از ما خورد شد جلو سایر ارواح که نگو!

[ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:45 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

حروف مختلف در ادبیات فارسی / طنز

طنز دیکته

 

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم :
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ


این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

 

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!

 

[ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:45 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

خصوصیات آقا پسرها و خانم ها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی

 

دختر و پسر

 

خصوصیات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد!
سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا" راه نمیرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (یادش به خیر ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش می شن! ... آخ آخ!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تیز میشن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ...
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز می شن! (دیدشون عوض میشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا" لیاقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!
سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم



خصوصیات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، میگن: علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعین! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ریزن! ... بهشون بی وفایی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: دیگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی یه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو یه کور و کچلی می گیره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا دیگه هیچکی نمیاد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: یه نفر میاد! ... همین خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمیومدی!!

[ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:44 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت !!!
کاریکاتور نیوتون
 
قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگری رفتيد، سرعت صف قبلی بيشتر از صف فعلی خواهد شد. 
 
قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود. 
 
قانون تعمير: 
بعد از اين که دست‌تان حسابی گريسی شد، بينی شما شروع به خارش خواهد کرد. 
 
قانون کارگاه: 
اگر چيزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد. 
 
قانون معذوريت: 
اگر بهانه‌تان پيش رئيس برای دير آمدن پنچر شدن ماشين‌تان باشد،  روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان، ديرتان خواهد شد. 
 
قانون حمام: 
وقتی که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد. 
 
قانون روبرو شدن: 
احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتی که با کسی هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش می يابد. 
 
قانون نتيجه: 
وقتی می‌خواهيد به کسی ثابت کنيد که يک ماشين کار نمی کند، کار خواهد کرد. 
 
قانون بيومکانيک: 
نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. 
 
قانون تئاتر: 
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است ديرتر می‌آيند. 
 
قانون قهوه: 
قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد.
 
 

[ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:43 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

طنز نوشته
دخترا در بازگشت از سفر سه روزه خارج از کشور ..!
.
.
.
.
اُ مــــای گـــاد!
وااای خيلی هَـــپي ام !!!
چطوری مای فرندِ من! کلی ميست کرده بودم  !!!
خدارو تنکس،همه چی اوکيه !!!
وااای دَدی و مامی رو ببين !!!
وااااوووو تهران چقدر چنج شده !!!
قبلانا اين ميدون اونور نبود ؟؟؟
آآآآخ کبابِ ايرووونی با توميتو !!!
ساری شما به توميتو چی ميگين ؟؟!!
وای اصلا فارسی نمیتونم اسپیک کنم !!!!

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:10 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

طنز نوشته

قدیما تا به یه دختر میگفتی: سلام

جواب مـیـداد: سلام و کوووفت !

اما الان تا به یه دختر میگی : سلام

سریع میگه: خـُب اسم بچمونو چی بزاریم عزیزم ؟؟؟

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:9 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

شعر یه دختر بچه ی 5 ساله:

شعر یه دختر بچه ی 5 ساله:

تو مَهدِ کودَکِ لالــِه

یــِه دونه پــِـسَل دالــِه

میگه مَنو دوس دالــِه

ســِیبیل میبیل نــَدالــِه

میگه کـِه دَل میالـِه

مَنَم دَندون نـَدالــَم

خداکــُنــِه دَلالَم


[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:8 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

تصویر باحال

177309_994.gif

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:8 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

تصویر باحال
http://persian-star.net/1392/3/04/Gif/Gif_Persian-Star.org_10.gif

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:7 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

تصویر باحال
14f54285f3f7df7a818dcadd98df4fef-425

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:6 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

عکس / نحوه نگهداری از آثار باستانی در ایران (طنز)
این عکس از یکی از آثار باستانی موزه‏ ی آستان قدس رضوی گرفته شده :

نگهداری آثار باستانی

[ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 8:50 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

انقلاب مردمی لیبی ( آخر خنده ! )


تعجب آورترین تصویری که از صحنه نبرد در لیبی انتشار یافت

یکی از پرتیراژترین روزنامه های انگلیس تصویری از یک انقلابی لیبیایی نشان می دهد که در میان شلیک گلوله گیتار می زند!

روزنامه دیلی میل اخیرا تصویر سربازی لیبیایی را منتشر کرد که در بحبوحه
جنگ و درگیری، گیتار می زند.

لیبی گیتار زن



پیوند قلیان ودوشکا درخط مقدم جبهه !!
در خط مقدم جبهه و زیر تیربار دشمن کشیدن قلیون 2سیب هم مغز خر میخواد !

خط مقدم و قلیون


بابا اتی و قذافی
از اونجایی که بابا اتی شخصیت معروفیه چندی پیش با سرهنگ عکس گرفته !

بابا اتی و قذافی


پی نوشت 4جوک : چند تا عکس طنز دیگه هم موجود بود ولی چون مورد خون و خونریزی داشت منتشر نکردم .

[ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 8:50 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

یه بوس بده

[ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 8:48 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

دیدم که میگم...!!!
943509_285554841591189_1000517076_n.jpg

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 0:31 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

ترول

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 0:30 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

پ ن پ
http://tikpix.org/my_unzip/13198809738.jpeg

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 0:29 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

منحرفاش D:
اوخیییییییییییییییییی....خدااااااااااااااااا....این جوجو رو ببینید...!!!


[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:13 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

ای جونمـــ !!!!



خخخخخخخخخخخخخخ پریزارو ببینین :O شدن خخخخخخخخخخ

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:12 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

پیام بعد خنده
میگویند:

اسب نجیب است.

سگ وفا دارست.

روباه حقه باز است.

شیر شجاعست.

خوک شهوت رانست.

خرگوش ترسوست.

الاغ نفهم است.

گرگ خونخوارست.

راستی آدم…

تو که همه اینها را یک جا داری چه جور جانوری هستی…!!!

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:11 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

کیا اینجوری بلدن بپیچونن؟؟؟

ﭘﺪﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺷﺪ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻯ ﺭﻭ ﺭﻭﻯ ﺗﺨﺘﺨﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪ
ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﻰ ﻟﺮﺯﺍﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﻣﺘﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ :
ﺑﺎ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻰ ﻭ ﺗﺄﺳﻒ ﺷﺪﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻮﻳﻢ که
ﻣﻦ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﻯ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻡ
ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﺣﻘﻴﻘﻰ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ
 ﺧﻴﻠﻰ دوست ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺘﻰ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻨﻰ ﻭ
ﮔﻮﺷﻬﺎﻳﺶ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﻗﺴﺎﻡ
ﺧﺎﻟﻜﻮﺑﻰ ﺭﻭﻯ ﺑﺪﻧﺶ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﺑﺎ ﻓﻘﻂ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ
ﻣﻦ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﻫﺴﺘﻢ !
ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ
ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺷﺪ . ﺍﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞ
ﺑﺎﻫﻢ
ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻯ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ
ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﻢ ﻭ
ﺍﻳﻦ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺗﺮﻳﺎﻙ ﺿﺮﺭﻯ ﺑﺮﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﻤﺎﻥ ﻛﻮﻛﺎﻳﻴﻦ
ﻣﻴﺎﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﻣﻴﻜﺎﺭﻳﻢ
ﺑﺎﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮ ﺟﻤﻊ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ
ﻛﻪ
ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺩﻭﺍﻳﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﺪﺯ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ
ﻣﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺳﺘﺤﻘﺎﻗﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ
ﺑﺎﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ
ﻣﻦ ۱۵ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻪ ﭼﻄﻮﺭ
ﺍﺯ
ﺧﻮﺩﻡ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻛﻨﻢ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﻴﺮﺳﺪ ﻛﻪ ﺑﻴﺎﻡ ﻭ
ﺳﺮ
ﺑﻬﺖ ﺑﺰﻧﻢ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﻩ ﻫﺎﺕ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺸﻰ
ﺩﺧﺘﺮﺕ
ﭘﺎﻭﺭﻗﻰ :
ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺷﻮﺧﻰ ﻛﺮﺩﻡ
ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻬﺖ
ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻰ
ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ:
” ﻛﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ” ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﻯ ﻣﻴﺰ ﺍﺳﺖ …!!!

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:10 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

ظرفـــ :
این هم به خاطر دوستانی که عکسمون رو میخاستن..

.

Inline image 9

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:8 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

پیام و ادامش طنز
تا حالا شده اینجوری گریه بکنید؟
اونم به خاطر یکی که دلتونو شکسته..
لامصب نمیدونم چرا همش شبا فکرش سراغ آدم میاد..
اصن خوابو از چشات میگیره..

.

Inline image 14

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:8 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

قبول دارید هیچی سیب زمینی سرخ کرده نمیشه؟!
Inline image 1

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:7 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

ترول

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:5 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

یادداشت های روزانه عزرائیل / طنز

طنز عزرائیل

شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!

یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ، 6893 اعدامی ، 9872 تزریقی ، 44596 ایدزی ، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم ... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!

دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه.

سه شنبه:
مادره با دوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم، اما دیدم باز مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم. طرف اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!

چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بدبد میده. اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!

پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند تو دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود ولی بالاخره پیش اومد.

جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله! میگن تو جمعه ها مرده ها هم آزادن، اونوقت خدا رو خوش میاد طفلکی من آزاد نباشم ؟!

[ دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:22 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

استاد خسته نباشید ! / طنز دانشجویی


طنز استاد

 

نزدیک ترین معنای »استاد خسته نباشید« کدام است؟

1- جمع کن بابا کار و زندگی داریم
2- استاد به روح اعتقاد داری؟؟؟؟
3- جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد
4- خفه میشی یا بیام خفه ات کنم
5- جون مادرت درس بسه
6- استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه! ولمون کن
7- برو بیرون دیگه...
8- با خداحافظیت خوشحالمون کن
9- بس کن دیگه صدات رو نروه
10- استاد ساعت نداری تقویم هستا!
11- استاد تیتراژ رفت
12- چقدر زر میزنی خفه بمیر باو
13- کــچل شدیم از بـــس درس دادی!
14- نـامسـلـمـــــون از بــس نشستیــم روی صندلی پشتمــون پــینه بست :|
15- استاد واقعاً خسته نباشید!

[ دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:21 ] [ امیر شمسایی ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه