چت روم
آخرین مطالب

» ( شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ )
» عکس: نفوذ ماهواره تا کجا ! ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» جالب‌ترین فرم استخدام ایران! ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» كلماتی كه دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید، فقط بخونید و بخندید ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» دعا نویسی رو اسکناس !!! ( آخره خنده ) ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» مراحل درس خواندن ! ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» این حال خوشو از ما نگیر! ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» ﻓﺮﺟﻪ امتحانات ﭼﯿﺴﺖ؟ /طنز ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» واکنش های طنز ایرانیان برای بازی تاریخی برزیل و آلمان ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» کمک یک مرد خوب به همسرش در کارهای خانه ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» طنز / «هــنـگ حــجـلـه» تاسیس می‌شود! ( شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما ( پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ )

کلمات کلیدی


درباره ما


امیر شمسایی
سلام عزیزان افتخار این را دارم با یک وبلاگ دیگر به نام ((طنز)) در خدمت شما عزیزان باشم در این وبلاگ قصد دارم مطالب طنز
اس ام اس خنده دار * عکسهای جالب و خنده دار و... را به نمایش شما بازدیدکنندگان محترم بگذارم و مثل همیشه به کمک شما بازدید کنندگان عزیز در بهتر شدن این وبلاگ
احتیاج دارم
ایمیل : amir.shamsaeemusic@yahoo.com




  • تاریخ ارسال : شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲, 19:57
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

شکلک های محدثه

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 23:2
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 23:1
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
بازار استخدام ایران دارای عجایب و نوادر گوناگونی است اما این فرم استخدام که بر روی سایت گروه کارخانجات مقصود قرار گرفته بی نظیر است.
به نظر شما سایز کفش و لباس افراد در انتخاب افراد اصلح درجهت استخدام تا چه حد تاثیر گذار خواهد بود؟
اولین رشته تحصیلی در فرم استخدام به صورت پیش فرض آبیاری می باشد!
به گزارش بانکی دات آی آر نکته جالبتر آن است که برخی از سایت های کاریابی هم از این استخدام ذوق زده شده و آن را در بخش اخبار استخدامی خود پوشش داده اند.
 

فرم استخدام

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 23:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
حرفهایی که دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید:

• اووووووووووه !!! پس اشتباه بریدم!

• كسی ساعت مچی منو ندیده؟!

• دیشب تا دیر وقت مهمونی بودم. یادم نمی آد هیچوقت تو عمرم آن قدر ........ !

• وای! صفحه ی 47 دستورالعمل جراحیم پاره شده!

• منظورت چیه كه باید پای چپشو می بریدیم؟!

• فوراً یه عكس از این زاویه بگیر. این یكی از عجایب خلقته!

• بهتره این تیكه رو نگه داریم. ممكنه برای تشریح به درد بخوره!

• ولی كتاب من اینجوری نمی گه! كتاب تو چاپ چندمه؟!

• فوراً اون تیكه گوشت رو برگردون!

• صبر كن ببینم! اگه این طحالشه، پس اون چی بود؟!

• پرستار لطفاً اون گوشت رو به من بده. اون گوشته ... همون چه می دونم... اون عضوی که نمی دونم چی بود دیگه!

• اوه! زود دوباره همه ی بخیه ها رو باز كنین. یكی از پنس ها كمه!

• اگه فقط یادم می اومد كه این كارو چه جوری هفته ی پیش توی كلاس بازآموزی انجام دادند خوب بود!

• لعنتی! بازم چراغ ها خراب شد!
گریه نوزاد

• می دونی؟ پول خیلی هنگفتی میشه توی تجارت كلیه به جیب زد. اوه! اینجا رو! این آقا یه كلیه اضافه داره!

• همه برن عقب وایسن! لنز چشمم افتاد بیرون!

• میشه قلبش رو یه مدت از تپیدن بندازی؟ تمركزم رو به هم می زنه!

• خیلی خب بچه ها... این برای همه مون می تونه یه تجربه ی جدید باشه!

• می دونستی این مریض خودشو یك میلیون دلار بیمه ی عمر كرده؟ الان زنش تلفن زد و گفت !!

• اشكالی نداره. همون قیچی رو بده. كف زمین رو كه تمیز كردن. نه؟!

• یادته بخش تشریح می گفت حاضره 1000 دلار برای یه جسد تر و تمیز بده؟!

• چی؟! منظورت چیه كه اینو واسه عمل نیاورده بودن؟!

• كاش عینكم رو توی خونه جا نمی ذاشتم!

• این مریض بیچاره اگه اشتباه نكنم زن و بچه داره. نه؟!
در انتخاب رشته آگاهانه عمل کنید.(قسمت دوم)

• پرستار نگاه كن ببین این آقا برای اهدای عضو ثبت نام كرده بوده یا نه؟!

• خدای من! منظورت چیه كه ازش برای قبول مسئولیت مرگ امضا نگرفتین؟!

• نگران نباشین. فكر می كنم این تیغ به اندازه ی كافی تیز باشه!

• چیه؟ چرا اینطوری نگاه می كنین؟! تا حالا ندیدین یه دانشجو اینجا جراحی كنه؟!

• الو؟ سلام عزیزم. چی؟! منظورت چیه كه طلاق می خوای؟!

• من که نمی دونم این چه عضویه! ولی به هر حال زود بذارش وسط بسته یخ!

• عجله كنین. من نمی خوام این قسمت سریال رو از دست بدم!

• این گاز خنده خیلی باحاله. می شه یه كم دیگه شو امتحان كنم؟!

• پس بچه كو؟! مگه مریضو برای سزارین نیاورده بودن؟! اینجا اتاق عمل شماره چنده؟!

• هی پرستار! یه ست جراحی دیگه روی اون یكی میز باز كن. اون مریض هنوز داره تكون می خوره!

• مطمئنی كه بعداً ازمون شكایت نمی كنه؟!

• معلومه كه من این عمل رو قبلاً هم انجام دادم پرستار. تقریباً 20 سال پیش بود!

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:59
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

دعا روی اسکناس

نوشته روی عکس :

السلام علیک یا سلطان ابراهیم یا امامزاده سلطان ابراهیم
اول سلامتی پدر و مادرم
دوم اینکه تربیت معلم سال اول یعنی سال 88 من و سارا قبول بشویم سال سوم متوسطه شاگرد اول شوم و معدل کتبی ام بالاتر از 18 باشد
آرزوی پدر و مادرم را که دوست دارند پسر داشته باشند برآورده کن
دعای کوثر را مستجاب کن
خاله فخری و الهام و عمه اکرم را خوشبخت کن ازدواج کنند
آرزوی محسن را بر آورده کن
مادرم را شفا بده
زندگی پدر و مادر بزرگم را سر و سامان بده
به مصطفی کمک کن که دانشگاه هر رشته ایی که می خواهد قبول شود
عاطفه فائزه و زینب در درس موفق باشند و در آینده کاره ایی شوند
یا سلطان ابراهیم دعاهای : دایی مالک -ابوذر -رسول سلطان مادر بزرگ و پدر بزرگهایم- زیبا -حکمت -علی- کرامت- ولی -صالح -مژگان -شیما- لیلا- اکرم- فرخنده -رعنا- مرضیه -مریم- زهرا- بصیر- مرضیه- صدیقه-- ساهره -بهاره- سیمین -صدرا -سیما -شمایل -صفیه -خاور- مینا- عمه شاه گلی کسری- فروزان -معصومه -عمومحسن- دایی صادق -هما- اکرم را هم مستجاب بفرما !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:58
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

مراحل درس خواندن

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:58
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

حال خوش

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:57
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز فرجه
 
ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺫﺑﺢ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﺏ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻫﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ!
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﻓﺮﺟﻪ ﮐﻤﯽ ﺟﺰﻭﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﻣﯿﺮﯼ ﺑﺮﻭ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ، ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﻟﺬﺕﺟﻮﯾﯽ ‏(ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﻠﻢﻫﺎﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ، ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺧﻮﺍﺏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺧﺮﺱﻫﺎ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﭖ، ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺎﻡ ﻭ ...‏) ﺩﺭﯾﻎ ﻧﻨﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻓﻨﺎﯼ ﻓﯽﺍﻟﻔﺮﺟﻪ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﺪ . ^_^
 
 
  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:57
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

  به نقل از ایسنا، شکست تاریخی و عجیب تیم ملی فوتبال برزیل از آلمان با واکنش‌های زیادی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مواجه شد که بخش زیادی از این واکنش‌ها، طنز است.
 

طنز آلمان و برزیل


سایت‌های «پارسینه» و «کافه سینما» بخشی از این واکنش‌ها را گردآوری کرده‌اند که با هم می‌خوانیم:

* از این به بعد موقع خواب به جای اینکه گوسفند بشمرم، حساب می‌کنم که مثلا اگه بازی 500 دقیقه طول می‌کشید، آلمان چند گل دیگه به برزیل می‌زد؟


* آلمان خطاب به برزیل: اومدیم نود دقیقه خودتون رو ببینیم ... همش دم دروازه دارین توپ جمع میکنین ...


* اسکولاری تو مصاحبه بعد بازی: دسته خرابه رو دادن دست ما.


* اما اگه کسی نتیجه این بازی رو پیش‌بینی کرده باشه میشه به عنوان پیشوا پذیرفتش و کلا پرسید به چی اعتقاد داره، به همون معتقد شد :)


* طبق اخبار موثق برای جلوگیری از خیزش و قیام ناشی از خوشحالی بعد از برد، دستور از بالا به برزیلی‌ها رسیده بود که باید ببازند.


* الان اسکولاری به یوآخیم لو میگه داداش ما هم یه گل بزنیم؟ لو میگه نه! اسکولاری میگه پس من یه موز برداشتم.


* حالا دیگه بقال سر کوچه هم طرفدار آلمان شده!


* تنها راه نجات برزیل اینه که احمدی‌نژاد به طرفداری از آلمان بیاد استادیوم.


* کاری که کل دنیا می‌گفتند آرژانتین با تیم ایران می‌کنه، آلمان با برزیل کرد :)


* خبر فوری: دقایقی پیش فرمانداری آبادان تقاضای پناهندگی اسکولاری را رد کرد.


* واقعا جا داره جمشید مشایخی رو بفرستم برزیل بوسه‌ای نثار این شانه‌های مردانه آلمانی‌ها بکنه.

* جای خیابانی خالی که اگه بود الان میگفت برزیل اگه 8 تا بزنه صعود میکنه.


* سردبیر مجله TIME طی تماسی با فردوسی‌پور گفته عکس اونایی که درست پیش‌بینی کردن رو بفرسته تا شماره بعد روی جلد کار کنن.


* خداییش با این باخت برزیل به ارزش‌های تیم ایران خیلی اضافه شد. خداوکیلی ایران خیلی بهتر از برزیل در این جام جهانی حاضر شد. به نظرم مردم باید بریزن تو خیابون!


* خب لامصبا جنگ جهانی رو هم پنج - هیچ می‌بردین! فقط فوتبال و بنز و ب.ام.و و صنعت و نظم و ... بلدن.


* آقا راسته؟ میگن یه هیات «آبی‌پوش» از ایران دارن میرن برزیل تحت عنوان «ستاد دلجویی»


* از آلمان فقط میشه با این وضع شکایت حقوق بشری کرد. بابا اومدی فوتبال بازی کنی یا حساب شکست در جنگ جهانی دوم رو صاف کنی؟


* به نظرم بین دو نیمه بدون سر و صدا جام رو بدن به تیم آلمان بگن مخفیانه از برزیل خارج بشه. بازیکنای برزیل هم همونجا یه سبیلی چیزی بذارن که شناخته نشن. به عنوان کارگر ورزشگاه قاطی جمعیت برن بیرون.


* این طرفداران برزیل به چه امیدی نشستن و دارن بازی رو میبینن؟ خب اون صندلی‌های بی‌صاحابو پرت کنید وسط زمین دیگه! آخه طرفدار اینقدر با ادب؟


* دکتر احمدی‌نژاد واسه دلجویی از مادر اسکولاری راهی برزیل شد!


* برزیل، الشباب، پیکان، استقلال، ملوان، پیوندتان مبارک!


* آقا نکنید این کارها رو. حرمت صابخونه رو نگه دارید. خداییش من به عنوان طرفدار آلمان دارم ناراحت می‌شم.


* تک‌گل برزیل به آلمان، دقیقا مث فحشایی بود که کیهان به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای میده :)


* اجازه بده من هم گل بزنم ... دکتر شریعتی به یواخیم لو


* خاک تو سرتون. یه دعوا راه بندازید زمینو ترک کنیم. حداقل 3 تا حساب میشه!


* قربون غریبیت برم استقلال، چی کشیدی تو اون بازی شیش هیچ ...


* یعنی الان ممد مایلی کهن مربی آلمان بود الان همون لب خط نشسته بود داشت واسه برزیل گریه میکرد ... :-)))

* لیک آزادگان با حضور شموشک و برزیل


* آلمان گند زد به هیجان نیمه‌نهایی جام جهانی! انقدر تپ و تپ ٥ تا زد که کلا یادمون نیست کی چی رو چه جوری زد!


* بنا بر گمانه زنی‌ها، فیلیپه اسکولاری مربی برزیل قرار است در برنامه امشب ماه عسل حضور پیدا کرده و بینندگان را مهمان احساسات خود کند.


* عرق شرم به پیشانیم نشست! برزیل فکر کنم بعد این بازی از «کشور» به «بخش» ارتقاء بدنش.


* رونوشت به رئیس صداوسیما: لطفا در بازی برزیل - آلمان، حرکات آهسته نشان ندهید. ممکن است در همین فاصله، آلمان گل بعدی‌اش را هم بزند!


* کاری که آلمان با برزیل کرد «کاکرو» با بچه‌های تیم امید تو فوتبالیستا نکرد.


* آدم حیفش میاد بره دستشویی ۴ تا گل دیگه از دست بده!


* خبر فوری: مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد.

 

*بیداری؟ ( اس ام اس اسکولاری به دلبوسکه)

 

*هیتلر: حتی با استانداردهای من کاری که آلمان با برزیل کرد، بی‌رحمانه بود

 

*در: پسرم چشمات چرا قرمزه؟ پسر: مواد کشیدم! پدر: دروغ نگو می‌دونم طرفداره برزیلی!

 

*فکر کنم آقوی همساده قبل بازی طرفدار برزیل شده.

 

*گریه بازیکنای برزیل دیگه گریه واسه شکست نبود، یحتمل از ترس جونشون گریه می‌کردن.

 

*فدراسیون جهانی فوتبال با قید سه فوریت طرح حذف سه صفر از نتیجه بازی آلمان –برزیل را تصویب کرد!

 

*مورد داشتیم از طرف پرسیدند بازی آلمان و برزیل چند چنده؟ گفته الان یا الان؟

 

*رییس‌جمهور برزیل : مردم برزیل رو ساکت می‌کنیم،جواب آبادانیا رو چی بدیم؟؟؟

 

*من جای برزیل باشم توپ بر میدارم میرم تو رختکن میگم "بابام صدام کرده".

 

*مربی آلمان از هواداران این تیم خواسته که اگه نحوه گل زدن بخصوصی مد نظرشون هست بگن که اونجوری براشون گل بزنن.

*بازی آلمان برزیل ساعت چنده؟! چون تلویزیون ما الان داره آلمان - فجر سپاسی رو پخش می‌کنه.

 

*نیمار با تماس تلفنی از بازیکن کلمبیایی که کمرش را خرد کرده بود، تشکر کرد.

 

*اگه مربی برزیل بره برنامه ماه عسل علیخانی بغضش دیگه واقعا جوابگو نیست، باید یه شمشیر سامورایی بیاره اول سر اونو ببره بعد بکنه تو شکم خودش.

 

*نیمه بازی اسکولاری رفته سراغ داور چهارم: حاجی الان ترک زمین ٣-٠ حساب میشه یا با اون ٥ تا گل جمع میشه؟

 

*جمشید مشایخی از مردم برزیل معذرت خواست!

*باید به اون ٢٨ نفری که نتیجه بازی رو درست حدس زدن بورسیه تحصیل رمالی و فالگیری و کف‌بینی تو دانشگاههای معتبر خارجی بدن. اینا اینجا حیف میشن.

 

*بابام بیدار شد گفت برزیل برد؟

 

*سزار داره با بغض و احساس مصاحبه می‌کنه و گوینده ایرانی در حالی که داره خیار گاز میزنه ترجمه می‌کنه.

 

*فکر کنم برزیلیا مخابرات منطقه ما رو آتیش زدن. اینترنتمون قطع شد.

 

*هنوز نفهمیدم این شبکه‌های اجتماعی که مجریای صداسیما از بازتابشون حرف می‌زنن کجاهان دقیقاً که فیلتر نیستن.

 

*کاش جاودانی شب ما رو با آوردن اسم گواردیولا خراب نمی‌کرد.

 

*برزیلی‌ها فردا از خواب پا میشن فکر میکنن کابوس دیدن دوباره میرن استادیوم!

 

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:56
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز زن و شوهر

 

در خانه، مرد خوب، مرد مغرور نیست. مردی است که در کارهای منزل به همسرش کمک کند.

اما چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟

۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید.

۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز  جارو بکشد.

۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.

۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.

۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.

۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.


من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.

رسانه باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.

نخند!  منتشر کننده این پیام باش.

  • تاریخ ارسال : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳, 22:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
امروز خبرنگار ما در مجلس بود که متوجه شد نمایندگان می‌خواهند فاز دوم قانون‌گذاری برای افزایش جمعیت را کلید بزنند. خبرنگار ما امروز فهمید که بعد از ممنوعیت وازکتومی و توبکتومی طرحی برای ارایه آماده است که بر اساس آن سنت به حجله رفتن، بعد از مدت‌ها در کشور احیا می‌شود.
 
هنگ حجله
 
بر اساس شنیده‌ها، نمایندگان قصد دارند طرحی را به مجلس ببرند که طبق آن زوجین باید تا 24 ساعت بعد از عقد به حجله بروند و بعد عقدنامه را دریافت کنند. بنا بر گفته‌های یکی از نمایندگان که نخواست نامش فاش شود، قبل از عقد از پدر عروس و داماد ضمانت محضری گرفته می‌شود که تا 48 ساعت بعد مدارک پزشکی دال بر انجام عملیات را به مراکز ذی‌صلاح ارایه کنند و تا حداکثر 9 ماه اولین بچه را تحویل مراجع قانونی بدهند.
 
در این طرح به جای مرخصی بعد از زایمان، مرخصی بین دو زایمان به مادر داده می‌شود تا مادر برای بچه بعدی آماده شود. در این طرح مادر هر طور دوست دارد می‌تواند بچه‌اش را به دنیا بیاورد و اصراری بر زایمان طبیعی نیست و اگر اصراری هست، در بچه‌دار شدن است.
 
همچنین در این طرح از نیروی انتظامی درخواست شده است که اگر فامیل زوجین خواستند دم در حجله به گوش بایستند و احتمالا تیر و تفنگی در کنند، منع قانونی نداشته باشد و اصلا نیروی انتظامی هنگی به نام هنگ حجله تاسیس کند تا در مراسم حجله رفتن ملت حضور داشته باشد و به افتخارشان تیر هوایی و منور در کند.
 
یک پزشک در پاسخ پرسش خبرنگار ما مبنی بر استرس داشتن زوجین در رفتن به حجله گفت: قدیم زوج‌ها کم‌رو بودند و حجله رفتن گاه یک هفته طول می‌کشید اما حالا نگرانی از بابت عملکردشان وجود ندارد.
 
باقی بقای‌تان!
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:14
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

مهندس

 

1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!


2. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع رابطور تصادفى فهميدم!


3. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!


4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !


5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!


6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!


7. ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!


8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!


9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!


10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!


11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!


12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!


13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!


14. تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!


15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد!


16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!


17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد،‌ نبوده اند!


18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!


19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!


20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!


21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!!

 

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:14
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز لقمان

 

پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن

+++++++++++

پسرم! آنتی ویروس “بیت دیفندر” اوریجینال نصب کن. پول “رجیستر” به میزان ده سال را کنار گذاشته ام. با احتساب تورم جهانی و تحریم و نوسان بازار. مادرت جای آن را می داند



+++++++++++

پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی ، “پاور پوینت” را فرابگیر.

+++++++++++

پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست

+++++++++++

پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است.

+++++++++++

پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد ، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟

+++++++++++

پسرم! قطار اندیمشک – تهران زمستانش گرم و جانسوز است و تابستانش سرد و استخوان سوز. لباس مناسب با خودت ببر

+++++++++++

پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی

+++++++++++

پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری

+++++++++++

فرزندم! هیچ کس تنها نیست.

+++++++++++

پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن.

+++++++++++

هان ای پسر! اگر کسی گفت اسفندیار ار می شناسی خودت را به نفهمی بزن

+++++++++++

پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … ولش کن پسرم

+++++++++++

پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت

+++++++++++

پسرم! می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان

+++++++++++

هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ … خودت نقطه چین ها رو پرکن

+++++++++++

پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها ، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است.

+++++++++++

پسرم! شهر ما خانه ما! … نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون. اول اتاقت رو از این ریخت در بیار

+++++++++++

پسرم! در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو را برمی گزینند “شیر” کن

پسرم! لایک!

+++++++++++

پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. خون خودت را کثیف نکن- ضمنا چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش ادعای ارث نکنند.

+++++++++++

پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن

+++++++++++

پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند ، تو برای شفایشان گریه کن

 

 

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:13
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

اصولاً مدرنیته خیلی چیز بدیه چون همه چیز و تحت تأثیر قرار داده حتی طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاریخ نشون داده که مردان در هر دوره ای از تاریخ برای جلب توجه خانوم ها باید یه بامبولی سر خودشون پیاده می کردند تا این موجودات فتنه انگیز ولی در عین حال بسیار خوش خط و خال! یه نیم نگاهی بشون بندازن.اما با گذشت زمان این خانوم ها که بشدت هم دمدمی مزاج بودند باعث شدن این مردای بدبخت برای اینکه روحیه تنوع طلبی زن ها ارضا بشه هی تیپ های مختلفی بزنن!خدا میدونه در آینده چه جوری باید باشیم تا این زن ها و دخترا به ما گوشه چشمی نظر بندازند!!!در زیر سیر تکاملی روش های مخ زنی در گذر تاریخ رو مشاهده می نمایید.

 

طنز مخ زنی


*مخ زنی در عصر حجر

در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنن. پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول این کار رو می کردن.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:

 

* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر ﮐس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)

 

*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سر و صورت و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)

 

*داشتن غار بزرگ تر

 

*داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مردهای مرفه و بی درد اون دوره داشتند)

 

*هدف از مخ زنی:
بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه).
 
 
 
*دوره هخامنشی
در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه بتونی یه زن خوب برای خودت پیدا کنی باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و ... رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:

 

*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)

 

*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)

 

*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)

 

*هدف از مخ زنی:

 

بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد بوده و هیچ گونه ارزش دیگری نداشته.

 

*دوره قاجار:
در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (البته نمی دونم رو چه حسابی بهش آقا می گفتن) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیادی عقده ای شده بودند و به همین دلیل از بیخ و بن با این مسئله مخالف بود و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه بشه!و کلاً این عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده ، روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر به حمام می رفتند (در روزی که دختر هم به حمام می رفت ) و بعد از رویت سوژه مورد نطر و تایید کردن وزدن مهر ایزو ۹۰۰۲ ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر پسر رو!

 

*هدف از مخ زنی:
به نطر می رسه با این اوضاعی که آقا مملی خان درست کرده بود هدف از این کار فقط داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر بوده.

 

*دوره پهلوی:
در این دوره مردم یه کمی زیادی سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به مقوله مخ و این حرفا نداشتند و به عبارتی مخ آزاد تشریف داشتن به غیر چند نفر که به ترتیب اولویت و رتبه در امر مخ زنی در زیر مشاهده می کنید:

 

۱- شهرام شب پره(********): این بابا آخر این کار بود یه چیزهایی تو مایه های خدای مخ زنی رم باستان و پدر مخ زنی ایران. شهرام باب جدیدی رو در این عرصه باز کرد که هنوز هم از سبک ایشون در حل مسائل پیچیده و بغرنج مخ زنی استفاده می شه و اسم سبکش هم شب پره ایسمه.( ایول شهرام جون)

 

۲- فرزان دلجو(*******): هر چند همیشه پشت در بسته بود و همش تیرش به سنگ می خورد و دختری رو که برای این کار انتخاب می کرد بر خلاف تصورش فقیر و بی چیز بود اما توی این کار به استادش(شهرام شب پره) رفته بود.(رجوع شود به آرشیو فیلمهای فارسی اون دوره).

 

۳- ابی(******): ابی رو هم که همه می شناسین این آقا ثابت کرد که فقط آقای صدای ایران نیست و توی کارهای دیگه هم استعداد داره به خصوص در امر مخ زنی.

 

۴- زنده یاد تقی ظهوری(*****): که البته عمری رو توی سازمان تحقیقات و پژوهشهای مخ زنی ایران، صرف تحقیق و برسی راهها و عوامل بنیادی و موثر در مخ زنی کرد.

 

5-زنده یاد فردین(****): چهره دوست داشتنی و یکی از شخصیتهای شاخص در مخ زنی و دارنده جوایز متعدد از جشنواره های مخ زنی ایران.

 

6- بهروز وثوق(***): شاید اگر بیشتر وقتش رو صرف کار کردن روی مخ بانوی آواز ایران(گوگوش) که به این سادگی ها کوتاه نمی اومد نمی کرد الان در رده بای لیست بود، ولی خوب چه می شه کرد کله شق بود دیگه!!!

 

7- رضا بیگ ماوردی(**): که سبک خشنی توی این ضمینه داشت و سعی می کرد با دعوا و درگیری و بهم ریختن کافه ها و کاباره ها و به اصطلاح نشون دادن زور بازو در این عرصه فعالیت کنه که البته در نوع خودش جالب و کار آمد بود.

 

8- سعید کنگرانی: این بابا تازه داشت نبوق و استعدادش رو تو این ضمینه نشون میداد که یهو زد و انقلاب شد و میشه گفت اینجا رو بد شانسی اورد و بد شانس ترین مخ زن ایران نام گرفت.

 

البته اشخاص محدود دیگه ای هم مثل ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی بودن که تو این مقوله فعالیت کردن اما این 8 نفر سرآمد اونها بودند.

 

خلاصه در این دوران هم عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:

 

*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است، رجوع شود به قسمت فرزان دلجو)

 

*داشتن زور زیاد و توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود( رجوع شود به قسمت آقا رضا)

 

*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.

 

*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی

 

*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!

 

*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!

 

*هدف از مخ زنی:

 

رسیدن به پول و مال پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه.


 

 

*دوره انقلاب تا چند سال پیش:
در این دوره روش های مخ زنی تغییری اساسی کرد و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و یه جعبه شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی اختراع گشت.

 

و اما ویژگی های لازم برای مخ زدنی در این دوره :

 

* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)

 

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه

 

*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی

 

*هدف از مخ زنی:

 

تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی.

 


 

*دوره امروز:
به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدنی سخت تر نبوده!

 

ویژگی های اساسی جهت مخ زدنی:

 

*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!

 

*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم momi و Dady و Ilove you و جملاتی از این قبیل.

 

*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر!

 

*نداشتن سیبیل و ریش و به طور کلی تمام ویژگی های دوره های قبلی

 

* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!

 

و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دونین!

 

*هدف از مخ زنی:
پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!!
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

فک و فامیل

 

1 - خاله
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است.

دختر خاله،پسر خاله:همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.

 

 2 - عمه
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد،هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: 1- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... 2- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... 3- توجيه كليه ي بيقوارگي ها،رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. 4- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است.

پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند!!
مشاغل كاذب Match-Making.
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.

 

3 - دايي
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد،هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد.
پسردايي،دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد.

 

4 - عمو
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.
غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد،

دخترعمو،پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳, 21:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی

ستون طنز "انتخاب" /  پس از آنکه حاکم شارجه تهدید کرد "کشتی فوق پیشرفته کشورش را به جزایر سه گانه می فرستند"، دقایقی قبل خبری رسید مبنی بر اینکه کشتی ادعایی سلطان شارجه به جزیره ابوموسی نزدیک شده و هر آن احتمال بروز تنش در آنجا می رود . خبرنگار سرویس "جسورترین و شیرین ترین های سایت انتخاب" موفق شد به تصاویری از این کشتی های فوق پیشرفته، دسترسی پیدا کند:

 

این تصویر مربوط به پبش از حرکت است که جناب حاکم مشغول انتخاب یکی از این کشتی ها بوده اند

قایق پیشرفته

 

این تصویر نیز، کشتی فوق پیشرفته امارات را در نزدیکی های جزایر سه گانه نشان می دهد.

قایق کاغذی

 

 

4جوک : با توجه به طنز بودن کل موضوع ، فقط نظرات طنز وغیرسیاسی تایید میشود.

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:56
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز غرق شدن


- شهروند سودجو: از آب جمع شده در کشتی ماهی می گیرد.


- شهروند خیلی معمولی: داخل کابینی که پر از آب شده روی کاناپه دراز کشیده و سریال تلویزیونی می بیند.

- شهروند معمولی: برای گرفتن جلیقه نجات به انتهای صف می رود و از آخرین نفری که توی صف ایستاده می پرسد: «ببخشید آخرین نفر کیه؟»

- شهروند دهه پنجاه: با کسانی که می خواهند خودشان را توی صف جا بزنند، بحث می کنند و با نشان دادن انتهای صف، فردِ خاطی را به رعایت حقوق بشر تشویق می کنند.

- شهروند دهه شصت: با پیرمردی که پشت سرش ایستاده در مورد شکاف نسل ها و تفاوت میزان و محل سوختگی بحث می کند.

- شهروند دهه هفتاد: مادرش توی صف ایستاده، خودش هنوز توی رختخواب است و بیدار نشده.

- شهروند عَزب: به دنبال کِیس مناسبی برای نجات دادن می گردد.

- شهروند مُعذب: قبل از پریدن به داخل آب، لباس هایش را در می آورد و مایو می پوشد.

- شهروند مودب: مایو نمی پوشد.

- شهروند مدیر: کت و شلوار خود را اتو می کند تا بعد از نجات پیدا کردن، بتواند با ظاهری آراسته جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شود.

 

- شهروند مسئولیت پذیر: برای حلِ مشکل با آتش نشانی تماس می گیرد.


- شهروند خبرنگار: با یکی از ملوانان کشتی به عنوان «جوان موفق» مصاحبه ای انجام می دهد.

- شهروند ملوان: به خبرنگار می گوید که از کودکی عاشق ملوان زبل بوده و این کار را به صورت حرفه ای از قایق پدالی هایِ قو شکل، شروع کرده است.

- یک مقام مسئول: وعده می دهد در عرض دو ماه سوراخِ کشتی را تعمیر کند.

- دومین مقام مسئول: قایق های نجات را تفکیک جنسیتی می کند.

- مسئول مربوطه: سوراخ شدن کشتی را تکذیب می کند.

- مسئول عملگرا: سعی می کند آب جمع شده در کشتی را با قاشق چایخوری خالی کند.

- دولت: چه کسی گفته که کشتی با سوراخ شدن غرق می شود؟

- شهرداری: در مراسم انداختن اولین قایق نجات در آب شرکت می کند و پس از یک سخنرانی دو ساعته، روبان افتتاح را قیچی می کند.

- مجلس: برای پرسیدن سوال از کاپیتان کشتی، امضاء جمع می کند اما تعداد امضاها متغیر است و امکان شمارش آن وجود ندارد.

- شهروند روسی: یک تماس مشکوک می گیرد. نیم ساعت بعد یک زیردریایی برای نجاتش به روی آب می آید و فقط شهروند روسی را با خود می برد.

- شهروند کویتی: نوبت نفر اولِ صفِ جلیقه نجات را به قیمت یک دینار می خرد.

- شهروند آمریکایی: به خاطر انتخاب مجدد اوباما و ناامیدی از بهبود شاخص های زندگی در آمریکا، جیب هایش را پر از سنگ می کند تا زودتر غرق شود!

- شهروند انگلیسی: از داخل جیبش یک فندک بیرون می آورد و با زدن یک دکمه، فندک تبدیل به یک قایق موتوری می شود. بعدها یکی از مسئولین اعلام می کند که او یک جاسوس معروف به اسم جیمز باند بوده است.

- شهروند روشنفکر: بیانیه ای با عنوان «پارادایم های پوزیتیویسم برای عبور از شرایط گذارِ غرق شدگی به ساحل امن ثبات» را به دو زبان آلمانی و فرانسوی می نویسد و آن را با صدای بلند برای مردم می خواند.

- شهروند دانشجو: با نشان دادن کارت دانشجویی می تواند جلیقه نجات را به نصف قیمت بخرد.

- مهشید روز بخیر: قیمت فروش جلیقه های نجات را به صورت لحظه ای اعلام می کند.

- دوربین صدا و سیما: مناظر زیبایی از دریا و غروب خورشید را نشان می دهد.

- شهروند خانه دار: مشغول پختن کتلت است. سپس کتلت ها را با گوجه و سبزی خوردن به صورت ساندویچی، لقمه می کند و به شوهرش می دهد تا در هنگام نجات پیدا کردن گرسنه نماند!

- شهروند سادیسم درا: به دروغ اعلام می کند در کابینش تعداد زیادی جلیقه نجات دارد و می خواهد آنها را بفروشد. جماعت زیادی برای خرید جلیقه نجات جلوی کابینش صف می بندند.

- شهروند تازه ازدواج کرده: چندتا از عکس های آتلیه ای عروسی اش را با میخ طویله به دیوار کابینش می کوبد که باعث سوراخ شدن دیواره کشتی و غرق شدن آن می شود.

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:56
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز زن

 
زن مصری: وااای! ای مردم دنیا من خوشحالم!
 
زن انگلیسی: so happy
 
زن امریکایی: wowowo
 
زن لبنانی: وای دیوونه کننده س! شادم.
 
زن سوری: خیلی خوشحالم.

و اماااااااا زن ایرانی با هر قومیتی:
اگه عقد کرد: کسی نفهمه هاااا
ازدواج کرد: کسی نفهمه هااااا
باردار شد: کسی نفهمه هاااا
رفت مسافرت: کسی نفهمه هاااااا
قبول شد: کسی نفهمه هاااا
افتاد: کسی نفهمه هاااااا
اتفاق بد: کسی نفهمه هاااااا
ماشین خریدن: کسی نفهمه هااااااا
شوهرش سرش هوو اورد: کسی نفهمه هاااااا
طلاق گرفت: کسی نفهمه هااااا
و اخرشم میگن چشممون زدن، الان مسئله اینه کی اینا رو چش زده؟؟؟؟

خواهشا کسی نفهمه من این مطلبو گذاشتم توی 4جوک، خدایی اگه خنده ت گرفت بخند ولی کسی نفهمه هااااااا

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز زن و شوهر

 

در خانه، مرد خوب، مرد مغرور نیست. مردی است که در کارهای منزل به همسرش کمک کند.

اما چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟

۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید.

۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز  جارو بکشد.

۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.

۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.

۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.

۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.


من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.

رسانه باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.

نخند!  منتشر کننده این پیام باش.

  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:54
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

فامیل دور
 
- ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ ، ﯾﻪ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ
- ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺭﺳﻤﺎ ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ
- ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ , ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ , ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ
- ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ؛ ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ؛ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ
- ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺷﺪﻳﺪ ﺷﺪﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻴﺴﺘﯽ , ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﺘﻪ
- ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻟﮑﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺟﺪﯾﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ
- ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺻﻼﺡ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﺍﺯﺵ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ
- ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻨﺪ ﺁﺩﻡ ﺣﯿﻔﺶ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻪ
- ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺸﮑﻮﮐﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻢ ﺧﻮﺵ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﻩ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ
- ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﻧﻔﻬﻤﻦ
- ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ « ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺮﺳﯽ » ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
- ﻣﻦ ﻧﻈﺮﻣﻮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﺖ ، ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ
- ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ﺧﻼﺻﻪ ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﻧﻔﻬﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺩﺍﺩﯾﻢ
 
  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:53
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

طنز فرجه
 
ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺫﺑﺢ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺁﺏ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻫﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ!
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﻓﺮﺟﻪ ﮐﻤﯽ ﺟﺰﻭﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﻣﯿﺮﯼ ﺑﺮﻭ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ، ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﻟﺬﺕﺟﻮﯾﯽ ‏(ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﻠﻢﻫﺎﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ، ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺧﻮﺍﺏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺧﺮﺱﻫﺎ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﭖ، ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺎﻡ ﻭ ...‏) ﺩﺭﯾﻎ ﻧﻨﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻓﻨﺎﯼ ﻓﯽﺍﻟﻔﺮﺟﻪ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﺪ . ^_^
 
 
  • تاریخ ارسال : شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳, 21:53
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
تصور کنید اتومبیلی در جاده در حال حرکت است که ناگهان راننده متوجه میشود  یک تریلی از رو به رو دارد به سمت او می آید و هرچه سریعتر باید کاری کند.
 
 
 در همه جای این کره ی خاکی:
 " مرحله ی اول: راننده پایش را روی ترمز می گذارد.
 مرحله ی دوم: سریعا اتومبیل را به سمت کناره ی جاده هدایت می کند.
مرحله ی سوم: کیسه های هوا باز می شوند."
 
 
در ایـــــــــــــــــــــــــــــــران:
" مرحله ی اول: بلند فریاد زدن * یا ابوالفضــــــــــــــــــ ــــــل! *
مرحله ی دوم: توسل به پنج تن آل عبا!
مرحله ی سوم: فشار دادن همزمان گاز،ترمز و کلاج!
مرحله ی چهارم: انحراف خودرو به چپ!
مرحله ی پنجم: انحراف خودرو به راست!
مرحله ی ششم: توسل به چهارده معصوم!
مرحله ی هفتم: فرمان خودرو از جا در می آید!
مرحله ی هشتم: خودرو با درخت برخورد کرده و کتلت میشود!
مرحله ی نهم: فحش دادن به زمین، زمان، سایپا، ایران خودرو، دبیر کل سازمان ملل و ...
مرحله ی دهم: کیسه های هوا باز می شوند...
 
طنز تصادف

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 22:3
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

 

داستان طنز عمل زیبایی لیلی و واکنش جالب مجنون
 

طنز خنده دار عمل زیبایی لیلی و واکنش جالب مجنون ، سعید سلیمان‌پور ارومی در تهران امروز نوشت:

داستان طنز عمل زیبایی لیلی و واکنش جالب مجنون

حکایت داور و دارو!
شنیدم که یک داور گوشت‌تلخ
قضاوت همی‌کرد در لیگ بلخ!
آوانتاژ را کرده کلاً رها

خطا می‌گرفتی ز باد هوا
نبودی به هنگام بازی حلیم
بدادی فقط قرمزِ مستقیم!
ز ترسش نیارست کردن نگاه

به چشمان او صاحبِ باشگاه!
نه اهل تعامل نه اهل تماس
تو گویی که ضد بود با اسکناس!
(گر اینها شود جمع در داوری

شود داوری شغلِ درد آوری!)
قضا را به پارتی دو تن نانجیب
خوراندند او را دوایی عجیب
در اول دچارِ کمی رعشه شد

سپس نشئه-یعنی همان «نعشه»(!)-شد!
چه دارو کزآن داورِ تیز خشم
فسرد و پس از آن فقط گفت: چشم!
به کرّات غش کرد در داوری

گهی اینوری و گهی آنوری
در این مستطیل طویل و عریض
بخواهم ز حق: اشفِ کُلَّ مریض!
لیلی نوین!

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود
ز چاقی حسابی بداندام بود
دو ماهی کِرم زد به رخسار خویش
به لیزر ز رخ برد آثارِ ریش(!)
کمربند بر اِشکَمَش بست سفت

سه‌ماهی رژیم غذایی گرفت
چنانش رژیم و کِرِم داد حال!
که شد لاغر و ماه، عین هلال
سپس شاد‌دل سوی مجنون شتافت

ولیکن از او التفاتی نیافت
بگفت:«این منم «های»! لیلای تو!
به او گفت:«خانم، مزاحم نشو!
مگر خود نداری برادر-پدر؟

برو پردۀ شرم مردم مدر!
نگاری که از بنده دل برده بود
تپل بود، ضمنا سیه‌چرده بود!

برو ردّ کار خود ای پیرزن!
تو عنتر کجا و دل‌آرای من؟»
رخ پر کِرِم شد به آنی بنفش

درآورد از پای خود لنگه کفش
زدش ضربۀ سخت و جانانه‌ای
که:«بی‌جنبه، الحق که دیوانه‌ای!»

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 22:3
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

انواع داداش ( طنز)

 

طنز جالب و باحال انواع داداش برای برخی دخترا ، اصولا برخی دخترهای این زمونه هفت – هشت نوع داداش دارند.

 

هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان.

 

داداش شماره یک: بچه پولدار
ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اینترنت 24 ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده.

 

داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم.

 

داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
هر پسری بخواهد تو اینترنت اذیتشون کنه، خان داداش جون حالشو میگیره.

 

دادش شماره چهار: از نوع هنری
خوراک رفتن باهم به سینما، تئاتر و موزه و محافل نقد فیلم. بلیط جشنواره فجرشون تضمینیه. موهای این مدل داداش ترجیحا بلنده. به اضافه ریشهایی مدلدار!

 

داداش شماره پنج: خوش تیپ
خوراک اینه که ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنین، چه داداش جیگری دارم! داداش من خیلی خوش تیپه!

 

داداش شماره شش: بچه معروف
هر هفته پنجشنبه ها یه پارتی دعوتت می کنه. رقصشم خوبه. همه مدله بلده برقصه!

 

داداش شماره هفت: متخصص کامپیوتر
هر وقت کامپیوترت خراب شد و گند زدی به سر تا پای سخت افزار و نرم افزار و هرچی افزار داداش جونت میاد برات درست میکنه!

 

داداش شماره هشت: بچه مثبت
بچه مودبیه، وقتی میری باهاش بیرون لپهاش سرخ میشه.مامانت عاشق این جور پسراست

 

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 22:2
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

اعترافات خنده دار و طنز (9)

ﻣﻦ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ :
ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﯾﻪ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﭼﺎﺭ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﻭﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺑﺰﻧﻢ !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف می کنم سوم ابتدایی که بودم وقتی قرار بود سر کلاس مشق بنویسیم
دستمو خودکاری می کردم و به معلمم می گفتم خانم دستم خون اومده نمیتونم بنویسم
معلمم می گفت باشه ننویس
گودزیلایی بودمااا
ولی خدایی معلم هیچوقت به روم نیورد

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم
این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن
یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست و هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره
هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم از وقتی که رمز دوم عابر بانک بابام روفهمیدم
دیگه یه کارت شارژ نخریدم هیچ دارم پول تو جیبی هامم پس انداز میکنم

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

یه مدت جوگیر شده بودم جلو بابام پامو دراز نمیکردم
یه کم که با خودم فکر کردم دیدم قدیما خیلی کارا میکردن
ولی با پیشرفت علم دیگه اون کارارو نمیکن

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

یکی از بزرگترین آرزوهای من در دوران تحصیل :
کاش فردا بارون نیاد، آخه ما ورزش داریم…

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم خیلی پیش بود خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم…
اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت :
مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم
مدرکشو از کجا گرفته بود!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم با داداشم توپ پلاستیکی رو که به زور واسم خریده بودن پاره کردیم ببینیم توش چه شکلیه !!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 بچه که بودم وقتی کیوی میخوردم به اون قسمت وسطش که زرده می گفتم این موزه
بعد با کلی کشمکش با آبجی و داداش نصیبم می شد با ولع میخوردمش!!!!
خو چیه؟؟!!بچه بودم دااا!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعــــتراف میکــــنم وقتـــی بچـــه بــــودم انــــقده حســـودیـــم مـــیشد بـــه اون بچـه هایی
کـــه بلـــد بـــودن بـــا دوتـــا انگـــشتاشون ســــوت بزنـــن^

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 

 اعتراف می کنم امروز داشتم دانلود می کردم
دیدم سرعت داره همینطور زیاد می شه تا سرعت به یک مگ رسید
داشتم سکته می کردم که یه مرتبه…
دیدم دارم حجم دانلود شده رو نگا می کنم

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم دیروز ماشین بابامو بردم تو شهر۴۰ هزارتومن جریمه شدم
بعد ظهرش بابام ماشینو برد تو شهر ۴۰ هزار تومن جریمه شده بود
مدیوننین اگه فکر کنیین من اون قبضو گذاشتم براش

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم هر وقت که خودکار جدید خریدم انگیزم واس نوشتن بیشتر شده…
شما هم مثل من هستین؟؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود
یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمی شه
درش آوردم یه کمش رو خوردم دوباره گذاشتم
و در کمال تعجب دیدم نه بازم جا نمی شه!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم چند روز پیش فهمیدم زی زی گولو نمیگفته :
زی زی گوله تا به تا،می گفته: درازکوتاه تا به تا!!
اصلا بغض تو چشمام حلقه زد!
اصلا یه شکستی خوردم کمرم شکست!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم که:
وقتی که کوچولو بودم میترسیدم تو کامپیوتر موزیک ویدیو نگاه کنم !
اخه فکر میکردم الان خواننده منو میبینه!!!
خو دیوونه ام دیگه
چیه خل و چل ندیدی؟؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ﺍﻣﺮﻭﺭ ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ
ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : خاک برمخت,ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪﺍ ﺍﯾﻦﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ, ﻻ ﯾﺴﻮﺩ,لامرض
هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ باهم ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ
که یهو ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻠﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪیم فرار کردیم!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 

 اعتراف میکنم بچه بودم وقتی بارون میومد تو راه برگشت از مدرسه
با چکمه هام از جاهایی رد میشدم که آب بیشتری جمع شده بود
کلی هم ذوق میکردم که پاهام خیس نمیشه…
عجب روزایی بود..

 

 

 

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 22:1
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

 

معنای جدید کلمات به زبان طنز
 

رئیس : شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تو اول هستی .

 

دکتر : شخصی که مریضت رو با قرص و خودت رو با صورتحساب می کشد.

 

ادبیات روم باستان : کتابی که مردم پرستش می کنند ولی نمی خوانند.

 

خنده : منحنی که بسیاری از مسائل را بی پرده مشخص می کند.

 

اداره : یه جای برای استراحت بعد از یک کار فعال خانگی.

 

خمیازه : تنها زمانیکه بعضی آقایون می تونند دهانشون رو باز کنند.

 

و غیره : یه علامتی برای متقاعد کردن دیگران که شما واقعا بیش از اونیکه انجام دادین می دونین .

 

تجربه : نامی که مردم بر روی خطا هایشان میزارند

 

بمب اتمی: یک اختراعی برای ختم غائلهء تمام اختراعات.

 

مدرسه : یه جاییکه پدر پول پرداخت می کند و پسر بازی می کند.

 

بیمه ء عمر : یک قراردادی که شما رو در طول زندگی نیازمند می کند ودر موقع مردن ثروتمند.

 

پرستار : شخصی که از خواب بیدار می شود و به شما قرص خواب آور می دهد.

معنای جدید کلمات به زبان طنز

ازدواج : یک توافقنامه ای که در آن مرد درجه لیسانسش را از دست میدهد (معنی لیسانس و تجرد در انگلیسی به یک معنیه و اشاره به اون دارد) و خانم درجهء استادی را کسب می کند.

 

طلاق : وخامت آیندهء ازدواج

 

اشک : یک نیروی هیدرولیک که در آن قدرت ارادهء جنس مذکر بوسیلهءقدرت آب جنس مونث شکست می خورد.

 

سخنرانی : یک هنر انتقال اطلاعات از نتهای سخنران به نتهای دانشجویان بدون اینکه به ذهنهای هر کدام خطور کنه.

کنفرانس : یک اغتشاشی که یک شخص توسط تعدادی حضار ضرب و شتم میشه.

 

مصالحه : هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کنه بزرگترین تکه رو دریافت کرده است.

 

دیکشنری : جاییکه نتیجه قبل از کار می آید.

 

اتاق کنفرانس : جائیکه همه صحبت می کنند و هیچ کسی گوش نمی دهد و بعدا هر شخصی عدم موافقت اعلام می کند.

 

پدر : یک بانکر که ذاتا تامین شده است .

 

جنایتکار : شخصی که استراحت مفهومی ندارد مگر اینکه دچار سرفه شود.

 

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 22:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

شما چه می كردید ؟
 
 
 

 

 

آقاى جک، رفته بود استخدام بشه. کراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشیده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدیر شرکت جواب بدهد .

 

 


آقاى مدیر شرکت، یک ورقه کاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به یک سئوال پاسخ بدهد. سئوال این بود :

 

"شما در یک شب بسیار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى می کنید، ناگهان متوجه می شوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس، به انتظار رسیدن اتوبوس، این پا و آن پا می کنند و در آن باد و باران و طوفان چشم به راه معجزه اى هستند. یکى از آنها پیر زن بیمارى است که اگر هر چه زود تر کمکى به او نشود ممکن است همانجا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند. دومین نفر، صمیمى ترین و قدیمى ترین دوست شماست که حتى یک بار شما را از مرگ نجات داده است. و نفر سوم، دختر خانم بسیار زیبایى است که زن رویایى شماست و شما همواره آرزو داشته اید او را در کنار خود داشته باشید. اگر اتومبیل شما فقط یک جاى خالى داشته باشد، شما از میان این سه نفر کدامیک را سوار ماشین تان مى کنید؟ پیرزن بیمار؟ دوست قدیمى؟ یا آن دختر زیبا را؟ جوابى که آقاى جک به مدیر شرکت داد، سبب شد تا از میان دویست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شرکت در آید

 

راستى، می دانید آقاى جک چه جوابى داد؟ اگر شما جاى او بودید چه کار می کردید؟

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 22:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 
 
این مطالب  فقط جنبه طنز و خنده دارد.سعی کنید فقط بخندین و از فرصت ها برای شاد بودن استفاده کنید. ( جامعه سالم جامعه شاد )
 
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺑﮕﻪ ﺩﻫﻨﺘﻮ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺯﻧﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ
ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﺑﺒﻨﺪﻩ …
.
.
.
 
.
.
.
.
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮕﯿﺮ …ﺷﻮﻫﺮ ﻧﯿﺴﺖ .. ﯾﻪ ﻋﮑﺎﺳﻪ
..
..
..
تعریف از خود نباشه …..
ولی از جلوی هر مرکز خریدی که رد میشم درش برام باز میشه !!!
..
..
..
در دادگاه قاضی اعلام کرد این آقا با چکش زنش رو کشته و به اعدام محکوم شد.
همسایش بلند شد به متهم گفت:تف تو صورتت،بیشرف..
قاضی گفت: آقا بشین سرجات به شما چه مربوطه؟
یارو گفت:دوسال همسایشم میگم چکش داری میگه نه!
..
. مطالب طنز و خنده دار اولین روزهای سال  
.
..
گروهبان به سرباز :
۲۰۰تا بشین پاشو برو ببینم .
ﺳﺮﺑﺎﺯﻩ شروع میکنه به بشین پاشو ،
گروهبان گفت : میدونم تو دلت داری به من فحش میدی ، ولی این یونیفرم من ضد فحشه.
سرباز میگه : جناب سروان ! ننتم یونیفرم تنشه ؟؟؟
..
..
..
یارو میگه دیشب داشتم با آنجلینا جولی چت می کردم
باورم نمی شد خود خودش بود
عکساشم مال خودش بود
.
.
.
.
.
فقط نمی دونم شارژ ایرانسل میخواست واسه چی!!!!!!!!!!
..
..
..
ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﻴﻪ ﻋﺸﻘﺶ
غاط زده بود،
ﺭﻓﺖ ﺩﻡ ﺗﺎﻻﺭ ﻋﺮﻭﺳﻲ
ﻭﻟﻲ ﺗﻮ ﻧﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﺑﺰﻧﻪ …
ﺻﺒﺮ ﻛﺮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﻋﺮﻭﺱ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺎ ﺧﺸﻢ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ،،
ﺗﻮﺭﻩ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺮﻭﺱ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﻳﺪ ﺍﺻﻦ ﺍﻭﻥ ﻧﻴﺴﺖ .
ﺍﺳﮑﻞ ﺗﺎﻻﺭﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ …
ﻓﺎﻣﯿﻼﯼ ﺩﺍﻣﺎﺩﻡ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﺚ ﺳﮓ زدنش
|:
والا حقشه
.
.
.
.
هیتلر:من تویه جنگ هایی که کردم جان ۳۰۰هزار نفر رو گرفتم!
ناپلون:من در خلال جنگ هایم سر ۵۰هزار نفر رو جدا کردم
جولیو سزار: من جسم ۷۰ هزار از اسیرانم را سوزاندم
کالی گولا: من ۲۰۰ هزار نفرو کشتم و دستانشان را قطع کردم
مدیر عامل یک خودرو ساز ایرانی  : جمع کنین بابا…
..
..
..
…..
واقعا اسم همه چیز عوض شده ها
بچه های الان شیطونی که میکنن و دیوار راستو میرن بالا بهشون میگن:
(بیش فعال)
اونوقت ما بچه بودیم شیطونی میکردیم بهمون میگفتن:
(تخمه سگ)
..
..
..
 
ابوالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه الان زنده بود ایمیلش این شکلی بود:
abolmaalikeykavoosebneeskandarebneghaboosebnevoshmgir @ yahoo . com
پشت تلفن اسپل کردنش واقعا سخت میشد،
خوب شد که مُرد!
..
..
..
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﮐﻠﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺭﻭ
ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺯﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﭼﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ
.
.
.
.
.
.
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﭘﯿﺮ مرده ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ
ﺑﯿﺨﯿﺎﻟﻢ ﻧﻤﯿﺸﺪ :l
..
..
..
دختر فامیلمون پنج سالشه
بهش میگم مریم گلی بیا بغلم یه بوس بهم بده ^_^
برگشته مگیه مگه تو خودت زن نداری ؟؟
بزار برم برا الهام بگم میخواستی بوسم کنی^_^
تازشم من میخوام زن وحید بشم
من : وحید کیه ؟؟
اون : پچه قشنگ مهد کودمونه ^_^
من : جااااان ، حالا اونم ترو میخواد ؟؟
اون : دارم روش کار میکنم ^_^
من : خرج زندگیرو چکار میکنید ؟؟
مریم : بچه پولداره ^_^
د لامصب اینا رو سوار هواپیما کنید,
اینا بزرگ بشن خطرناکنااااا
..
..
..
پسرا همشون خوشگل و خوش استایل و جذابن
البته از دور
خیلی دووووور
حدودا ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر !
..
..
..
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺟﻤﻼﺕ ﯾﮏ ﺳﻮﺳﮏ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ
ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ :
.
.
.
.
.
ﺑﮑﺶ ﺁﺭﻩ ﺑﯿﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﮑﺶ ……
.
.
.
.
ﺗﻮ ﺑﻬﻢ ﺣﺴﻮﺩﯾﺖ ﻣﯿﺸﻪ …..
.
.
.
.
ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ :
.
..
.
.
.
ﺯﻧﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻪ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﻪ ….
..
..
..
..
ﻧﻈﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻳﺮﺍنی ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﺮﻓﻬﺎی ﻣﻨﻄقی ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زر میزنه…
..
..
..
+۸۵
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واسه این سن فقط ایزی لایف داریم ….
میخوای ؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
..
..
..
 
مورد داشتیم دختره تو امتحان رانندگی
میخواسته دنده عقب بره
به جای اینکه دستشو بندازه
پشت صندلی انداخته گردنِ افسره.
گواهینامه پایه یک که اومده در خونشون هیچی تا ۵ سال هم جریمه نمیشه…
والا…میگن از محبت خارها گل میشود
..
..
..
یه روز‌ یه ایرانی‌ رو مجبور‌ کردن سرش به کار خودش باشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مُرد
..
..
..
از زنان کشور های مختلف سوال شد…
اگر شوهرتون رو با زن دیگری ببینید با شوهرتون چیکار میکنید؟؟
زن سویسی : ازش میپرسم از چی من خوشش نیومده؟
زن روسی : خونه رو ترک میکنم…
زن فرانسوی : میرم پیش دوست پسرم تا بهم تسلی خاطر بده…
زن ایتالیایی : اون زن رو میکشم…
زن اسپانیایی : شوهرم رو میکشم…
زن آمریکایی : جفتشون رو میکشم…
زن ایرانی : شوهر من از این کارها نمیکنه، من بهش اطمینان کامل دارم!!!
..
..
..
 
به این نتیجه رسیدم که هیچ کس کامل نیست
هر کسی تو دنیا بعضی چیزا رو داره
بعضی چیزارو نداره..
مثلا خود من
معرفت دارم
ولی لنگه ندارم ..
..
..
..
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺑﯿﺮﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﺷﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ …
ﯾﻪ ﮐﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﻭ ﯾﻪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻭﺑﺎﺕ ﺍﻟﮑﻠﯽ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭﺵ …
ﮐﺮﻡ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪ !
ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﺪﯾﺪ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮ ﮐﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪ؟ﭼﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ؟؟
ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻦ :
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺸﺮﻭﺑﺎﺕ ﺍﻟﮑﻠﯽ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﮐﺮﻡ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻥ
ﻣﻌﻠﻤﻪ ﺩﯾﺪ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻦ …
ﯾﻪ ﻇﺮﻑ ﭘﺮ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﯾﻪ ﺍﻻﻍ ﻭ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ :
ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺣﺘﯽ ﺍﻻﻍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ ! ﭼﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ؟؟؟
ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻦ :
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ﻫﺮﮐﯽ ﻧﺨﻮﺭﻩ ﺧﺮﻩ
..
..
..
دوستم میگفت : امروز رفته بودم پیش فالگیر
می گفت: به زودی عاشق میشی، زن می گیری
دیگه ساکت شد
چیزی نمی گفت ,
گفتم خب بعدش؟
.
.
.
.
.
.
گفت کلیپس زنت نمیذاره بقیشو ببینم
..
..
..
دختره ۷ سالشه پست گزاشته:
امشب کدام را بکشم؟؟؟؟
ماشه را یا سیگار را؟؟؟؟؟؟؟
دووووستان هر کسی تیتاب این توله سگ رو دزدیده بهش پس بده !!
..
..
..
هرکس تونست منطقى به سوالم جواب بده .
.
.
.
.
.
.
،
ما که دوتا زانو بیشتر نداریم،چرا میگن چهار زانو بشین؟؟
..
..
..
اﻓﺘﺨﺎﺭﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮاﻱ اﻳﺮاﻧﻴﺎﻥ
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪاﻧﺴﺘﻴﺪ ﺟﻨﻴﻔﺮ ﻟﻮﭘﺰ اﺻﺎﻟﺖ اﻳﺮاﻧﻲ ﺩاﺭﺩ و ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ اﻭ ﺟﻌﻔﺮ ﻟﭙﻪ ﭘﺰ ﺑﻮﺩﻩ
ﻧﻪ ﺟﻮﻥ ﻣﻦ ﻣﻴﺪاﻧﺴﺘﻴﺪ
اﻳﺮاﻧﻲ ﻧﻴﺴﺘﻲ اﮔﻪ اﻳﻦ ﻣﻂﻠﺐ ﺭﻭ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاﻙ ﻧﺬاﺭﻱ!
تورو خدا کمک کنید نذارید جنیفر رو ازمون بگیرن
مثل مولانا و ابن سینا و بقیه …
..
..
..
 
 
رفتم مایو بخرم…!
لامصب میگه واسه استخر میخوای…؟
گفتم نه چند روز دیگه عروسی دعوتم….
میخوام منحصر به فرد ظاهر بشم.
..
..
..
منشی با عصبانیت از اتاق رییسش اومد بیرون..!
دوستش گفت چی شده نازی جون؟
گفت رییس ازم پرسید امشب وقتت خالیه؟؟
منم با خوشحالی جواب دادم بله….
بیشعور بهم ۵۰ تا برگه داد برای تایپ.!!!
..
..
..
..
..
..
دختره سوسک مرده میبینه…
بادعای پدرمادرش بعد دوروز ازتو کما درمیاد!
اونوقت تو پروفایلش نوشته :
به من دل نبند…. وحشی تر از آنم که رامم کنی!
..
..
..
ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺟﻮﺭﺍﺑﻬﺎﯼ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ !!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺯﻧﺎﻧﻪ :
ﺻﺎﻓﯽ ﺁﺑﻠﯿﻤﻮ
ﺻﺎﻓﯽ ﺁﺏ ﻏﻮﺭﻩ
ﺩﻭﺵ ﺣﻤﺎﻡ
ﮐﺶ ﻣﻮ
ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺍﺷﯿﺎ
ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﺷﻠﻮﺍﺭ !!!
.
.
.
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ :
ﮐﺸﺘﻦ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺣﺸﺮﺍﺕ ﻣﺰﺍﺣﻢ
ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺍﺳﭙﺮﯼ ﻓﻠﻔﻞ
ﻣﺎﺩﻩ ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﻋﻤﻞ
ﺳﻢ ﺟﻬﺖ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ
ﺫﻭﺏ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﻮﯾﺮﮔﻬﺎﯼ ﺩﻣﺎﻍ ﺟﻬﺖ
ﺳﯿﻨﻮﺯﯾﺘﻬﺎﯼ ﻻﻋﻼﺝ…
..
..
..
یارو از طرف یه آدرس سخت میپرسه…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اونم کلی فکر میکنه میگه نمیشه نری؟؟
..
..
..
راحت ترین پست در دنیا رو دبیر کل سازمان ملل داره..
کارش فقط ابراز نگرانیه.
..
..
.
..
..
خانومه با پسر ۵-۴ ساله ش صندلی جلو تاکسی نشسته بودن.
یهو پسره رو کرد به مامانش گفت: مــامــان!
یادته اونروز خونه ی دایی اینا گوزیــدی؟!
مامان بیچاره گفت: مرســـی آقا!
ما همین جا پیاده میشیم!
راننده بدبخت هنوز کامل وانستاده بود
که زنه درِ ماشینو با عجله باز کرد و یه موتوری هم اومد زد درِ ماشینو سرویس کرد!
راننده پیاده شد دودستی زد تو سرش گفت:
خانوم! گوزیدی که گوزیدی!
منم میگــوزم!
این آقام میگــوزه!
این ملت همه میگوزن!
گوزیدن که عیب نیست، ریـدن تو درِه ماشین مردم عیبه
..
..
..
راهنمایی رانندگی این همه بودجه مملکت رو هزینه میکنه
تا بتونه مشکل ترافیک رو حل کنه؛
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اونوقت این دخترا یه ساپورت ۲۰,۰۰۰ تومانی میپوشن ؛
وای میستن گوشه خیابون گند میزنن به بودجه ی مملکت…
..
..
….
..
عاقا مقصران اصلی اضافه شدن روغن های مضر به مواد لبنی مشخص شد!!
گاو ها !!!!!
تازه اعتراف هم کردند لامصصبا..
قضیه از این قراره که مسئول بهداشت خطاب به مدیران شرکت های تخلف کار میگه:
چه کسی به شیر روغن سرطان زا اضافه کرده؟!
مدیران: نمیدونیم احتمالا کار گاوداری هاست!
مسئول بهداشت خطاب به گاو دار ها: کی روغن اضافه کرده به شیر؟
گاودارها: ما از کجا بدونیم برید از گاوا بپرسید!
خلاصه هیچی دیگه اقای مسئول یه جلسه خصوصی با گاوا گذاشته
ازشون پرسیده گفته:
کاره کی بوده ؟!!
گاوا هم گفتند:
ما ما ما ما …
هیچی دیگه!
معلوم شد کار این گاوهای … بوده. باز خدا رو شکر مقصران اصلی پیدا شدند.
..
..
..
‏(ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻥ ﻛﻤﻪ ‏)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺟﻤﻠﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻴﺐ ﺯﻣﻴﻨﻲ ﺳﺮﺥ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻴﮕﻦ
ﻻﻣﺼﺐ ﺍﺯ ﺷﻜﺴﺖ ﻋﺸﻘﻲ ﺑﺪﺗﺮﻩ (((
..

.
..
روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد.
او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.
قورباغه به او گفت:مرا از این تله آزاد کن سه آرزوی تو را برآورده کنم .
زن قورباغه را آزاد کرد
قورباغه گفت: “متشکرم” ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست؛
هر آرزویی داشته باشی شوهرت ۱۰ برابر آن را میگیرد.
زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود!
قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید
با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود
و تمام زنان به او جذب خواهند شد؟
زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد
و او فقط به من نگاه میکند! و او زیباترین زن جهان شد!
برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد!
قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد
و او ۱۰ برابر از تو ثروتمندتر می شود. زن گفت اشکالی ندارد!
چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است
و او ثروتمندترین زن جهان شد!
سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد:
من دوست دارم یک سکته خفیف قلبی کنم!
خیلى این جنس خطرناکه. مواظب باشید
 
..
 
 
 
من؟،
.
.
.
نه پشت سریت ….
.
.
.
.
.
.
شیرین ترین دیالوگی که از معلم می شنیدیم
..
..
..
تنها جمله ای که اگه برعکسش کنین بازم معنیش همون میشه، این جمله است:
امید آشنایان شادی ما
،
.
.
.
.جان من حال کردین؟؟
..
..
..
شعر حسنی ورژن جدید “
.
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
.
موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ، نه رعنا جون
.
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
.
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
.
باباش می گفت : حسنی میری به سربازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
.
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم
.
گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
.
گلی چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
.
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
.
یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم
.
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم و زرنگم
.
اما تو چی ؟
نه کار داری ؛ نه مال داری ؛ فقط هزار خیال داری !
موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه واه
.
در واشد و پریچهر
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ، از اون بالا
.
نگاه می کرد تو کوچه را
داد زد و گفت : اوی … بی حیا !
.
برو خونه تون تو را بخدا
دختر ریزه میزه
.
حسابی فرز و تیزه
اما تو چی ؟
.
نه کار داری ؛ نه مال داری ؛ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه
..
..
..
..
..
..
به سلامتی دخترای قدیم که کدبانو بودن و از پس کارای خونه برمیومدن،
صداشونم در نمیومد!
نه دخترای الان که اگه در نوشابه رو باز کنه و دستش زخم بشه!
تو فیسبوکش مینویسه: امروز مرگو با چشام دیدم
..
..
..
..
..
..
دختری که اول صبح به زور از خواب بلند میشه،
.
.
.
 
طریقه خداحافظی زنان با شوهراشون
وقتی مرد داره میره سر کار در کشورهای مختلف:
زن عرب: مواظب خودت باش عشقم.
زن اروپایی: دیر نکنی عزیزم منتظرتم.
زن آمریکایی: عاشقتم عزیزم مواظب خودت باش.
زن ایرانی: سر راهت این آشغالا رو هم بذار دمِ در
..
..
.
اتوبوس تو برف گیر میکنه . . .
راننده میگه:
بیاین پایین تا زیر چرخ زنجیر بزنیم…!
یارو میگه:
من سردمه! همینجا تو ماشین سینه میزنم…!!!
 
 
 
فرض کنید استفاده از فحش و عبارات رکیک ممنوع بشه .
نفر اول : دستت را بکش مرتیکه ای که شبیه آن جانور شاخدار هستی.
نفر دوم : به من گفتی جانور شاخدار مرتیکه ای که مسئول خانه ی فساد هستی!
نفر اول: به من میگوئی مسئول خانه ی فساد؟
من الان روابط نامشروع و بدی با دو تن از اعضای خانواده ات برقرار میکنم.
نفر دوم:تو؟؟ رهایم کنید من اکنون بخشی از البسه ی همسرت را روی سرت میکشم .
تو که پدر واقعیت شخصی غیر از پدرت است .
نفر اول :برو ای مرتیکه ای که روابط بدی با مردان دیگر داری.
 
 
بازم به تکناز سر بزن تا مطالب طنز جدید در خدمت شما عزیزان خواهیم بود. 
 
  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 21:59
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

 

سری جدید پـَ  نه پـَ – فروردین 91
 
 
 
 

 

کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟

پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار

سوسک آفریقایی با نهنگ سرچکشی !
.
.
.

فرشو پهن کردیم پشت بوم ، همسایه میگه شستین گذاشتید خشک بشه ؟

گفتم پَ نَ پَ انداختیم ویتامین D جذب کنه تا رنگ گُلاش ثابت بمونه !
.
.

.


غذا مونده روی گاز خاکستر شده

اومده میگه سوخته ؟ گفتم پَ نَ پَ بیش از حد جا افتاده !
.
.
.

 

 

تو کلاس هی میگیم “استاد خسته نباشید” ، استاد میگه یعنی وقت تمومه ؟ گفتیم پَ نَ پَ همین الان از اتاق فرمان اطلاع دادن که ۱ ساعت به تایم کلاس اضافه شده !
.

.

 

 جک پ نه پ, خنده دار ترین پ نه پ ها, پ ن پ ۹۱,
.
.


فامیلمون اومده میگه شما دانشجویی ؟ گفتم پَ نَ پَ پشت کنکور مهد کودک گیر کردم !
.
.
.


توی صف بربری وایسادم ، یارو میگه شما هم توی صفی ؟ گفتم پَ نَ پَ من از اداره بازرسی و نظارت بر کیفیت و قیمت نان مزاحم میشم ، طبیعی رفتار کن سه نشه !
.
.


.
دندونم سیاه شده ، میگه خراب شده ؟ گفتم پَ نَ پَ این یه دونه خارجیه مدل Black Edition !
.
.
.


ساعت خوابیده ، چهارپایه آوردم ، میگه میخوای باتریشو عوض کنی ؟ گفتم پَ نَ پَ اینجا جاش مناسب نیست ، سروصدا زیاده ، میخوام ببرمش اتاق خواب بخوابه !
.
.
.


کل خونه همسایه رو سیاه کشیدن ، رفیقم میگه یعنی کسی فوت کرده ؟ گفتم پَ نَ پَ معدل بچشون شده ۱۹٫۹۹ ، واقعا خدا بهشون صبر عنایت فرماید !

 

 

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ششم دی ۱۳۹۳, 21:58
  • دسته بندی :
  • نویسنده : امیر شمسایی
 

بامزه ترین مطالب طنز و خنده دار (6)

سری جدید و بسیار بامزه از مطالب طنز و خنده دار

 

 

پدﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮ ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺗﻨﻬﺎ ﻳﮏ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ . . .

ﺁﻳﺎ ﻳﮏ ﺩﺳﺖ ﺻﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ؟؟

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺸﮑﻦ ﺯﺩﻧﺪ . . .

ﭘﺪﺭ ﺿﺎﻳﻊ ﺷﺪ ﻭ ﻣُﺮﺩ !!!

 

* * * * * *

 

سلامتی اون پسری که شب عروسی عشقش قاطی کرد رفت دم تالار عروسی

ولی نرفت تو که عروسیو بهم بزنه صبر کرد وختی عروس اومد بیرون با خشم رفت جلو

تور صورت عروس رو برداشت

دید اصن اون نیست

اسکل تالارو اشتباه اومده بود

فامیلای دامادم گرفتن مثه سگ زدنش

 

* * * * * *

 

پیاده شدن از مترو تو ایران مث شنای قورباغه میمونه

باید جمعیت جلوی در مترو رو بشکافی تا بتونی پیاده بشی !

 

* * * * * *

 

از فرهنگستان ادب فارسی درخواست داریم

“حریم خصوصی” رو به “طویله” تغییر نام بده

چون هر گاوی میخواد توش سرک بکشه !!

 

* * * * * *

 

دیشب با پورشه از الهیه رد میشدم یه بچه پرید جلو ماشین

همچین زدم رو ترمز پتو پاره شدبامزه ترین مطالب طنز و خنده دار (6)

 

* * * * * *

 

انقد تو این خیابونا دست انداز و سرعت گیر هست

که ادم جرعت نمی کنه دست بکنه تو دماغش !

 

* * * * * *

 

دختر همسایمون بس که از خونه بیرون نیومده روابط عمومیش ضعیفه!

یه بار آش نذری پخش میکردن اومد آیفونمونو زد گفتم کیه؟ گفت آشه!

بیچاره آیفون خونمون از شدت خنده اتصال کرد !!

 

* * * * * *

 

در سال اول ازدواج به قدری همسرم را دوست داشتم

که وقتی نگاهش میکردم دلم میخواست بخورمش

در سال دوم دائم به خودم میگفتم کاش همون سال اول خورده بودمش!!

 

* * * * * *

 

مرد: این لباسا چیه دوباره رفتی خریدی؟!

زن: آخ باز شیطون گولم زد گفت بهم میاد

مرد: مگه نگفتم هروقت شیطون داشت گولت میزد بگو دور شو، دور شو

زن: گفتم، ولی میگفت از دور خیلی بیشتر بهت میاد …!بامزه ترین مطالب طنز و خنده دار (6)

 

* * * * * *

 

حسن یک، حسن دو، حسن سه

حسن دنده به دنده!

حسن بشقاب پرنده!

حسن چرا نمیخنده! (و بعد در کمال تعجب و ناباوری!!!)

حسن میشینه میخنده!

حسن نوکر بنده!

و به این ترتیب ما اسکول وار بزرگ شدیم….

 

* * * * * *

 

رابطه انسان با مگس

طبق گفته دانشمندان دو نوع بیشتر نمیباشد:

رابطه اول مگس روی شما مینشیند:

در این رابطه معلوم میشه که شما چه انسان گوهی هستی!

رابطه دوم مگس روی شما نمیشیند: در این رابطه نیز معلوم میشود که شما هیچ گوهی نیستی

من برم دنبال اکتشافات بعدیم !!

 

* * * * * *

 

ﺩﺧﺘﺮﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻳﺪﻥ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ …

ﻣﺎﺩﺭ : ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ؟؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﻴچی ﺍﺷﺘﻮﻥ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﺖ ﻗﺒﻠﻴﻪ ﺗﻨﺸﻪ

ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﻫﻢ ﺧﻴلی ﺯﺷﺘﻪ

 

* * * * * *

 

دیوونه شدم از بس که خیره شدم به عکس روی دیوار

چقدر سخته آدم اینقدر به عکس خودش نگاه کنه اما هیچ نقطه ضعفی پیدا نکنه!!!

فتبارک الله احسن الخالقین . . .

ماشاالله ماشاالله

 

* * * * * *

 

دوستم را بعد از چند سال دیدم …

از زندگیش پرسیدم و اینکه ازدواج کرده یا نه؛ گفت آره؛

پرسیدم با کی؟!

گفت ویشکا آسایش رو می شناسی؟

ذوق زده گفتم آره؛

گفت من با خواهرش ازدواج کردم؛

اسمش هست

“هیچگاه آسایش” !!!

 

* * * * * *

 

مورد داشتیم دخدره گفته که دوست دارم یه فرش پونصد شونه بگیرم

بعد هرشب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش …

نخند شوهر نیست دیگه ، میفهمی نیست

 

* * * * * *

 

ﯾﻪ ﺷﺍﺭﮊ 5ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺑﺨﺮﯾﺪ

ﺑﻌﺪ ﺭﻣﺰﺷﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ

ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ |:

ﻣﻨﻢ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﺸﺪ .. ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ

 

* * * * * *

 

شوهر : دوستت دارم

زن : منم دوستت دارم

مرد : ثابتش کن . داد بزن تا همه دنیا بفهمن

زن کنار گوشش زمزمه میکند , دوستت دارم

مرد : چرا آروم برام زمزمه میکنی ؟

زن : چون تو همه دنیای منی

و اینگونه بود که مرد بیچاره گول خورد و یه سرویس طلا رفت تو پاچش

 

* * * * * *

 

میگن زیبا رویان بی وفایند !

خدایی شما این شایعات رو راجب من باور میکنین ؟؟؟

 

* * * * * *

 

من آخر نفهمیدم اینکه هی میگن : “وی خاطر نشان کرد” یعنی چی ؟

این “وی” کیه که هی خاطره رو نشون میکنه ؟

پس کِی میگیرتش ؟ چرا با عواطف دختر مردم بازی میکنه ؟

 

* * * * * *

 

محبت را از ابشار بیاموز که سقوط کرد اما …

حالا اما شو نمیدونم! ولی تو بیاموز کاریت نباشه

 

* * * * * *

 

سوار تاکسی شده بودم یهو دیدم رو داشبوردش نوشته “به یاد مریم”

به راننده گفتم داداش قضیه این مریم چیه ؟؟؟

گفت دوس دخترم بود ولم کرد

من فک کردم اگه ماشین خریدم باید رو داشبورد ماشینم

یه دفتر صد برگ بزنم آمار شکست عشقی هایی که خوردمُ بنویسم!

 

* * * * * *

 

مورد داشتیم دختره از پایین ب زرافهه نگاه میکرده

بعد زرافه از پایین ب کلیپس دختره نگاه میکرده!

 

* * * * * *

 

یه سریام هستن وقتی میخندن میرن رو سایلنت

دهنشون قد دهن تمساح باز میشه و فقط ازش هوا میاد بیرون …

آدم یاد سشوار بی صدا میافته

 

* * * * * *

 

قدیما دخترا تو عکساشون میگفتن سیییییب

الان هرچی دقت میکنم انگار میگن گووووززز

والااااا

نمیدونم مال پروتز زیاده؟؟؟؟؟

نمیدونم ژستشون جدیده؟؟؟؟؟

نمیدونم واقعأ گیج شدم!!

 

* * * * * *

 

یک سئوالی داشتم

مامان شما هم از قسمت فر اجاق گاز به جای انباری استفاده می کنه؟

 

* * * * * *

 

فامیل دور:

من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!

وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا می کنی!

وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا می کنی!

وقتی کسلی میری در یخچالو وا می کنی!

داری با تلفن حرف می زنی میری در یخچالو وا می کنی!

وقتی نمیدونی چته میری در یخچالو وا می کنی!

آخه موجودم انقد سنگ صبور!!؟!!!انقد محترم؟انقد با حوصله؟انقد با شخصیت؟!

 

* * * * * *

 

فانتزیهای ذهن من:

موهاتو بزنی قهرکنه درنیاد…

از خودت فرارکنی گم شی…

برق بره با بزرگترش بیاد…

اشتهات کور بشه ببریش مدرسه نابینایان…

روزا که پشه ها می خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی…

 

* * * * * *

 

دقت کردین تو فوتبالیست ها وقتی سوباسا یا کاکرو شوت میزدن

دروازه بان از کنار تیرک مخالف شیرجه میزدن

ولی وقتی یه بازیکن بیخودی شوت میزد دروازه بان دقیقا همون جا وایساده بود

مگه دروازه بانا نباید وسط دروازه وایسن!؟

 

* * * * * *

 

معمولا ۹۹٫۹7% دخترا وقتی میرن یه جا سعی نمی کنن در محل لذت ببرن

بلکه سعی می کنن عکس و فیلم بگیرن و بعدها ببینن و حسرت بخورن !

 

* * * * * *

 

 

دیشب هندونه خوردم ، پوستش و گذاشتم دم در،شهرداری ببره

طرف زنگ آیفون و زده ،میگه:

با ژیلت تمیزش کردی ؟؟

 

 

تبلیغات

تبلیغات